بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

شیعیان پس از ظهور امام زمان عج

دوشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۰۵ ب.ظ

 عَن أبی جَعفَرٍ مُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ الباقِرِ، عَن أبیهِ، عَن جَدِّهِ علیهما السلام قالَ: قالَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام- وهُوَ عَلَى المِنبَرِ-:یَخرُجُ رَجُلٌ مِن وُلدی فی آخِرِ الزَّمانِ أبیَضُ اللَّونِ، مُشرَبٌ بِالحُمرَةِ، مُبدَحُ البَطنِ،‏ عَریضُ الفَخِذَینِ، عَظیمُ مُشاشِ‏ المَنکِبَینِ،

بِظَهرِهِ شامَتانِ: شامَةٌ عَلى‏ لَونِ جِلدِهِ وشامَةٌ عَلى‏ شِبهِ شامَةِ النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله، لَهُ اسمانِ: اسمٌ یَخفى‏ وَاسمٌ یَعلُنُ، فَأَمَّا الَّذی یَخفى‏ فَأَحمَدُ، وأَمَّا الَّذی یَعلُنُ فَمُحَمَّدٌ، إذا هَزَّ رایَتَهُ أضاءَ لَها ما بَینَ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ، ووَضَعَ یَدَهُ عَلى‏ رُؤوسِ العِبادِ فَلا یَبقى‏ مُؤمِنٌ إلّاصارَ قَلبُهُ أشَدَّ مِن زُبَرِ الحَدیدِ، وأَعطاهُ اللَّهُ تَعالى‏ قُوَّةَ أربَعینَ رَجُلًا، ولا یَبقى‏ مَیِّتٌ إلّادَخَلَت عَلَیهِ تِلکَ الفَرحَةُ فی قَلبِهِ وهُوَ فی قَبرِهِ، وهُم یَتَزاوَرونَ فی قُبورِهِم، ویَتَباشَرونَ بِقِیامِ القائِم‏ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِ.

کمال الدین‏- با سندش به نقل از ابو الجارود، از امام باقر علیه السلام از پدرش، از جدّش امام حسین علیه السلام-: امیر مؤمنان علیه السلام بر بالاى منبر فرمود: «در آخر الزمان، مردى از فرزندان من خروج مى‏ کند که سرخ و سفید، با شکمى عریض و ران‏هایى ستبر و چهارشانه است. دو خال در پشت اوست؛ خالى به رنگ پوستش و خالى به شکل خال پیامبر صلى الله علیه و آله. دو نام دارد: نامى پنهان و نامى آشکار. نام پنهانش، احمد و نام آشکارش، محمّد است. هنگامى که پرچمش را به اهتزاز در آورد، از شرق تا غرب براى آن روشن مى‏ شود و دستش را بر سر بندگان خدا مى ‏نهد و مؤمنى نمى ‏ماند، جز آن که دلش محکم‏تر از پاره ‏هاى آهن مى ‏شود و خداوند متعال، نیروى چهل مرد را به او مى‏ دهد و مرده ‏اى نمى ‏ماند، جز آن که همان خوش‏حالى، در قبرش به دل او راه مى‏ یابد و در همان قبرها، همدیگر را زیارت مى‏ کنند و قیام قائم- که درودهاى خدا بر او باد- را به هم مژده مى ‏دهند».[1]

*عَن عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ علیهما السلام، قالَ:

إذا قامَ قائِمُنا أذهَبَ اللَّهُ عَزَّ وجَلَّ عَن شیعَتِنَا العاهَةَ، وجَعَلَ قُلوبَهُم کَزُبَرِ الحَدیدِ، وجَعَلَ قُوَّةَ الرَّجُلِ مِنهُم قُوَّةَ أربَعینَ رَجُلًا، ویَکونونَ حُکّامَ الأَرضِ وسَنامَها.

الخصال‏- با سندش به نقل از ثویر بن ابو فاخته-: امام زین العابدین علیه السلام فرمود: «هنگامى که قائم ما قیام کند، خداوند عز و جل کاستى و بیمارى را از شیعیان ما مى ‏برد و دل‏هایشان را مانند پاره‏ هاى آهن مى ‏کند و نیروى هر یک را برابر نیروى چهل مرد قرار مى ‏دهد و حاکمان و قلّه ‏هاى برافراشته زمین مى ‏شوند».[2]

 

. الکافی: مُحَمَّدُ بنُ یَحیى‏، عَن أحمَدَ بنِ مُحَمَّدِ بنِ عیسى‏، عَنِ الحُسَینِ بنِ سَعیدٍ، عَن فَضالَةَ بنِ أیّوبَ، عَن سَیفِ بنِ عَمیرَةَ، عَن أبی بَکرٍ الحَضرَمِیِّ، عَن عَبدِ المَلِکِ بنِ أعیُنَ، قالَ: قُمتُ مِن عِندِ أبی جَعفَرٍ علیه السلام فَاعتَمَدتُ عَلى‏ یَدَیَّ فَبَکَیتُ، فَقالَ: ما لَکَ؟

فَقُلتُ: کُنتُ أرجو أن ادرِکَ هذَا الأَمرَ وبی قُوَّةٌ.

فَقالَ: أما تَرضَونَ أنَّ عَدُوَّکُم یَقتُلُ بَعضُهُم بَعضاً وأَنتُم آمِنونَ فی بُیوتِکُم، إنَّهُ لو قَد کانَ ذلِکَ أعطَى الرَّجُلَ مِنکُم قُوَّةَ أربَعینَ رَجُلًا، وجُعِلَت قُلوبُکُم کَزُبَرِ الحَدیدِ، لَو قَذَفَ بِهَا الجِبالَ لَقَلَعَتها، وکُنتُم قُوّامَ الأَرضِ وخُزّانَها.

 الکافى‏- با سندش به نقل از عبد الملک بن اعین-: از نزد امام باقر علیه السلام بلند شدم و در هنگام بلند شدن، بر دستم تکیه کردم و گریستم. فرمود: «تو را چه مى ‏شود؟».

گفتم: امید داشتم تا نیرو دارم، این امر [قیام‏] را درک کنم.

فرمود: «آیا راضى نمى ‏شوید که دشمنانتان به جان هم افتاده و یکدیگر را مى ‏کشند، در حالى که شما در خانه ‏هایتان آسوده هستید. اگر این امر (قیام قائم) روى دهد، به هر یک از شما، نیروى چهل تن داده مى ‏شود و دل‏هایتان مانند پاره‏ هاى آهن مى ‏شود، که اگر با آنها بر کوه‏ها بزنند، از جا کنده مى ‏شوند و شما حاکمان و حافظان زمین خواهید بود».[3]

بصائر الدرجات: أحمَدُ بنُ جَعفَرٍ، عَن جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدِ [بنِ‏] مالِکٍ الکوفِیِّ، قالَ:

حَدَّثَنا الحَسَنُ بنُ حَمّادٍ الطّائِیُّ، عَن سَعدٍ، عَن أبی جَعفَرٍ علیه السلام قالَ:

حَدیثُنا صَعبٌ مُستَصعَبٌ، لا یَحتَمِلُهُ إلّامَلَکٌ مُقَرَّبٌ، أو نَبِیٌّ مُرسَلٌ، أو مُؤمِنٌ مُمتَحَنٌ، أو مَدینَة حَصینَةٌ، فَإِذا وَقَعَ أمرُنا وجاءَ مَهدِیُّنا کانَ الرَّجُلُ مِن شیعَتِنا أجرى‏ مِن لَیثٍ، وأَمضى‏ مِن سِنانٍ، یَطَأُ عَدُوَّنا بِرِجلَیهِ ویَضرِبُهُ بِکَفَّیهِ، وذلِکَ عِندَ نُزولِ رَحمَةِ اللَّهِ وفَرَجِهِ عَلَى العِبادِ.

بصائر الدرجات‏- با سندش به نقل از سعد-: امام باقر علیه السلام فرمود: «حدیث ما، سخت و دشوار است. آن را جز فرشته ‏اى مقرّب یا پیامبرى فرستاده شده یا مؤمنى آزموده شده یا شهرى برج و بارودار تحمّل نمى ‏کند، و چون امر [قیام‏] ما روى دهد و مهدى ما بیاید، مردانِ پیرو ما، شجاع‏تر از شیر و بُرّان‏تر از نیزه خواهند شد و دشمن ما را لگدمال مى‏ کنند و با دستان خود، به آنها ضربه مى ‏زنند و این، به هنگام فرود آمدن رحمت خدا و گشایش او از کار بندگانش است».[4]

کامل الزیارات: حَدَّثَنی الحُسَینُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عامِرٍ، عَن أحمَدَ بنِ إسحاقَ بنِ سَعدٍ، عَن سَعدانَ بنِ مُسلِمٍ، عَن عُمَرَ بنِ أبانٍ، عَن أبانِ بنِ تَغلِبَ، عَن أبی عَبدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ:

کَأَنّی بِالقائِمِ علیه السلام عَلى‏ نَجَفِ‏ الکوفَةِ وقَد لَبِسَ دِرعَ رَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله، فَیَنتَفِضُ هَوِیَّها فَتَستَدیرُ عَلَیهِ فَیُغَشّیها بِخِداجَةٍ مِن إستَبرَقٍ، ویَرکَبُ فَرَساً أدهَمَ بَینَ عَینَیهِ شَمراخٌ‏، فَیَنتَفِضُ بِهِ انتِفاضَةً لا یَبقى‏ أهلُ بَلَدٍ إلّاوهُم یَرَونَ أنَّهُ مَعَهُم فی بِلادِهِم، فَیَنتَشِرُ رایَةَ رَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله، عَمودُها مِن عَمودِ العَرشِ وسائِرُها مِن نَصرِ اللَّهِ، لا یَهوی بِها إلى‏ شَی‏ءٍ أبَداً الّا هَتَکَهُ‏[5] اللَّهُ، فَإِذا هَزَّها لَم یَبقَ مُؤمِنٌ إلّاصارَ قَلبُهُ کَزُبَرِ الحَدیدِ، ویُعطَى المُؤمِنُ قُوَّةَ أربَعینَ رَجُلًا، ولا یَبقى‏ مُؤمِنٌ إلّادَخَلَت عَلَیهِ تِلکَ الفَرحَةُ فی قَبرِهِ، وذلِکَ حینَ یَتَزاوَرونَ فی قُبورِهِم ویَتَباشَرونَ بِقِیامِ القائِمِ، فَیَنحَطُّ عَلَیهِ ثَلاثَ عَشَرَ ألفَ مَلَکٍ وثَلاثُمِئَةٍ وثَلاثَ عَشَرَ مَلَکاً.

کامل الزیارات‏- با سندش به نقل از ابان بن تغلب-: امام صادق علیه السلام فرمود: «گویى قائم را بر بلندى کوفه [/ نجف‏] مى ‏بینم که زره پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را به تن کرده و آن را تکان مى ‏دهد تا همه پیکرش را بگیرد و بر روى آن، دیباى ستبرى افکنده و بر اسبى سیاه- که باریکه سفیدى میان چشمانش است- نشسته و اسب، او را حرکت مى‏ دهد و هیچ شهرى نمى ‏ماند، جز آن که اهلش مى ‏بینند که او (مهدى علیه السلام) همراه آنان و در شهرشان است. او پرچم پیامبر خدا صلى الله علیه و آله را که دسته ‏اش از ستون‏هاى عرش خدا و دیگر اجزاى آن، از یارى خداست، مى ‏گشاید و آن را بر سر کسى فرود نمى ‏آورد، جز آن که خداوند، تکّه تکّه ‏اش مى‏ کند و چون پرچم را به اهتزاز در مى ‏آورد، مؤمنى باقى نمى ‏ماند، جز آن که دلش مانند پاره ‏هاى آهن [محکم‏] مى‏ شود و [مرده‏] مؤمنى نمى‏ ماند، جز آن که آن خوش‏حالى در همان قبرش به او مى‏ رسد و آن، هنگامى است که در قبرها، یکدیگر را زیارت مى ‏کنند و قیام قائم علیه السلام را به یکدیگر بشارت مى‏ دهند، و سیزده هزار و سیصد و سیزده فرشته بر او فرود مى ‏آیند».[6][7]

 

 



[1]  کمال الدین: ص 653 ح 17، الخرائج و الجرائح: ج 3 ص 1149 ح 58، إعلام الورى: ج 2 ص 294، العدد القویّة: ص 64 ح 89( در این منبع، بخش پایانى حدیث آمده است)، بحار الأنوار: ج 51 ص 35 ح 4( به نقل از الغیبة، طوسى).

[2]  الخصال: ص 541 ح 14، مشکاة الأنوار: ص 151 ح 366، روضة الواعظین: ص 323، الصراط المستقیم: ج 2 ص 261، بحار الأنوار: ج 52 ص 316 ح 12.

[3]  الکافى: ج 8 ص 294 ح 449( با سند صحیح)، مختصر بصائر الدرجات: ص 116( به نقل از عبد الأعلى بن اعین)، الخرائج و الجرائح: ج 2 ص 839 ح 55، بحار الأنوار: ج 52 ص 335 ح 69.

[4]  بصائر الدرجات: ص 24 ح 17، مختصر بصائر الدرجات: ص 123، بحار الأنوار: ج 52 ص 318 ح 17.

[5]  فی المصادر الاخرى: أهلکه اللَّه.

[6] کامل الزیارات: ص 233 ح 348( با سند معتبر)، دلائل الإمامة: ص 457 ح 437، بحار الأنوار: ج 52 ص 328 ح 48. نیز، ر. ک: همین دانش‏نامه: ج 8 ص 224 ح 1531.

[7] محمدى رى‏شهرى، محمد، دانشنامه امام مهدى «عجل الله فرجه» بر پایه قرآن، حدیث و تاریخ، 10جلد، موسسه علمى فرهنگى دار الحدیث، سازمان چاپ و نشر - قم - ایران، چاپ: 1، 1393 ه.ش.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۸/۱۰
علی مویدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">