بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

قرآن میگوید: توسل به اهل بیت ع شرک است؟!

دوشنبه, ۱ آذر ۱۳۹۵، ۰۷:۵۲ ق.ظ

صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است به شهادت آیات قرآن !

توضیح شبهه: وهابیون می گویند خداوند خواندن من دون الله را در قرآن ، شرک دانسته است از جمله در غافر/60 - یونس/18 - زمر/3 - رعد/16 - احقاف/5و6 - نحل/20و21 - جن/18و20 - اسراء/56 - اعراف/194 - فاطر/13و14 - فاتحه/5 - بقره/186

در واقع این آیات از سه حال خارج نیستند:

1. یا در مورد عبادت غیر خدا هستند.

2. یا خواندن معبودانی غیر از خدا هستند.

3. یا اشاره به خواندن فقط خدا هستند.

وهابیون میگویند قرآن، مطلق دعوت و ندای غیر خدا را عبادت خوانده است، بنابراین هر کسی پیامبر و یا شخص صالحی را بخواند یا بگویـد: درباره ی حاجت من شفاعت کن و مانند این ها، در این صورت این شخص با این گفتار ، او را عبادت کرده است. و حقیقت پرستش جز خواندن چیزی نیست ، در نتیجه چنین دعوت گری، غیر خدا را پرستیده و مشرک شده است!!

اینکه معنای دعوت در قرآن به طور مطلق عبادت باشد این از افترائات وهابیون بر قرآن است ، چون:

قرآن از زبان حضرت نوح (ع) میفرماید:

قالَ رَبِّ إِنِّی دَعَوتُ قَومی لَیْلاً وَنَهاراً نوح/5

گفت: پروردگارا! من شب و روز قوم خودم را (به سوی تو) دعوت کردم.

آیا میتوان گفت که حضرت نوح علیه السلام ، قومشان را می پرستیدند؟!

یا می فرماید:

إِذْ تُصْعِدُونَ وَلَا تَلْوُونَ عَلَی أَحَدٍ وَالرَّ‌سُولُ یَدْعُوکُمْ فِی أُخْرَ‌اکُمْ. آل عمران/ 153

[یاد کنید] هنگامی را که در حال گریز [از کوه]‌ بالا می‌رفتید و به هیچ کس توجه نمی‌کردید؛ و پیامبر،از پشت سرتان،شما را به فریاد می‌خواند... .

آیا میتوان گفت که حضرت رسول (ص) ، صحابه را می پرستیدند؟!

یا از زبان شیطان چنین نقل می کند:

وَما کانَ لِی عَلَیْکُمْ مِنْ سُلْطان إِلاّ أَنْ دَعَوتُکُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لی... ابراهیم/22

... من بر شما تسلطی نداشتم جز اینکه شما را دعوت کردم و شما هم مرا اجابت کردید ...

آیا میتوان گفت که شیطان ، پیروانش را میپرستد؟!

با این مقدمه ، به بررسی آیات فوق الذکر می پردازیم:

آیه ی 60 غافر:

وَقَالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِینَ

اولا: معنای ادعونی در این آیه به معنای عبادت است به گواه ادامه ی آیه _ یستکبرون عن عبادتی

ثانیا: این آیه ربطی به شرک ندارد مگر اینکه کسی بخواهد مطلق خواندن را عبادت معنا کند که پیش تر بطلان آن را ثابت کردیم.

ثالثا: اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. بر فرض که معنای دعا در آیه ی فوق ، خواندن باشد باز هم دلالت بر شرک شیعه نمی کند ؛ زیرا آیه نگفته است که فقط خدا را بخوانید بلکه از ظاهر آیه چنین برداشت می شود که خطابش به کسانی است که به خدا توجهی ندارند.

آیه ی 18 یونس:

وَیَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا یَضُرُّهُمْ وَلَا یَنْفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَؤُلَاءِ شُفَعَاؤُنَا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِمَا لَا یَعْلَمُ فِی السَّمَوَاتِ وَلَا فِی الْأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ

و به جای خدا ، چیزهایی را می پرستند که نه به آنان زیان می رساند و نه به آنان سود می دهد . و می گویند : «اینها نزد خدا شفاعتگران ما هستند .» بگو : «آیا خدا را به چیزی که در آسمانها و در زمین نمی داند ، آگاه می گردانید ؟» او پاک و برتر است از آنچه ] با وی ] شریک می سازند.

این آیه ربطی به خواندن ندارد و به وضوح می گوید که در مورد عبادت است.

آیه ی 3 زمر:

أَلَا لِلَّهِ الدِّینُ الْخَالِصُ وَالَّذِینَ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أَوْلِیَاء مَا نَعْبُدُهُمْ إِلَّا لِیُقَرِّبُونَا إِلَی اللَّهِ زُلْفَی إِنَّ اللَّهَ یَحْکُمُ بَیْنَهُمْ فِی مَا هُمْ فِیهِ یَخْتَلِفُونَ إِنَّ اللَّهَ لَا یَهْدِی مَنْ هُوَ کَاذِبٌ کَفَّارٌ

این آیه نیز ربطی به خواندن ندارد و درباره ی عبادت است.

دقت کنید که مشرکان گفته اند ما نعبدهم یعنی آنها را نمی پرستیم سپس با آوردن الّا ، استثنا کرده اند و چیزی را داخل در پرستش کرده اند !

جهت اثبات ادعای خود ، ترجمه ی سه تن از مترجمان بزرگ را در اینجا می آوریم:

مکارم: ... و دلیلشان این بود که اینها را نمی‏پرستیم مگر به خاطر اینکه ما را به خداوند نزدیک کنند...

فولادوند: ... ما آنها را جز برای اینکه ما را هر چه بیشتر به خدا نزدیک گردانند نمی‏پرستیم...

خرمشاهی : ... آنان را جز برای این نمی‏پرستیم که ما را با تقربی به خداوند نزدیک گردانند ...

آیه ی 16 رعد:

قُلْ مَنْ رَبُّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ قُلِ اللَّهُ  قُلْ أَفَاتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِهِ أَوْلِیَاءَ لَا یَمْلِکُونَ لِأَنْفُسِهِمْ نَفْعًا وَلَا ضَرًّا  قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الْأَعْمَی وَالْبَصِیرُ أَمْ هَلْ تَسْتَوِی الظُّلُمَاتُ وَالنُّورُ  أَمْ جَعَلُوا لِلَّهِ شُرَکَاءَ خَلَقُوا کَخَلْقِهِ فَتَشَابَهَ الْخَلْقُ عَلَیْهِمْ  قُلِ اللَّهُ خَالِقُ کُلِّ شَیْءٍ وَهُوَ الْوَاحِدُ الْقَهَّارُ

مشرک تراشان با استدلال به عبارت من دونه أولیاء می گویند شیعه مشرک است!

حقیقت این است که منظور از أولیاء در این آیه ، خدایان است زیرا در ابتدای آیه می گوید خدای آسمان ها و زمین کیست؟ و سپس در سطر دوم می گوید أم جعلوا للّه شرکاء؟

جهت اطلاع وهابیان عرض میکنیم که خداوند در آیه ی 55 مائده می فرمایند:

إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ

آیات 5 و 6 أحقاف:

وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّن یَدْعُو مِن دُونِ اللَّهِ مَن لَّا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَی یَومِ الْقِیَامَةِ وَهُمْ عَن دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ ﴿۵ وَإِذَا حُشِرَ النَّاسُ کَانُوا لَهُمْ أَعْدَاء وَکَانُوا بِعِبَادَتِهِمْ کَافِرِینَ ﴿۶

نکته ی اول:

در آیه ی فوق ، دعا به معنی عبادت میباشد چنانکه آیه ی 6 میگوید. بسیاری از مترجمانی هم که دعا در این آیه را خواندن معنی کرده اند ، من دون الله را معبود معنا کرده اند مثل حضرت آیت الله مکارم حفظه الله

نکته ی دوم:

آیه ی فوق میگوید ویژگی این من دون الله ها این است که:

لَّا یَسْتَجِیبُ لَهُ إِلَی یَومِ الْقِیَامَةِ _ تا قیامت جواب نمی دهند.

در حالیکه پیامبر (ص) و امامان شفا میدهند به اقرار علمای اهل سنت و مدارکی که از پرونده ی شفا یافتگان در دست است !

آیات 20 و 21 نحل:

وَالَّذِینَ یَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ لاَ یَخْلُقُونَ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ ﴿۲۰ أَمْواتٌ غَیْرُ أَحْیَاء وَمَا یَشْعُرُونَ أَیَّانَ یُبْعَثُونَ ﴿۲۱

این آیه نیز درباره ی عبادت است و یا درباره ی خواندن معبود می باشد زیرا :

آیه ی 191 اعراف میفرماید: أَیُشْرِکُونَ مَا لاَ یَخْلُقُ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُون

آیه ی 22 نحل می فرماید: إِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَالَّذِینَ لاَ یُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ قُلُوبُهُم مُّنکِرَةٌ وَهُم مُّسْتَکْبِرُونَ ﴿۲۲

به وضوح مشاهده می شود که خطاب آیه به مشرکان است.

آیات 18 و 20 جن:

وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَدًا ﴿۱۸

قُلْ إِنَّمَا أَدْعُو رَبِّی وَلَا أُشْرِکُ بِهِ أَحَدًا ﴿۲۰

این آیات هم درباره ی عبادت است چون :

اولا: در مورد مسجد است و مسجد محل عبادت.

ثانیا: بسیار شبیه آیه ی 110 کهف است که می فرماید: وَلَا یُشْرِکْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا

آیه ی 56 اسراء:

قُلِ ادْعُواْ الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ فَلاَ یَمْلِکُونَ کَشْفَ الضُّرِّ عَنکُمْ وَلاَ تَحْوِیلًا ﴿۵۶

خطاب آیه به کسانی است که معبود خود را خدا می پنداشتند _ الَّذِینَ زَعَمْتُم مِّن دُونِهِ...

آیه ی 194 اعراف:

إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لَکُمْ إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ ﴿۱۹۴

این آیه در حق مشرکان نازل شده است چنانچه آیه ی 191 میفرماید:

أَیُشْرِکُونَ مَا لاَ یَخْلُقُ شَیْئًا وَهُمْ یُخْلَقُونَ ﴿۱۹۱

با نگاهی گذرا به آیات قبل و بعد آیه ی 194 ، این یقین به دست میآید که مراد از تدعون در تدعون من دون الله ، عبادت است اگر چه معنای دعای دوم یعنی فادعوهم صدا زدن و درخواست باشد.

آیات 13 و 14 فاطر:

یُولِجُ اللَّیْلَ فِی النَّهَارِ وَیُولِجُ النَّهَارَ فِی اللَّیْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ کُلٌّ یَجْرِی لِأَجَلٍ مُّسَمًّی ذَلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ لَهُ الْمُلْکُ وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا یَمْلِکُونَ مِن قِطْمِیرٍ ﴿۱۳ إِن تَدْعُوهُمْ لَا یَسْمَعُوا دُعَاءکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ وَیَوْمَ الْقِیَامَةِ یَکْفُرُونَ بِشِرْکِکُمْ وَلَا یُنَبِّئُکَ مِثْلُ خَبِیرٍ ﴿۱۴

در آیات فوق ، خداوند ، معبودهای مشرکان را با خود مقایسه می کند فلذا معنای تدعون من دونه در آیه ی 13 ، عبادت است اگرچه معنای تدعوهم و دعائکم در آیه ی 14 عبادت نباشد ولی خواندن معبود است.

آیه ی 5 فاتحه:

إِیَّاکَ نَعْبُدُ وإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ

(خداوندا) فقط تو را می پرستیم و فقط از تو یاری می جوییم.

وهابیون با استدلال به این آیه ی شریفه ، میگویند از آنجایی که فقط باید از خدا یاری خواست فلذا یاری خواستن از غیر خدا شرک است!

قرآن می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ اسْتَعِینُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ إِنَّ اللّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ. بقره/153

آیا صبر و نماز غیر خدا هستند یا نه؟ اگر هستند ، پس آیا خداوند متعال ، نستجیر بالله به مومنان دستور شرک میدهد؟!

با توجه به آیه ی فوق میتوان فهمید که قضیه ، چیز دیگری است که آن را در آیه ی 14 لقمان میفهمیم:

أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ. لقمان/14

شکرگزار من و پدر و مادرت باش که بازگشت به سوی من است.

در این آیه، خداوند «شکر والدین» را عِدلِ «شکر خود» قرار داده است و این به معنای شرک در شکرگزاری نیست، بلکه با جمله «إلَیَّ المَصیر» به ما می فهماند که شکر والدین در جهت شکر خداست و در مقابل آن نیست همین طور وقتی ما از کسی درخواستی میکنیم ، او را در کنار خدا قرار نمیدهیم بلکه درخواست ما در جهت درخواست از خداوند میباشد و شرک زمانی حاصل میشود که چیزی را در عرض چیز دیگر بدانیم و قرار بدهیم.

آیه ی 186 بقره:

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ  أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ  فَلْیَسْتَجِیبُوا لِی وَلْیُؤْمِنُوا بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ

و هرگاه بندگان من از تو در باره من بپرسند [بگو] من نزدیکم و دعای دعاکننده را به هنگامی که مرا بخواند اجابت می‏کنم پس [آنان] باید فرمان مرا گردن نهند و به من ایمان آورند باشد که راه یابند.

وهابیون با استدلال به این آیه می گویند درخواست از غیر خدا جایز نیست و لزومی ندارد.

نکته ی اول: وهابیون تصور میکنند که خدا گفته است من نزدیکم پس من را بخوانید و نیازی به خواندن دیگری نیست! در حالی که حقیقت این است که این آیه زمانی نازل شد که بعضی از اعراب از پیامبر (ص) درباره ی خدا سوال کردند و گفتند آیا خدا نزدیک است تا آهسته با او مناجات کنیم یا دور است تا با صدای بلند او را بخوانیم؟!

تفسیر المنار محمد رشید رضا- در تفسیر آیه ی 186 سوره ی بقره

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=157&idto=157&bk_no=65&ID=116

نکته ی دوم: اثبات شیء نفی ما عدا نمی کند. آیه نگفته است که فقط خدا را بخوانید بلکه با توجه به آیات دیگر ، مشروعیت و مفید بودن خواندن من دون الله ثابت می شود از جمله آیات 97 و 98 یوسف و 64 نساء

شبهه ی سوم:

صدا زدن غیر خدا ، درخواست از او و توسل به او ، اگر شرک نباشد ، حداقل بدعت است چون نه آیه ای درباره ی مشروعیت آن وجود دارد و نه روایتی !

توسل فرزندان حضرت یعقوب (ع) به آن حضرت

یوسف/97 قالُوا یا أبانا اسْتَغْفِر لَنا ذُنُوبَنا اِنّا کُنّا خاطِئیْنَ

(فرزندان حضرت یعقوب ع) گفتند: ای پدر، از خدا بر تقصیرات ما طلب مغفرت کن که ما بر خطا بودیم.

یوسف/98 قالَ سَوْفَ أسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبّیْ إنَّهُ هُوَ الْغَفورُ الرَّحِیْمُ

گفت به زودی از درگاه خدا، برای شما مغفرت خواهم خواست، همانا او آمرزنده و مهربان است.

در آیات فوق ، به وضوح می بینیم که فرزندان حضرت یعقوب (ع) به آن حضرت متوسل می شوند و می گویند استغفر و نمی گویند اغفر و ایشان هم عمل آنها را تأیید میکنند و خداوند هم متذکر اشکالی نمیشود.

بخشش منافقین در گرو توسل به پیامبر (ص)

وَلَوْ أنَّهُمْ إذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللهَ تَوَّاباً رَحیماً نساء/64

اگر ایشان وقتی به خودشان ظلم کردند نزد تو آیند پس از خداوند طلب بخشایش کنند ورسول خدا هم برای ایشان طلب بخشایش کند به تحقیق خداوند را توبه پذیر وبخشنده خواهند یافت.

آیه به وضوح می گوید که استغفار منافقین ، به تنهایی فایده ای ندارد بلکه بخشش زمانی صورت می پذیرد که رسول خدا (ص) هم برای آنها طلب بخشش کند (استغفر).

مدد خواهی حضرت عیسی (ع) از من دون الله

فَلَمَّا أَحَسَّ عیسی‏ مِنْهُمُ الْکُفْرَ قالَ مَنْ أَنْصاری إِلَی اللَّهِ. آل عمران/52

چون عیسی دریافت قوم ایمان نمی آورند گفت که کیست با من دین خدا را یاری کند.

مدد خواهی ذو القرنین از من دون الله

فَأَعینُونی‏ بِقُوَّةٍ أَجْعَلْ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَهُمْ رَدْما. کهف/95

شما با قوت بازو به من کمک کنید تا سدی محکم بین شما و آنها بسازم.

شفا یافتن صحابی نابینا در اثر توسل به پیامبر ص:

شخص نابینایی نزد پیامبر (ص) آمد و گفت از خداوند بخواه تا مرا شفا دهد! پس پیامبر (ص) فرمودند آخرت بهتر است ولی آن مرد قبول نکرد تا اینکه پیامبر (ص) به وی امر فرمودند تا وضو گرفته و دو رکعت نماز بخواند و سپس این دعا را بخواند:

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ وَأَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ نَبِیِّ الرَّحْمَةِ ، یَا مُحَمَّدُ ، إِنِّی قَدْ تَوَجَّهْتُ بِکَ إِلَی رَبِّی فِی حَاجَتِی هَذِهِ لِتُقْضَی اللَّهُمَّ شَفِّعْهُ فِیَّ

این روایت را تعدادی از علمای اهل سنت تصحیح کرده اند از جمله ابواسحاق ، ترمذی ، ابن خزیمه ، حاکم نیشابوری و... :

شرح سنن الترمذی - کتاب الدعوات - باب فی دعاء الضیف - ح 3578 http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=56&ID=6920

فعلا تا این حد در اثبات مشروعیت توسل کافی است.

شبهه :

صدا زدن غیر خدای مرده ، درخواست از او و توسل به او ، شرک است زیرا کسی که چنین اعتقادی داشته باشد ، صفت الهی سماع کل اصوات را به من دون الله تعمیم داده است.

 

در ابتدا باید برای آن کسانی که به شیعه نسبت شرک می دهند یاد آور شویم که قرآن کریم می فرماید:

لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقی‏ إِلَیْکُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً. نساء/94

به کسانی که اظهار اسلام می کنند نگویید که شما مومن نیستید!

و نیز از نبی مکرم (ص) روایت است که اگر کسی لا اله الا الله را گفت ، داخل در اسلام شده و حقوق مسلمانی را دارا خواهد بود و حساب باطنش بر خداست. صحیح بخاری ، صحیح مسلم و...

http://library.islamweb.net/hadith/hadithServices.php?type=2&cid=66&sid=4396

بعضی ها می گویند درست است که با شهادت بر وحدانیت خدا ، وارد اسلام می شود ولی با گفتن یا علی ، از اسلام خارج می شود!!

می گویم همه ی مسلمین در سلام نمازشان می گویند السلام علیک ایها النبی ! آیا اینها همه مشرک شده و از اسلام خارج می شوند؟!

و داریم که ابو بکر در هنگام دیدن پیکر مطهر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم گریه می کند و ایشان را می بوسد و می گوید : بِأَبِی أَنْتَ یَا نَبِیَّ اللَّهِ

صحیح البخاری - کتاب الجنائز - باب الدخول علی المیت بعد الموت.. - ح 1171

http://library.islamweb.net/hadith/display_hbook.php?hflag=1&bk_no=146&pid=99257

از آنجایی که وهابیون سعی دارند هیچگاه تعریفی از شرک و توحید ارائه ندهند و آنجائی هم که بخواهند تعریفی از شرک و توحید بیان کنند به سراغ مصادیق شرک و توحید می روند تا مطلب مخدوش و منحرف گردد فلذا ناچاریم در این مجال ، مقداری به تعریف شرک بپردازیم.

شرک یعنی شریک شدن . انباز گشتن . همدست شدن در کاری . لغت نامه ی دهخدا

مشرکین پس از مشاهده ی عذاب الهی می گویند:

تَاللَّهِ إِن کُنَّا لَفِی ضَلَالٍ مُّبِینٍ إِذْ نُسَوِّیکُم بِرَبّ الْعَالَمِین. شعراء/98

سوگند به خدا که ما در گمراهی آشکاری بودیم هنگامی که بت ها را با پرودگار عالمیان برابر می گرفتیم!

در این آیه شریفه ، شرک یعنی برابر گرفتن کسی یا چیزی با رب العالمین ، هم چنان که مفهوم کلمه شریک نیز چنین حقیقتی را القا می کند.

در امر شراکت آنچه بین دو یا چند نفر بسیار مهم است ، این است که هر کس به مقدار سهمش مستقل از دیگریست. به عنوان مثال : شرکتی وجود دارد بنده یک سهم و شما نود و نه سهم دارید من و شما هر کدام در هر آنچه داریم مستقل از یکدیگر هستیم با این فرض کسی که غیری را با خدا شریک میگیرد ، در حقیقت در برابر خدا ، غیر را مستقل از خدا فرض کرده است و دیگر مقدار سهم تاثیری در اصل مسئله ندارد.

حال اگر فرض شود خداوند اختیار تمام دنیا را به کسی دهد ولی ممکن است هر لحظه آن را بگیرد آیا میتوان گفت چنین کسی شریک خداست ؟ و یا می توان ادعا نمود که ما برای چنین کسی استقلال قائل شدیم ؟

قطعا پاسخ منفی است چون برای چنین کسی اصلا سرمایه ای تعریف نشده تا شراکتی ایجاد شده باشد و همچنین هر لحظه خداوند ممکن است هر آنچه داده را بگیرد ، لذا استقلالی هم برای او تصور نشده است!

یا یک صاحب خانه استقلال دارد ولی هیچ مستأجری استقلال ندارد و نمی توان مستاجر را شریک صاحب خانه دانست.

شیعه معتقد است خداوند خیلی قدرت ها به معصومین علیهم السلام داده و هر لحظه هم ممکن است هر آنچه را که داده پس بگیرد . در این حالت هیچ شراکت و یا استقلالی برای معصومین علیهم السلام تصور نکرده ایم تا دچار اشکال شویم!

با قبول تعریف بالا اگر کسی ادعا کند چون شیعه برای معصومین علیه السلام قدرت قائل است پس معصومین علیهم السلام را شریکان خدا می دانند چنین ادعایی باطل است.

برای اینکه حرف های فوق مستند به مدارک قرآنی باشد ، نمونه هایی را ذکر می کنیم:

شفا و درمان از خداست: و اذا مرضت فهو یشفین. شعراء/80

امّا همین شفا را خداوند در عسل قرار داده است: فیه شفأ للنّاس. نحل/69

هر چند خداوند کارها را تدبیر می کند: یدبّر الامر. یونس/3

امّا فرشتگان واسطه تدبیر او هستند: فالمدبّرات امرا. نازعات/5

هر چند خداوند جان ها را می گیرد: اللّه یتوفّی الانفس. زمر/42

امّا ملک الموت جان ها را می گیرد: یتوفّاکم ملک الموت. سجده/11

هر چند خداوند مردگان را زنده می کند: وَ اللَّهُ یُحْیی‏ وَ یُمیتُ. آل عمران/156

ولی حضرت عیسی (ع) هم به اذن خدا مرده زنده می کند: أُحْیِ الْمَوْتی‏ بِإِذْنِ اللَّهِ. آل عمران/49

با اینکه خداوند بادها را جابجا می کند: اللَّهُ الَّذی یُرْسِلُ الرِّیاحَ. روم/48

ولی آن را به تسخیر حضرت سلیمان (ع) در می آورد: فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّیحَ تَجْری بِأَمْرِهِ رُخاءً حَیْثُ أَصابَ. ص/36

درست است که خداوند عالم الغیب است: عَالِمُ الْغَیْبِ فَلَا یُظْهِرُ عَلَی غَیْبِهِ أَحَدًا. جن/26

ولی مقداری از آن را به فرستاده هایش می دهد: إِلَّا مَنِ ارْتَضَی مِنْ رَسُولٍ. جن/27

اگر چه خداوند هدایت می کند: أَنَّ اللَّهَ یَهْدِی مَنْ یُرِیدُ. حج/16

ولی پیامبر هم هدایت می کند: إِنَّکَ لَتَهْدی إِلی‏ صِراطٍ مُسْتَقیمٍ. شوری/52

و امامان هم هدایت می کنند: وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا. انبیاء/73

اگر چه عزت کلا از آن خداست: فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمِیعًا... فاطر/10

ولی برای رسول و مومنین نیز می باشد: وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ... منافقون/8

اما اگر شیعه بگوید اهل بیت علیهم السلام به اذن خدا می شنوند و به اذن خدا می توانند حاجت بدهند ، مشرک می شود؟!

توضیحات بیشتر در:

http://islamtxt.ir/node/241

شبهه :

به شهادت قرآن ، مردگان نمی شوند فلذا توسل به آنها و مدد خواهی از آنها کاری عبث و بیهوده است و اگر کسی ادعا کند که مردگان می شنوند به قرآن کافر شده است.

وهابیان با استدلال به آیات زیر ، ادعا می کنند که مردگان نمی شنوند:

فَإِنَّکَ لاَ تُسْمِعُ الْمَوْتَی وَلاَ تُسْمِعُ الصُّمَّ الدُّعَآءَ إِذَا وَلَّوْا مُدْبِرِینَ روم/52

تو نمی‏توانی مردگان را شنوا سازی و آواز خود را به گوش کرانی که از تو روی می‏گردانند برسانی.

وَما یَسْتَوِی الْأَحْیَآءُ وَلاَ الْأَمْوَاتُ إِنَّ اللّه‏ یُسْمِعُ مَن یَشَآءُ وَما أَنتَ بِمُسْمِعٍ مَن فِی الْقُبُورِ فاطر/22

و زندگان و مردگان برابر نیستند.خداوند صدا را به (گوش) هر کس بخواهد می رساند ، و تو نیستی که صدای خود را به کسانی که در قبرند می رسانی.

در پاسخ باید بگویم که:

اولا: اهل بیت علیهم السلام و اکثر امامزاده ها شهید هستند و مشمول این آیات نیستند:

وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ  بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ بقره/154

و به کسانی که در راه خدا کشته میشوند ، مرده نگویید بلکه زنده هستند ولی شما نمی فهمید.

وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا  بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ. آل عمران/169

شهدا نه تنها زنده اند، بلکه قرآن می فرماید: فرحین بما آتاهم اللّه من فضله. آل عمران/170

آنها به خاطر نعمت هایی که خداوند به آنها داده است ، خوشحالند.

قال الإمام السبکی حیاة الأنبیاء والشهداء کحیاتهم فی الدنیا

السیرة الحلبیة - ج 2 ص 432

http://shiaonlinelibrary.com/الکتب/3747_السیرة-الحلبیة-الحلبی-ج-٢/الصفحة_430#top

ثانیا: در قرآن ، آیاتی دال بر توانایی شنیدن مردگان وجود دارد:

فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دَارِهِمْ جَاثِمِینَ فَتَوَلَّی عَنْهُمْ وَقَالَ یَا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُکُمْ رِسَالَةَ رَبِّی وَنَصَحْتُ لَکُمْ وَلَکِنْ لَا تُحِبُّونَ النَّاصِحِینَ. أعراف/78 و 79

آنگاه زمین‏لرزه آنان را فرو گرفت و در خانه هایشان از پا درآمدند پس [صالح] از ایشان روی برتافت و گفت ای قوم من به راستی من پیام پروردگارم را به شما رساندم و خیر شما را خواستم ولی شما خیرخواهان و نصیحتگران را دوست نمی‏دارید.

وَسْئَلْ مَنْ أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ مِنْ رُسُلِنا أَ جَعَلْنا مِنْ دُونِ الرَّحْمنِ آلِهَةً یُعْبَدُونَ. زخرف/45

از پیامبران ما که پیش از تو فرستاده‏ایم بپرس: آیا جز خدای رحمان ، خدایان دیگری را برای پرستش آنها قرار داده بودیم؟

وَلَقَدْ آتَیْنا مُوسَی الْکِتابَ فَلا تَکُنْ فی‏ مِرْیَةٍ مِنْ لِقائِهِ وَجَعَلْناهُ هُدیً لِبَنی‏ إِسْرائیلَ سجده/23

هرآینه به موسی کتاب دادیم پس از دیدار کردن با او در تردید مباش . و آن کتاب را هدایت‌گر بنی اسرائیل قرار دادیم.

ادله ی قرآنی دیگری هم وجود دارد که آنها را در جواب شبهات بعدی بیان خواهیم کرد.

ثالثا: نبی مکرم (ص) درباره ی کشتگان بدر فرمودند:

ما أنتم أسمع لما أقول منهم!

شماها شنواتر از آنها به آنچه می‌گویم نیستید.

محمد امین شنقیطی در تفسیرش درباره ی روایت فوق ، مینویسد:

هو نص صحیح صریح فی سماع الموتی

این نص صحیح و صریحی است در شنیدن مردگان

أضواء البیان - ج 6 ص 129

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=64&ID=1799

رابعا: مسلمین در هنگام خاکسپاری مرده ، به او چیزهایی تلقین میکنند!

قال رسول اللَّهِ صلی الله علیه وسلم لَقِّنُوا مَوْتَاکُمْ لَا إِلَهَ إلا الله...

حضرت رسول (ص) فرمودند باید به مردگانتان لا اله الا الله را تلقین کنید.

صحیح مسلم - کتاب الجنائز - باب تلقین الموتی لااله الا الله - ح 916

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?idfrom=2581&idto=2743&bk_no=53&ID=375

وقتی مرده را در قبر می گذارند نکیر و منکر به سراغ او آمده و درباره ی اعتقاداتش سؤال میکنند که زندگان جواب آنها را به مرده تلقین می کنند و او می شنود و پاسخ می دهد. ابن قیّم جوزیه شاگر ارشد ابن تیمیه هم در کتاب الروحش اقرار می کند که تلقین کردن کار عبثی نیست و مردگان می شنوند.

همچنین بسیاری از علمای اهل سنت و وهابیت از بخاری گرفته تا ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب ، قائل به سماع اموات بودند:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=180#_Toc356038012

فلذا می توان گفت که مسلمین درباره ی سماع اموات ، اجماع دارند.

خامسا: در قرآن و سنت ، هیچ آیه و روایتی دال بر نشنیدن مردگان وجود ندارد:

محمد امین شنقیطی در تفسیرش مینویسد:

فی سماع الموتی لم یثبت فی الکتاب ولا فی السنة شیء یخالفها...

چیزی مخالف و مغایر با شنیدن مردگان در کتاب و سنت وجود ندارد!

أضواء البیان - ج 6 ص 129

http://library.islamweb.net/newlibrary/display_book.php?flag=1&bk_no=64&ID=1799

وی در ادامه با ادله ی محکم ، شنیدن مردگان را اثبات میکند.

پاسخ به شبهات آیات 52 روم و 22 فاطر در:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?frame=1&bank=maghalat&id=180#_Toc356038000

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۱
علی مویدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">