بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

شیخ صدوق،...  ، از سعد بن عبد اللّه قمى، روایت کرده که گفت‏: ...

عرض کردم: اى فرزند رسول خدا! تأویل «کهیعص» چیست؟

حضرت فرمود: «این حروف، از اخبار غیبى است که خداوند، بنده‏ اش زکریّا را از آن مطلع کرد و بعد از آن، داستان آن را به حضرت محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلم باز گفته است.

داستان از این قرار است که زکریّا، از پروردگار خود درخواست کرد که نام پنج تن را به او بیاموزد، خداى متعال، جبرئیل را بر او فروفرستاد و آن نام‏ها را به وى آموخت و زکریّا، هرگاه محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلم و على علیه السّلام و فاطمه علیها السّلام و حسن را یاد مى‏ کرد، اندوهش برطرف مى‏ شد و گرفتاریش از بین مى‏ رفت؛

 ولى همین‏ که حسین علیه السّلام را یاد مى‏کرد، بغض، گلویش را مى ‏فشرد و چندان مى ‏گریست که گلویش مى‏ گرفت و نفس‏ش قطع مى‏ شد.

روزى زکریا عرضه داشت:

 خدایا! چرا زمانى که آن چهار نفر را یاد مى ‏کنم، غم و اندوهم تسکین مى‏ یابد؛ ولى وقتى از حسین یاد مى‏ کنم، اشکم جارى مى‏ گردد و ناله‏ ام بلند مى‏ شود؟ خداى سبحان، او را از این داستان آگاه کرد و فرمود:

 «کاف، اسم کربلا است و هاء، رمز هلاکت عترت است و یاء، نام یزید ظالم بر حسین علیه السّلام است و عین، اشاره به عطش و صاد، نشان صبر آن حضرت بر این بلاها است.»

چون زکریا، این مطلب را شنید، تا سه روز از مسجد خود خارج نشد و از حضور مردم نزد خود جلوگیرى نمود. در این مدّت، همواره گریه و زارى مى‏ کرد و نوحه او چنین بود:

خدایا! از مصیبتى که براى فرزند بهترین آفریده‏ هاى خود مقدّر کرده‏ اى، دردمندم. خدایا! آیا این مصیبت بر آستان‏ش فرو مى‏ آید؟ آیا جامه این مصیبت را بر تن على و فاطمه مى‏ پوشانى؟ آیا غم و اندوه آن را به دل آنان مى‏ اندازى؟

سپس عرضه مى ‏داشت:

خدایا! فرزندى به من عطا کن تا در پیرى، چشمم به دیدن او روشن گردد و او را وارث و جانشین من کن و منزلت او را نزد من، همانند منزلت حسین قرار بده و چون او را به من ارزانى داشتى، مرا شیفته او گردان. آنگاه مرا دردمند او کن، همچنان که حبیبت محمد را دردمند فرزندش مى‏ سازى.

خداوند، یحیى را به او داد و او را دردمند وى ساخت. مدّت حمل یحیى، شش ماه و مدّت حمل حسین علیه السّلام نیز همین مقدار بود، که این، خود، داستانى طولانى دارد.[1]

 

 


 



[1]کمال الدین، ج 2، ص 454، ب 43، ح 21.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۹/۰۷
علی مویدی

نظرات  (۲)

سپاس بابت مطالب ارزندتون 
۰۸ آذر ۹۵ ، ۲۱:۱۹ سعید پارسا ارسنجانی
سپاس به خاطر مطالب زیبایتان.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">