بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

سوره ی مائده آخرین سوره ی مفصل است که بر پیامبر اکرم نازل شده [1]، و آیات مربوط به ولایت، آخرین وصیّت ها و هشدارها و آینده جهان اسلام و وقوع عذاب الهی و ظهور حضرت در آن ذکر شده است. در آیات 51 تا 54 آینده ی جهان اسلام را پیشگویی کرده است که بزرگترین انحراف امت اسلام در آخرالزمان اتفاق می افتد که دنباله و نتیجه ی همان انحراف و اختلاف امت اسلام پس از رحلت پیامبر (ص) است؛ و آن عبارت است از پذیرش ولایت یهود و نصاری و تشکیل ائتلاف جهانی  توسط برخی از حاکمان اسلامی جهت نابودی مذهب اهل بیت (علیهم السلام) و خاموش ساختن نور الهی. و به خیال خود بزرگترین مکر و چاره را بکار میبرند ولی غافل از اینکه خداوند در کمین طغیان گران است و عذاب و انتقامی را که در آیات فراوان هشدارش را داده بود محقق میسازد و اجل و عمر انحراف در امت اسلام، با ظهور حضرت حجت عج و رجعت یاران شهیدش در طول تاریخ  به پایان میرسد.

پذیرش ولایت کفار موجب عذاب الهی: 

علامه طباطبایی در سوره ی آل عمران ذیل آیه ی زیر بیان میدارد که پذیرش ولایت کفار، خبر غیبی است از آینده مسلمین که موجب عذاب الهی میگردد که توضیح آن در سوره ی مائده می آید:


«لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرینَ أَوْلِیاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنینَ وَ مَنْ یَفْعَلْ ذلِکَ فَلَیْسَ مِنَ اللَّهِ فی‏ شَیْ‏ءٍ إِلاَّ أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقاةً وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَ إِلَى اللَّهِ الْمَصیر»[2]

و در آیه که می‏فرماید: «خدا شما را از خودش بر حذر میدارد»، بر حذر داشتن از عذاب او است، هم چنان که در جاى دیگر فرموده:« إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ کانَ مَحْذُوراً». بفهماند خداى سبحان خودش مخوف و واجب الاحتراز است، و از نافرمانیش باید دورى کرد. ... با بیانى دیگر می‏توان فهمید که چرا خداى تعالى دوستدار کفار را از خودش بر حذر داشته، و آن این است که از لابلاى این آیه و سایر آیاتى که از دوستى با غیر مؤمنین نهى فرموده، برمی‏آید که این قسم دوستى خارج شدن از زى بندگى است، و مستقیماً ترک گفتن ولایت خداى سبحان و داخل شدن در حزب دشمنان او و شرکت در توطئه ‏هاى آنان براى افساد امر دین او است.و سخن کوتاه اینکه این قسم دوستى طغیان است، و امر طاغى به دست خود خداى سبحان است:

«أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ، إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ، الَّتِی لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ وَ ثَمُودَ الَّذِینَ جابُوا الصَّخْرَ بِالْوادِ، وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتادِ، الَّذِینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ، فَأَکْثَرُوا فِیهَا الْفَسادَ، فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ، إِنَّ رَبَّکَ لَبِالْمِرْصادِ»[3]


خوب، از این آیات استفاده کردیم که طغیان طاغى، وى را به کمین‏گاه خدا می‏کشاند، کمین‏گاهى که غیر از خدا در آن نیست، و تازیانه عذاب را بر سرش فرود مى‏ آورد، و کسى نیست که مانع او شود.

از اینجا معلوم می‏شود تهدید به تحذیر از خود خدا در جمله:" وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ" براى آن است که دوستى با کفار، از مصادیق طغیان بر خدا به ابطال دین او و افساد شرعیت او است.

دلیل بر گفتار ما آیه زیر است، که می‏فرماید:


« فَاسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ وَ مَنْ تابَ مَعَکَ وَ لا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ وَ لا تَرْکَنُوا إِلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا، فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ، وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ أَوْلِیاءَ، ثُمَّ لا تُنْصَرُونَ»[4] 


 و این همان آیه‏ اى است که رسول خدا (ص) فرمود این آیه مرا پیر کرد، و دلالتش بر نظر ما از این باب است که این دو آیه- بطورى که بر هیچ متدبرى پوشیده نیست،- ظهور در این دارند که اعتماد به کفار ستمگر، طغیان است طغیانى که دنبالش فرا رسیدن آتش حتمى است، آنهم فرا رسیدنى که ناصر و دادرسى با آن نیست، و این همان انتقام الهى است، که به بیان گذشته ما عاصم و بازدارنده‏اى از آن نیست.

از اینجا این نکته هم روشن می‏شود که جمله:" وَ یُحَذِّرُکُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ" دلالت دارد بر اینکه تهدید در آن به عذابى حتمى است، چون از خود خدا تحذیر کرده، و تحذیر از خود خدا دلالت دارد که دیگر حایلى بین او و عذاب وجود ندارد و کسى نمی‏تواند خدا را با اینکه تهدید به عذاب کرده از عذابش جلوگیر شود، پس نتیجه قطعى می‏دهد که عذاب نامبرده واقع شدنى است.... و این آیات یعنى آیه:" لا یَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْکافِرِینَ أَوْلِیاءَ" و آیات بعدش از خبرهاى غیبى قرآن کریم است، که توضیح آن ان شاء اللَّه در سوره مائده می ‏آید.»[5]

ابتدا در آیه 51 میفرماید: ای اهل ایمان خود را تحت ولایت یهود و نصاری قرار ندهید زیرا برخی از آنها که مسیحیان باشند تحت ولایت برخی دیگر که یهودیان باشد قرار دارند و شما نمیتوانید برای مصون ماندن خود از شرّ یهود به مسیحیان پناه ببرید و ثانیاً با پذیرش ولایت طاغوت شما از دایره ی اسلام خارج میشوید و شما از زمره ی یهودیان و مسیحیان خواهید شد. و از اینجا دانسته میشود که در آینده، یهود و مسیحیت از قدرت برتری در مقابل جهان اسلام برخوردار خواهند بود که مسلمانان به آنها گرایش پیدا میکنند : 


«یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِیاءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ»


«آنچه بطور اجمال از این آیات به دست می‏آید این است که خداى سبحان در این آیات مؤمنین را از اینکه یهود و نصارا را اولیاى خود بگیرند، بر حذر داشته و با شدیدترین لحن تهدیدشان می‏کند و در یک پیشگویى به آینده امر امت در اثر این موالات و دوستى با دشمنان خبر می‏دهد و می‏فرماید که اگر چنین کنید بُنیه روش دینى خود را از دست می‏دهید و آن وقت است که خداى تعالى مردمى دیگر برمی ‏انگیزد که قائم به امر دین شوند و بنیه دین را بعد از انهدام به حالت اصلى و اولیش بر گردانند.»[6]


در ادامه میفرماید:« فَترَى الَّذِینَ فىِ قُلُوبِهِم مَّرَضٌ یُسَارِعُونَ فِیهِمْ یَقُولُونَ نخْشىَ أَن تُصِیبَنَا دَائرَةٌ» 


ای پیامبر مشاهده خواهی کرد که مسلمانانی که قلب بیماری دارند و شیفته ی قدرت برتر یهود و نصاری شده اند و قدرت خدا را فراموش کرده اند در جمع آنان میشتابند و دائماً در رفت و آمد با آنها هستند و علت این همه رفت و آمد و نزدیکی به آنان را اینطور بهانه میکنند که ما از دائره میترسیم، دائره از ریشه دور به معنای احاطه و فراگرفتن شیئی، شیء دیگر است[7] و به معنای جنگ و سلطه نظامی یک دولت بر دولت دیگر گفته میشود[8]. به نظر میرسد منظور از «دائره»، گسترش یافتن شیعیان و قدرت یافتن آنان در آخرالزمان است چنانچه خداوند مژده ی آن را داده است:

« وَ مَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغیظَ بِهِمُ الْکُفَّار»[9]

«و توصیف آنان در انجیل است، همانند زراعتى که جوانه‏ هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پاى خود ایستاده است و بقدرى نموّ و رشد کرده که زارعان را به شگفتى وا می‏دارد؛ این براى آن است که کافران را به خشم آورد.»

و این همان چیزی است که در عصر حاضر میبینیم که کشورهای عربی به بهانه ی گسترش شیعه و بوجود آمدن هلال شیعی از ایران تا عراق، سوریه و لبنان، ائتلاف عربی، غربی و عبری به راه انداخته اند و جنگ فراگیر در سوریه، عراق و یمن به راه انداخته اند و در تمام جهان اسلام در پی نابودی شیعیان برآمده اند و میگویند اگر دست بکار نشویم این هلال تبدیل به دائره میشود و جهان عرب و اهل سنت را احاطه میکنند و بر ما سلطه پیدا خواهند کرد.


«فَعَسىَ اللَّهُ أَن یَأْتی ‏بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِّنْ عِندِهِ فَیُصْبِحُواْ عَلىَ‏ مَا أَسرُواْ فىِ أَنفُسِهِمْ نَادِمِینَ»


در مقابله با ائتلاف جبهه ی باطل، خداوند متعال دخالت میکند و برخلاف پیشبینی آنها مبنی بر شکست مستضعفان، مستضعفان و جبهه ی شیعیان به فتح و پیروزی میرسند. و متوکلان به خدای سبحان بر متوکلان بر یهود و نصاری پیروز میشوند. با اینکه اسمی از فاتحان نیامده ولی از شواهد و قرائن فهمیده میشود که گروهی از مسلمانان هستند که گرایش به یهود، نصاری ندارند و در برابر قدرت آنان، مقاومت و ایستادگی میکنند و آنان کسانی هستند که در آیات بعدی به عنوان حزب الله معرفی شده اند که ولایت خدا و اهل بیت ع را پذیرفته اند: 


«وَ مَن یَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُون»[10]


علامه طباطبایی این فتح را غلبه ی نهایی اسلام بر کفر میداند که با آمدن عذاب استیصال در آخرالزمان رخ میدهد :

«و به هر حال اگر مراد از فتح، یکى از فتوحات مسلمین نظیر فتح مکه یا فتح قلعه‏ هاى یهودیان و یا فتح بلاد نصارا باشد حرفى است، و لیکن انطباق جمله: «فَیُصْبِحُوا عَلى‏ ما أَسَرُّوا ...» و جمله‏«یَقُولُ الَّذِینَ ...» بر چنین روزى معلوم نیست که وجهش بیان شد.


 و اگر مراد از فتح روزگارى باشد که اسلام بساط کفر را از جهان بر چیند و خداى تعالى بین رسول و قومش حکم فصل و داورى نهایى کند در این صورت آیه شریفه از پیشگویى ‏هاى قرآنى خواهد بود که از حوادث آینده امت اسلام خبر می‏دهد و در این صورت آیه شریفه همان را می‏گوید که آیه زیر در مقام افاده آن است:« وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ [11]...».»[12]

علامه ذیل آیات 48 تا 56 سوره ی یونس، به این فتح و عذاب الهی اشاره میکنند که در بسوی ظهور(10) به آن پرداخته شد.[13]


و آیات قرآنی از روز فتحی خبر میدهند که توبه و ایمان در آن پذیرفته نیست، و روزی که توبه پذیرفتنی نباشد روز عذاب استیصال است، و «امر من عنده» نیز دلالت بر وقوع آیات الهی و قضاوت بین حقّ و باطل و آمدن عذاب در آن روز میکند:

«وَیَقُولُونَ مَتىَ‏ هَذَا الْفَتْحُ إِن کُنتُمْ صَدِقِینَ*قُلْ یَوْمَ الْفَتْحِ لَا یَنفَعُ الَّذِینَ کَفَرُواْ إِیمَانُهُمْ وَ لَا هُمْ یُنظَرُونَ*فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ انتَظِرْ إِنَّهُم مُّنتَظِرُون»[14]

« بگو: «روز پیروزى، ایمان آوردن، سودى به حال کافران نخواهد داشت؛ و به آنها هیچ مهلت داده نمى‏شود!»،حال که چنین است، از آنها روى بگردان و منتظر باش؛ آنها نیز منتظرند! (تو منتظر رحمت خدا و آنها هم منتظر عذاب او!)»


«فَاصْبرِ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ  فَإِمَّا نُرِیَنَّکَ بَعْضَ الَّذِى نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّیَنَّکَ فَإِلَیْنَا یُرْجَعُون‏وَ لَقَدْ أَرْسَلْنَا رُسُلًا مِّن قَبْلِکَ مِنْهُم مَّن قَصَصْنَا عَلَیْکَ وَ مِنْهُم مَّن لَّمْ نَقْصُصْ عَلَیْکَ  وَ مَا کاَنَ لِرَسُولٍ أَن یَأْتىَ بَایَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ  فَإِذَا جَاءَ أَمْرُ اللَّهِ قُضىِ‏ بِالحْقّ وَ خَسِرَ هُنَالِکَ الْمُبْطِلُون‏ ... فَلَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا قَالُواْ ءَامَنَّا بِاللَّهِ وَحْدَهُ وَ کَفَرْنَا بِمَا کُنَّا بِهِ مُشْرِکِینَ(84)فَلَمْ یَکُ یَنفَعُهُمْ إِیمَانهُمْ لَمَّا رَأَوْاْ بَأْسَنَا  سُنَّتَ اللَّهِ الَّتىِ قَدْ خَلَتْ فىِ عِبَادِهِ  وَ خَسِرَ هُنَالِکَ الْکَافِرُون»[15]


«پس (اى پیامبر) صبر کن که وعده خدا حقّ است؛ و هر گاه قسمتى از مجازاتهایى را که به آنها وعده داده‏ایم در حال حیاتت به تو ارائه دهیم، یا تو را (پیش از آن) از دنیا ببریم (مهمّ نیست)؛ چرا که همه آنان را تنها بسوى ما باز می‏گردانند! *ما پیش از تو رسولانى فرستادیم؛ سرگذشت گروهى از آنان را براى تو بازگفته، و گروهى را براى تو بازگو نکرده‏ایم؛ و هیچ پیامبرى حق نداشت معجزه ‏اى جز بفرمان خدا بیاورد و هنگامى که فرمان خداوند (براى مجازات آنها) صادر شود، بحق داورى خواهد شد؛ و آنجا اهل باطل زیان خواهند کرد!*.... هنگامى که عذاب (شدید) ما را دیدند گفتند: «هم اکنون به خداوند یگانه ایمان آوردیم و به معبودهایى که همتاى او می ‏شمردیم کافر شدیم!» *امّا هنگامى که عذاب ما را مشاهده کردند، ایمانشان براى آنها سودى نداشت! این سنّت خداوند است که همواره در میان بندگانش اجرا شده، و آنجا کافران زیانکار شدند!» 


و در روز فتح، اهل ایمان به منافقان و منحرفان میگویند: آیا اینان بودن که با تاکید فراوان وعده میدادند شما را یاری میکنند، پس چی شد و دیدید خداوند به وعده ی یاری مستضعفان و نابودی منحرفان عمل کرد، و اعمال شما حبط شد و به خسارت دنیوی و اخروی رسیدید:


«وَ یَقُولُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ أَ هَؤُلَاءِ الَّذِینَ أَقْسَمُواْ بِاللَّهِ جَهْدَ أَیْمَانهِمْ  إِنهّمْ لمَعَکُمْ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فَأَصْبَحُواْ خَاسرینَ»


حال که شما مسلمانان با پذیرش ولایت یهود و نصاری از دین خدا بیرون رفتید و دین او را یاری نکردید، در عوض خداوند در آینده، قومی را یکجا میآورد تا دین او را یاری کنند.[16]


یَأَیهَّا الَّذِینَ ءَامَنُواْ مَن یَرْتَدَّ مِنکُمْ عَن دِینِهِ فَسَوْفَ یأْتىِ اللَّهُ بِقَوْمٍ یحُبهُّمْ وَ یحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلىَ الْمُؤْمِنِینَ أَعِزَّةٍ عَلىَ الْکَافِرِینَ یجَاهِدُونَ فىِ سَبِیلِ اللَّهِ وَ لَا یخَافُونَ لَوْمَةَ لَائمٍ  ذَلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَن یَشَاءُ  وَ اللَّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ»


علی بن ابراهیم قمی:«فَسَوْفَ یَأْتِی اللَّهُ بِقَوْمٍ یُحِبُّهُمْ وَ یُحِبُّونَهُ‏» نزلت فی القائم ع و أصحابه‏.»[17]

 



[1] ترجمه تفسیر المیزان، ج‏5، ص: 257

[2] آل عمران(3)،28

[3] فجر(89)،6-14

[4] سوره هود آیه 113

[5] ترجمه تفسیر المیزان،ج‏3،صص 242-240    


[6] ترجمه تفسیر المیزان    ج‏5    603    

[7]معجم مقاییس اللغه ؛ ج‏2 ؛ ص310،«الدال و الواو و الراء أصلٌ واحد یدلُّ على إحداق الشى‏ء بالشى‏ء من حوالَیه‏»

[8] مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏3، ص: 319

[9] فتح(48)،29

[10] مائده(5)،56

[11]یونس(10)،47

[12] ترجمه تفسیر المیزان    ج‏5    617    

[13] ترجمه تفسیر المیزان، ج‏10، صص: 101-110

[14] سجده(32)،28-30


[15] غافر(40)، 78-77-84-85

[16] ر.ک.ترجمه تفسیر المیزان    ج‏5    630    

[17] تفسیر القمی    ج‏1    170    

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۰۳
علی مویدی

عذاب آخرالزمان

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">