بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

خداوند متعال بطور کلی امت اسلام و جهانیان را به سه گزینه ی عذاب تهدید میکند:

1.عذاب های آسمانی،  2.عذاب های زمینی،  3.تفرقه و اختلاف و جنگ مذهبی

بنابراین جنگ سوریه و گروههای مسلح و تکفیری در کشورهای مختلف، یکی از گزینه های عذاب الهی در آخرالزمان به جهت مجازات امت اسلام و جهانیان میباشد.


«قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى‏ أَنْ یَبْعَثَ عَلَیْکُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِکُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِکُمْ أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ


بگو: او تواناست که از بالاى سرتان یا از زیر پایتان عذابى بر شما بفرستد یا شما را به صورت گروه‏هاى گوناگون با هم درگیر کند، و طعم تلخ جنگ و خونریزى را توسط یکدیگر به شما بچشاند. بنگر که چگونه آیات را گوناگون بازگو میکنیم، باشد که بفهمند.


وَ کَذَّبَ بِهِ قَوْمُکَ وَ هُوَ الْحَقُّ قُلْ لَسْتُ عَلَیْکُمْ بِوَکِیلٍ


و قوم تو این عذاب یا قرآن را تکذیب کردند، با آنکه حقّ است، بگو: من وکیل و عهده ‏دار ایمان آوردن شما نیستم.

لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ

براى هر خبرى (که خداوند یا پیامبرش به شما می‏دهد) وقتى مقرّر است (که در آن واقع می‏شود) و به زودى خواهید دانست(و تهدیدات و عذاب های الهی را خواهید دید). »[1]

«منظور از عذاب بالاى سر، صیحه و سنگ و طوفان و باد است، که نسبت به عاد و ثمود و قوم شعیب و قوم لوط انجام شد و منظور از عذاب زیر پا فرو رفتن بزمین است که سرنوشت قارون بود. این وجه از سعید بن جبیر و مجاهد است.»[2]

علامه طباطبایی(ره) میفرماید:

«از قرینه مقام استفاده می‏شود که غرض تنها اثبات قدرت نیست، بلکه علاوه بر اثبات قدرت، براى خداوند، استحقاق عذاب را هم می ‏رساند. بنا بر این، و بنا بر استفاده‏اى که قبلا از کلمه" بعث" کردیم آیه شریفه جدا و صریحا تهدید می‏کند بر اینکه اگر امت دست از کفر بر ندارند، و بر ایمان به خدا و آیاتش اجتماع نکنند، و بدین وسیله جلوى عذاب را نگیرند، عذاب‏ بر آنان فرستاده خواهد شد.


" أَوْ یَلْبِسَکُمْ شِیَعاً وَ یُذِیقَ بَعْضَکُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ..." 

از ظاهر این جمله چنین برمی ‏آید که می‏خواهد دسته ‏بندی ‏هایى را که بعد از رحلت رسول خدا پیش آمد، پیشگویى نماید، همان دسته‏ بندی ‏هایى که باعث شد مذاهب گوناگونى در اسلام پدید آید، و هر فرقه‏اى در باره مذهب خود اعمال تعصب و حمایت جاهلانه نموده و آن همه جنگهاى خونین و برادرکشى به راه افتد، و هر فرقه ‏اى فرقه دیگر را مهدور الدم و از حریم دین و مرز اسلام بیرون بداند.


معناى آیه چنین می‏شود:

 اى محمد! مردم را از عاقبت وخیم استنکاف از اتحاد و اجتماع در زیر لواى توحید و اعراض از شنیدن دعوت حق، بترسان و به آنان بگو که عاقبت حرکت و رویه‏اى که پیش گرفته‏اند تا چه اندازه وخیم است، زیرا خداى تعالى می‏تواند شما را به عاقبت بد دچار نموده و عذابى بر شما نازل کند که از آن راه فرارى نداشته باشید، و پناهگاهى که به آن پناهنده شوید، نیابید، و آن عذاب یا آسمانى است یا زمینى و یا این است که شما را به جان هم انداخته و به دست خودتان نابودتان کند. آن گاه با خطاب‏" انْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ الْآیاتِ لَعَلَّهُمْ یَفْقَهُونَ" بیان مزبور را تتمیم میکند.


و اینکه فرمود:" لِکُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ وَ سَوْفَ تَعْلَمُونَ" تهدید صریحى است از وقوع عذابى حتمى.

 و اما اینکه چطور در تهدید مسلمین و خبر دادن از وقوع عذاب و تفرقه کلمه آنان خطاب را متوجه مشرکین کرده؟ 

وجهش را قبلا ذکر کرده و گفتیم: باعث همه بدبختی هاى مسلمین همین مشرکین بودند، آرى در اینگونه آثار مردم امت واحده و عینا مانند یک تن واحدى هستند که انحراف یک عضو آن، سایر اعضا را هم مبتلا میسازد، در خود قرآن کریم آیات بسیارى این معنا را تایید می‏نماید.»[3]

 

آیت الله مکارم شیرازی مینویسد:

«و این تعبیر نشان می‏دهد که مسئله اختلاف کلمه و پراکندگى در میان جمعیت به قدرى خطرناک است که در ردیف عذابهاى آسمانى و صاعقه‏ ها و زلزله‏ ها قرار گرفته است، و راستى چنین است، 

بلکه گاهى ویرانی هاى ناشى از اختلاف و پراکندگى به درجات بیشتر از ویرانیهاى ناشى از صاعقه ‏ها و زلزله‏ ها است، کرارا دیده شده است کشورهاى آباد در سایه شوم نفاق و تفرقه بنابودى مطلق کشیده شده است و این جمله هشدارى است به همه مسلمانان جهان!.


اشتباه نشود اینکه آیه مورد بحث می‏گوید: خداوند تفرقه در میان شما بیفکند نه به این معنى است که خداوند بى ‏جهت مردم را گرفتار نفاق و اختلاف می‏کند بلکه این نتیجه اعمال سوء مردم و خودخواهی ها و خودپرستی ها و سود جویی هاى شخصى است که نتیجه آن به صورت نفاق و تفرقه بروز میکند، و نسبت دادن آن به خدا به خاطر آن است که او چنین اثرى را در این اعمال زشت قرار داده است.» »[4]

  

علامه مجلسی از تفسیر کلبى چنین نقل میکند که:

 «وقتى این آیه بر پیامبر اکرم نازل شد از جاى حرکت نموده و وضوئى شاداب گرفت سپس به نماز ایستاد و نماز نیکوئى خواند بعد از نماز از خداوند درخواست کرد که امتش را گرفتار عذاب بالا و پائین ننماید و گرفتار اختلاف و جنگ نکند.

جبرئیل نازل شد و گفت: یا محمد خداوند درخواست تو را شنید و آنها را از دو چیز امان داد ولى دو چیز دیگر را اجرا خواهد کرد به آنها امان داد از اینکه عذابى از بالا یا از پائین نازل کند،

 اما دو چیز را امان نداد پیامبر اکرم فرمود جبرئیل، دیگر از امتم چه باقى می‏ماند در صورتى که گرفتار جنگ با یکدیگر شوند و یک دیگر را بکشند.

 باز از جاى حرکت کرد و شروع به دعا نمود آن وقت این آیه نازل شد: «الم أَ حَسِبَ النَّاسُ‏...» آیا مردم خیال کرده‏اند رهایشان میکنند همین که گفتند ایمان آوردیم و آنها را آزمایش نخواهند نمود. 

پیامبر اکرم فرمود نه باید حتما یک آزمایش بعد از پیامبر باشد تا راستگو از دروغگو تشخیص داده شود چون وحى منقطع شده و شمشیر مانده و اختلاف و ناهماهنگى تا روز قیامت هست.»

[5]

 

 



[1] انعام،آیه65-67

[2]ترجمه تفسیر مجمع البیان    ج‏8    131

 

[3] ترجمه تفسیر المیزان،ج‏7،صص 193-198

 

[4]تفسیر نمونه    ج‏5    284

 

[5] بحار الأنوار (ط - بیروت) / ج‏9 / 88 / تفسیر الآیات ..... ص : 64

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۳
علی مویدی

داعش

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">