بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

«وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ»[1]

«(اى پیامبر!) تا تو در میان آنها هستى، خداوند آنها را مجازات نخواهد کرد؛ و (نیز) تا استغفار مى‏ کنند، خدا عذابشان نمى ‏کند.»

«و بنا بر این تقدیر، منظور از عذاب که در آیه نفى شده عذاب آسمانى موجب استیصال است، که این امت را مانند عذاب سایر امم شامل مى ‏شود، و خداوند سبحان در این آیه این چنین عذاب را از این امت ما دام که رسول خدا (ص) زنده و در میان آنان است و همچنین بعد از درگذشت آن جناب ما دام که امت استغفار مى ‏کنند نفى کرده است.

و از جمله‏" وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ" به ضمیمه آیاتى که این امت را وعده عذابى مى‏ دهد که میان رسول خدا (ص) و امت حکم مى‏ نماید مانند آیات:" وَ لِکُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ"[2]- تا آخر آیات- برمى‏آید که براى این امت در آینده روزگارى است که استغفار از آنان منقطع گشته و دیگر مؤمنى خدا ترس که استغفار کند نمى‏ ماند و در چنان روزگارى خداوند آنان را عذاب مى ‏کند.»[3]

در حدیث معروفى که در منابع شیعه از حضرت على ع و در منابع اهل تسنن از شاگرد على ع ابن عباس نقل شده مى ‏خوانیم‏:

کان فى الارض امانان من عذاب اللَّه و قد رفع احدهما فدونکم الآخر فتمسکوا به و قرأ هذه الایة:

«در روى زمین دو وسیله امنیت از عذاب الهى بود یکى از آنها (که وجود پیامبر بود) برداشته شد. هم اکنون به دومى (یعنى استغفار) تمسک جویید سپس آیه فوق را تلاوت فرمود»[4]

از آیه فوق و این حدیث روشن مى ‏شود که وجود پیامبران وسیله مؤثرى براى امنیت مردم در برابر بلاهاى سخت و سنگین، و پس از آن استغفار و توبه و روى آوردن به درگاه حق عامل دیگرى است.

اما اگر عامل دوم نیز بر چیده شود جوامع بشرى هیچگونه مصونیتى در برابر مجازات‏هاى دردناکى که به خاطر گناهانشان در انتظار آنهاست نخواهند داشت، این مجازاتها در شکل حوادث دردناک طبیعى، و یا جنگ‏هاى خانمان سوز و ویرانگر یا اشکال دیگر آشکار مى‏ شوند، همانگونه که انواع مختلف آن را را تا کنون دیده یا شنیده‏ ایم.

در دعاى کمیل که از حضرت على ع نقل شده مى ‏خوانیم‏:

اللهم اغفر لى الذنوب التی تنزل البلاء

:" خداوندا گناهانى را که مایه نزول بلاها مى‏شود بر من ببخش" این تعبیر نشان مى‏ دهد که اگر استغفار نباشد بسیارى از گناهان مى ‏توانند سرچشمه نزول بلاها شوند.

ذکر این نکته نیز لازم است که منظور از استغفار گفتن و تکرار جمله‏" خدایا مرا ببخش" یا" اللهم اغفر لى" نیست، بلکه روح استغفار یک حالت بازگشت به سوى حق و آمادگى براى جبران گذشته است‏.»[5]


عَبْدِ اللَّهِ بْنِ مُحَمَّدٍ الْجُعْفِیِّ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ کَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص یَقُولُ‏ مُقَامِی فِیکُمْ وَ الِاسْتِغْفَارُ لَکُمْ حِصْنٌ‏ حَصِینٌ‏ مِنَ‏ الْعَذَابِ‏ فَمَضَى أَکْثَرُ الْحِصْنَیْنِ وَ بَقِیَ الِاسْتِغْفَارُ فَأَکْثِرُوا مِنْهُ فَإِنَّهُ مَمْحَاةٌ لِلذُّنُوبِ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ أَنْتَ فِیهِمْ وَ ما کانَ‏ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُون‏.»[6]


عبد اللَّه بن محمد جعفى گفت: از امام محمد باقر علیه السّلام شنیدم که فرمود: 

رسول‏ خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم فرمود: 

«بودن من در میان شما و استغفار براى شما (طلب آمرزش از خداوند) به منزله دو دژ محکمى است که شما را از عذاب در امان مى ‏دارد» 

سپس امام باقر علیه السّلام ادامه دادند که: 

دژ بزرگتر از میان شما رفت (اشاره به رحلت رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم دارد) و فقط استغفار باقى مانده است، پس بسیار طلب آمرزش کنید زیرا گناهان شما را پاک مى ‏کند؛ خداوند عز و جل (در سوره انفال، آیه 33) مى‏ فرماید:

«تا هنگامى که تو (اى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم) در میان آنان هستى، خدا آنان را عذاب نمى‏ کند، و تا هنگامى که استغفار مى‏ کنند خدا آنان را عذاب نخواهد کرد».

نقش استغفار در بارش باران، افزایش اموال و تولید نسل:

إِنَّا أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلىَ‏ قَوْمِهِ أَنْ أَنذِرْ قَوْمَکَ مِن قَبْلِ أَن یَأْتِیَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ*قَالَ یَاقَوْمِ إِنىِّ لَکمُ‏ نَذِیرٌ مُّبِینٌ*أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ*یَغْفِرْ لَکمُ مِّن ذُنُوبِکمُ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلىَ أَجَلٍ مُّسَمًّى  إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یُؤَخَّرُ  لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ* فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا*یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکمُ مِّدْرَارًا*وَ یُمْدِدْکمُ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ یجْعَل لَّکمْ جَنَّاتٍ وَ یجْعَل لَّکمُ‏ أَنهَارًا*مَّا لَکمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا»(نوح،1-13)


همانا ما نوح را به سوى قومش فرستادیم که قوم خود را بیم ده پیش از آنکه عذابى دردناک به آنان رسد.

نوح گفت: اى قوم من، بى ‏تردید من براى شما بیم‏ دهنده ‏اى آشکارم،که خدا را بپرستید و از او پروا نمایید و از من اطاعت کنید.تا از گناهان شما ببخشاید و شما را تا مدتى معین (اجلى که بر هر زنده‏اى به طبع اوّلى نوشته شده) مهلت دهد (و پیش از آن به کیفر طغیانتان نکشد)، همانا اجل خدایى هر گاه فرا رسد هرگز تأخیر نمى‏ افتد، اگر بدانید.

پس گفتم که از پروردگار خود طلب آمرزش کنید که او همواره بسیار آمرزنده است.تا آسمان (ابر) را بر شما پرباران فرستد. و شما را با اموال و پسران یارى کند و براى شما باغ‏ها و براى شما نهرها قرار دهد.شما را چه شده که براى خداوند تعظیمى قائل نمى‏ شوید؟!»

ذکر جهت بچه دار شدن:

الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّیَّارِیِّ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ سُلَیْمَانَ بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ شَیْخٍ مَدَنِیٍّ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع‏ 

أَنَّهُ وَفَدَ إِلَى هِشَامِ بْنِ عَبْدِ الْمَلِکِ فَأَبْطَأَ عَلَیْهِ الْإِذْنُ حَتَّى اغْتَمَّ وَ کَانَ لَهُ حَاجِبٌ کَثِیرُ الدُّنْیَا وَ لَا یُولَدُ لَهُ فَدَنَا مِنْهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع فَقَالَ لَهُ هَلْ‏ لَکَ‏ أَنْ‏ تُوصِلَنِی‏ إِلَى‏ هِشَامٍ‏ وَ أُعَلِّمَکَ دُعَاءً یُولَدُ لَکَ قَالَ نَعَمْ فَأَوْصَلَهُ إِلَى هِشَامٍ وَ قَضَى لَهُ جَمِیعَ حَوَائِجِهِ قَالَ فَلَمَّا فَرَغَ قَالَ لَهُ الْحَاجِبُ جُعِلْتُ فِدَاکَ الدُّعَاءَ الَّذِی قُلْتَ لِی

 قَالَ لَهُ نَعَمْ قُلْ فِی کُلِّ یَوْمٍ إِذَا أَصْبَحْتَ وَ أَمْسَیْتَ- سُبْحَانَ اللَّهِ سَبْعِینَ مَرَّةً وَ تَسْتَغْفِرُ عَشْرَ مَرَّاتٍ وَ تُسَبِّحُ تِسْعَ مَرَّاتٍ وَ تَخْتِمُ الْعَاشِرَةَ بِالاسْتِغْفَار.ِ

ثُمَ‏ تَقُولُ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً. یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً. وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً»

فَقَالَهَا الْحَاجِبُ فَرُزِقَ ذُرِّیَّةً کَثِیرَةً وَ کَانَ بَعْدَ ذَلِکَ یَصِلُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فَقَالَ سُلَیْمَانُ فَقُلْتُهَا وَ قَدْ تَزَوَّجْتُ ابْنَةَ عَمٍّ لِی فَأَبْطَأَ عَلَیَّ الْوَلَدُ مِنْهَا وَ عَلَّمْتُهَا أَهْلِی فَرُزِقْتُ وَلَداً وَ زَعَمَتِ الْمَرْأَةُ أَنَّهَا مَتَى تَشَاءُ أَنْ تَحْمِلَ حَمَلَتْ إِذَا قَالَتْهَا وَ عَلَّمْتُهَا غَیْرَ وَاحِدٍ مِنَ الْهَاشِمِیِّینَ مِمَّنْ لَمْ یَکُنْ یُولَدُ لَهُمْ فَوُلِدَ لَهُمْ وُلْدٌ کَثِیرٌ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ.»

الکافی (ط - الإسلامیة)، ج‏6، ص: 9


از زراره، از امام پنجم (ع): نزد هشام بن عبد الملک رفتم، چندان در اجازه ملاقات دیر کرد که ملول شدم، هشام حاجبى داشت که ثروت زیاد داشت ولى فرزند نداشت حضرت باقر (ع) بوى نزدیک شد، و فرمود:

میتوانى مرا به هشام برسانى تا دعایى بتو بیاموزم که فرزندى پیدا کنى؟

 گفت آرى. و او را بهشام رسانید و کارش را انجام داد، و بیرون آمد.

حاجب گفت: جانم فدایت آن دعا را تعلیم من کن.

امام فرمود: در هر صبح و شام 70 بار بگو: «سبحان اللَّه»، و خدا را ده بار استغفار نما، و او را نه بار تسبیح گوى، و آن را به استغفار ختم کن که خداوند میفرماید:

«خدا را استغفار کنید، که او غفار است و آب گوارا از آسمان براى شما میفرستد، و بمال و فرزند یاریتان مى‏کند و براى شما باغ‏ها و نهرها قرار داده» (سوره نوح آیات 9 و 10 و 11).

حاجب این دعا را بخواند و فرزند بسیار پیدا کرد، و بعد از این همواره به دیدار حضرت باقر و صادق (ع) مى‏شتافت.

 سلیمان گوید: من با دختر عمه‏ام عروسى کردم و این دعا را خواندم ولى فرزندى نیامد، دعا را به زنم آموختم، او هم خواند و بچه‏دار شدیم، و دانستم که اگر زن بخواند بچه‏دار مى‏شود، و بکسانى که بچه دار نمیشدند.دعا را آموختم و خواندند و فرزندان متعدد پیدا کردند.


  

وَ أَنِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیْهِ یُمَتِّعْکُمْ مَتاعاً حَسَناً إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى وَ یُؤْتِ کُلَّ ذِی فَضْلٍ فَضْلَهُ وَ إِنْ تَوَلَّوْا فَإِنِّی أَخافُ عَلَیْکُمْ عَذابَ یَوْمٍ کَبِیر»(هود،33)

و اینکه: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید؛ سپس بسوى او بازگردید؛ تا شما را تا مدّت معیّنى، (از مواهب زندگى این جهان،) به خوبى بهره‏ مند سازد؛ و به هر صاحب فضیلتى، به مقدار فضیلتش ببخشد! و اگر (از این فرمان) روى گردان شوید، من بر شما از عذاب روز بزرگى بیمناکم!


وَ یَسْتَعْجِلُونَکَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ وَ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِمُ الْمَثُلاتُ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلى‏ ظُلْمِهِمْ وَ إِنَّ رَبَّکَ لَشَدِیدُ الْعِقاب‏»(رعد،6)

آنها پیش از حسنه (و رحمت)، از تو تقاضاى شتاب در سیّئه (و عذاب) مى ‏کنند؛ با اینکه پیش از آنها بلاهاى عبرت انگیز نازل شده است! و پروردگار تو نسبت به مردم- با اینکه ظلم مى‏ کنند- داراى مغفرت است؛ و (در عین حال،) پروردگارت داراى عذاب شدید است!»

پروردگار تو داراى رحمت واسعه‏ اى است که مردم را در جمیع احوالشان و حتى در حال ظلمشان شامل است، هم چنان که داراى غضبى شدید است، و با اینکه رحمت او بر غضبش پیشى دارد پس چرا از رحمت واسعه او و مغفرتش اعراض مى‏کنند، و در خواست عذاب شدید او را مى‏نمایند، و در این باره عجله هم مى‏کنند؟ راستى این امر عجیبى است!


نَبِّئْ عِبادِی أَنِّی أَنَا الْغَفُورُ الرَّحِیمُ * وَ أَنَّ عَذابِی هُوَ الْعَذابُ الْأَلِیمُ»(حجر،49-50)

«(اى پیامبر!) به بندگانم خبر ده که همانا من خودم بسیار بخشنده و مهربانم.و البتّه عذاب من نیز همان عذاب دردناک است.»


وَ ما مَنَعَ النَّاسَ أَنْ یُؤْمِنُوا إِذْ جاءَهُمُ الْهُدى‏ وَ یَسْتَغْفِرُوا رَبَّهُمْ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمْ سُنَّةُ الْأَوَّلِینَ أَوْ یَأْتِیَهُمُ الْعَذابُ قُبُلا»(کهف،55)

و مردم را هنگامى که به آنها هدایت (پیامبر، کتاب و معجزات) رسید چیزى مانع از این نشد که ایمان بیاورند و طلب آمرزش از پروردگار خود کنند جز (عنادشان که گویى منتظر بودند) که سنّت (جاریه خدا درباره) پیشینیان (از قبیل صیحه آسمانى، زلزله) به آنها نیز برسد (تا همگى هلاک گردند) یا آنکه عذاب رویاروى بر آنها بیاید (تا به اجبار ایمان بیاورند).

 

قالَ یا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّیِّئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْ لا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ»(نمل،46)

«صالح گفت: اى قوم من! چرا پیش از نیکى شتابزده خواهان بدى هستید؟چرا از خداوند آمرزش نمى‏خواهید تا مشمول رحمت گردید؟»



 



[1] انفال،آیه 33

[2] ( 2) و براى هر امتى رسولى است پس وقتى رسولشان آمد در میانشان به عدالت داورى مى ‏شود و ایشان ظلم نمى ‏شوند. سوره یونس آیه 47

[3] ترجمه تفسیر المیزان،ج‏9، 93

[4]  نهج البلاغه کلمات قصار

[5]تفسیر نمونه، ج‏7، 155

 

[6] ثواب الأعمال و عقاب الأعمال ؛ النص ؛ ص164

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۷
علی مویدی

نظرات  (۲)

استغفار به ظاهر ساده است ولی برای کسی که گناه برایش امری عادیست ، استغفار کردن بسیار دشوار است .
من فکر میکنم تا وقتی آدم همیشه حالت شرمندگی رو در مقابل پروردگارش داشته باشه و قبول داشته باشه که گنه کاره، هرچقدر هم که گناهکار باشه امکان بازگشتش هست ولی اگه انکار میکنه گناهکار بودن خودش رو و متکبرانه رفتار میکنه احتمالش خیلی ضعیفه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">