بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

سیمای عراق در روایات آخرالزمانی

شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۰۳ ب.ظ

در بررسی ویژگی ها و اهمیت سرزمین «عراق»، ذکر روایات ائمه ی اطهار (ع) از جایگاه ویژه ای برخوردار است. بنابراین در این مقاله سعی شده است روایاتی که درباره ی این سرزمین و خصوصاً ارتباط آن با واقعه ی شریف ظهور است، بیان شوند.

امام سجّاد (علیه السلام) فرمودند:

«إذَا مَلأ هَذا نَجَفْکُمْ السّیلِ وَ المَطر و ظَهَرْتِ النّارَ فی الحِجارَهِ و المَدَرِ و ملکت بغدادَ التّترُ، فَتَوَّقَعوا ظهورَ القائِمُ المُنْتَظِر؛ (1)

زمانی که نجف شما، از سیل و باران پر شود و آتش مخصوص در «حجاز» و «مَدَر» ظاهر گردد و ترک تاتار بر «بغداد» مالک شود، پس ظهور قائم منتظر را انتظار بکشید.»


مؤلف کتاب «نوائب الدهور» می گوید:

از این حدیث کوچک سه نشانه ی بزرگ که برای ظهور شمرده شده، قابل بررسی است:

1. پر شدن «نجف» از سیل و باران چنان که در احادیث دیگر نیز بیان می شود و این علامت در همان سال است که حضرت قیام می کند، در اثر باریدن 24 باران پی در پی زمین پاک و شسته می شود و در همان روز در اثر طغیان سیل، آب فرات شکافته شده و آب به پای خود در نجف جریان پیدا کند؛

2. ظاهر شدن آتشی در حجاز و مَدَرکه آن قریه ای است از قرای یمن که 20 مایل تا شهر «صنعا» فاصله دارد؛

3. اشغال عراق توسط ترکان و هجوم آوردن آنها به بغداد و این ماجرا تقریباً در سال قبل از ظهور است و اشغال بغداد به دست آنها با اشغال آن توسّط مغول ها تفاوت دارد، چنانچه استفاده می شود، چندین مرتبه ترک باید به عراق حمله آورد. از ظاهر بعضی در اخبار تا 3 مرتبه به حمله ی ایشان اشاره شده؛ بلکه نقل شده که یکی از آنها داستان هلاکو بوده، دیگری هجوم «آل عثمان» جوق و غلبه ی عثمانی ها و در اخبار نبوی هم داریم: برای ترک سه مرتبه خروج است و آخرین آنها اتّصال دارد به خروج سفیانی و قیام قائم (عج).


و سعد از امام صادق (علیه السلام) روایت کرده که ایشان فرمودند:

«سَنَهُ الفَتْحِ یَنْبَثِقُ الفُراتُ حَتَّی یَدْخُلَ عَلَی أزِقَّهِ الکُوفَه؛ (3)

در سال فتح و فرج، شطّ فرات طغیان کند، به حدی که داخل کوچه های کوفه شود.»


مُنذر جُوزی گوید: شنیدم از امام صادق (علیه السلام) که می فرماید:

«یُزْجَرُ الناسُ قَبْلَ قِیامِ القَائِمِ، عَنْ مَعاصِیهِمْ بِنارٍ تَظْهَرُ فی السَّماءِ و حُمْرَهٍ تُجَلِّلُ السَّماءَ و خَسْفٍ بِبَغْدَادَ وَ خَسْفٍ بِبَلَدِ البَصْرَهِ و دِماءٍ تُسْفَکُ بِها و خَرابِ دُورِها و فَناءٍ یَقَعُ فی أهْلِهَا و شُمَولِ أهلِ العِراقِ خَوفٌ لا یَکونُ لَهُمْ مَعَهُ قَرار؛ (5)

مردم پیش از قیام حضرت قائم (علیه السلام) (به وسیله ی آنچه در زیر گفته شود) از معصیت دست کشند؛ به آتشی که در آسمان پدید آید، به قرمزی ای که صفحه ی آسمان را فراگیرد و به فرورفتن زمینی در بغداد و زمینی در بصره و به خونریزی و خرابی خانه ها و نابودی مردم آنجا و مردم عراق گرفتار ترسی عمومی می شوند، به طوری که آرام نداشته باشند.»


امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«... لا یَخْرُجُ القَائِمُ (علیه السلام) حَتَّی یُقْرَأ کِتابَانِ کِتابٌ بِالبَصْرَهِ و کتابٌ بِالکُوفَهِ بِالبَراءَهِ مِنْ عَلیٍّ (علیه السلام)؛ (7)

 

او قیام نمی کند، مگر بعد از آنکه، دشمنانش دو فرمان: یکی در بصره و دیگری در کوفه مبنی بر بیزاری از امیرالمؤمنین (علیه السلام) بخوانند!»


امام صادق (علیه السلام) درباره ی شرایط «کوفه» و «کربلا» در زمان ظهور فرمودند:

«و لَیَصیرَنَّ الکوفهُ أربَعَهً و خَمسینَ مِیلاً و لَیُجاوِرَنَّ قُصُورُها کَربَلاءَ و لَیْصَیِّرَنَّ اللهُ کربلاءَ مَعقلاً و مقاماً تَختَلِفُ فیه المَلائِکَهُ و المُؤمِنونَ و لَیَکُونَنَّ لَها شَأنٌ مِنَ الشَّأنِ و لَیَکُونَنَّ فیها مِنَ البَرَکاتِ ما لَوْ وَقَفَ مُؤمِنٌ و دَعا رَبَّهُ بِدَعْوَهٍ لَأعْطاهُ اللهُ بِدَعْوَتِهِ الواحِدَهِ مِثلَ مُلکِ الدُّنیَا ألفَ مَرَّه؛ (8)

 

در آن روز طول شهر کوفه به پنجاه و چهار مایل می رسد؛ به طوری که کاخ های آن مجاور کربلا خواهد بود. خداوند در آن روز کربلا را محلّ آمد و رفت فرشتگان و مؤمنان خواهد نمود! و در آن روز ارزشی بسزا دارد، چنان برکت به آن روی می آورد که اگر مؤمنی از روی حقیقت در آنجا بایستد و یک دفعه از خداوند طلب روزی کند؛ خداوند هزار برابر دنیا به او عطا فرماید.»

ابوهریره از رسول خدا (ص) نقل می کند که:

«لا تَقُومُ السَّاعَهُ حَتَّی یَحْسِرَ الفُراتُ عَنْ جَبَلٍ مِنْ ذَهَبٍ فَیَقْتَتِلَ النَّاسُ عَلَیْهِ فَیُقْتَلَ مِنْ کُلِّ مِائَهٍ تِسْعَهٌ وَ تِسْعُونَ و یُقُولُ کُلُّ رَجُلٍ مِنْهُمْ لَعَلِّی الَّذی أنْجُو؛ (15)


قیامت برپا نمی شود، مگر اینکه از رود فرات، کوهی از طلا درآید و مردم به خاطر دست یازیدن بدان، یکدیگر را می کشند، به حدی که از هر صد نفر، نود و نُه تن کشته شوند و هر یک از آنها بگوید: شاید آنکه نجات یابد، من باشم!»


و در روایتی دیگر از ابن ماجه آمده است که:

«پس کشته می شوند مردم بر سر آن، پس کشته می شود، از هر 10 نفر، 9 نفر.»


امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«وَ یَبْنِی فِی ظَهْرِ الکُوفَهِ مَسجِداً لَهُ ألْفُ بابٍ و یَتَّصِلُ بُیُوتُ الکُوفَهِ بِنَهَرِ کَرْبَلَاءَ بِالحِیرَهِ حَتَّی یَخْرُجَ الرَّجُلُ یَومَ الجُمُعَهِ عَلَی بَغْلَهٍ سَفْوَاءَ یُریدُ الجُمُعَهَ فَلا یُدْرِکُها؛ (16)


مسجدی در بیرون کوفه می سازند که هزار در داشته باشد و خانه های کوفه به نهر کربلا و «حیره» متّصل می شود؛ به طوری که مردی در روز جمعه سوار استر تندرو می شود تا خود را به نماز برساند، ولی به نماز نمی رسد.»


و در روایت دیگری امام سجّاد (علیه السلام) فرمودند:

«یَکونُ قَبلَ خُرُوجِهِ خُرُوجُ رَجُلٍ یُقالُ لَهُ عَوْفٌ السُّلَمِیُّ بِأرْضِ الجَزیرَهِ و یَکُونُ مَاوَاهُ تَکْریتَ و قَتْلُهُ بِمَسْجِدِ دِمَشْق؛ (20)

قبل از ظهور او مردی به نام عوف سلمی در سرزمین جزیره خروج نماید که جایگاه او «تکریت» و محلّ قتل وی «مسجد دمشق» است...»


شیخ مفید در «ارشاد» برخی از نشانه های پیش از ظهور را چنین بیان می کند:

«قَتْلُ نَفْسٍ زَکیَّهٍ بِظَهْرِ الکُوفَهِ فی سَبعینَ مِنَ الصَّالِحینَ؛ و بَثْقٌ فی الفُراتِ حَتَّی یَدُخُلَ المَاءُ أزقَهَ الکوفَه... و إحْراقُ رَجُلٍ عَظیمِ القَدْر مِنْ شِیعَهِ بنی العَبَّاسِ بَیْنَ جَلُولاءَ و خانِقِینَ و عَقْدُ الجِسْرِ مِما یَلی الکَرْخَ بِمَدینهِ السّلامِ؛ (21)


کشته شدن نفس زکیّه در پشت «کوفه» و 70 انسان صالح و شایسته ی دیگر، شکافتن و ترک خوردن فرات، به طوری که آب وارد کوچه ها و خیابان های کوفه شود،... سوزاندن مردی بلند مرتبه از پیروان بنی عبّاس میان «جلولا» و «خانقین»، زدن پل در آنجایی که آب میان «مدینه الاسلام» و «بغداد» روان است...»


امام صادق (علیه السلام) فرمودند:

«و یکون قتل سبعین من الصالحین علماء دین و علی رأسهم رجل عظیم القدر، یحرقه أی سفیانی و یذر رماده فی الهواء بین جلولاء و خانقین، بعد أن یقتل فی الکوفه أربعه آلاف؛ (22)

 

70 نفر از صالحان (عالمان دینی) که سر دسته ی ایشان مرد با منزلتی است، کشته خواهند شد، که او را (سفیانی) می کشد و خاکسترش را در میان جلولا و خانقین بر باد می سپرد و این پس از آن است که در کوفه 4000 نفر را کشته است.»


امام باقر (علیه السلام) فرمودند:

«ذَکَرَ المَهْدِیَّ فَقَالَ یَدْخُلُ الکَوفَهَ و بِها ثَلاثُ رَایاتٍ قدِ اضطَربَتْ فَتَصْغُو لَهُ و یَدْخُلُ حَتَّی یَأتِیَ المِنْبَرَ فَیَخْطُبُ فَلا یَدْری النَّاسُ ما یَقُولُ مِنَ البُکاءِ فإذَا کانَتِ الجُمُعَهُ الثَّانِیَهُ سَألَهُ الناسُ أن یُصَلِّیَ بِهِمُ الجُمُعَهَ فَیَأمُرُ أنْ یُخَطَّ لَهُ مَسجِدٌ عَلَی الغّریِّ و یُصَلِّی بِهِمْ هُناکَ ثُمَّ یَأمُرُ مَنْ یَحْفِرُ مِنْ ظَهْرِ مشْهَدِ الحُسَینِ (علیه السلام) نَهَراً یَجرِی إلَی الغَرِیَّینِ حَتَّی یَنْزِلَ الماءُ فی النَّجَفِ و یَعْمَلُ عَلَی فَوْهَتِهِ القَناطِیرُ و الأرْحاءُ فَکَأنِّی بالعَجُوزِ عَلَی رَأسِها مِکْتَلٌ فِیه بُرٌّ تَأتِی تِلکَ الأرَحاءَ فَتَطْحَنُهُ بِلا کِراء؛ (23)

 

ولیّ عصر (علیه السلام) داخل کوفه می شود و سه پرچم برافراشته می شود که آنها در اهتزاز است و سرانجام (اضطراب فروکش می کند) پس از ورود به کوفه بر عرشه ی منبر برآید و خطبه را آغاز نماید. (خطبه ی جمعه) از شدّت گریه، ملّت نمی دانند حضرت چه می گوید (مردم با دیدن رخسار امام زمانشان پیاپی گریه می کنند) در جمعه ی بعد مردم درخواست می کنند که نماز جمعه را حضرت اقامه نماید، فرمان می دهد که در سرزمین نجف اشرف خطّی بکشند و آن محدوده را مسجد قرار دهند (ظاهراً منطقه ی وادی السّلام) و در آنجا نماز جمعه را به پا می دارد. سپس دستور می دهد که نهری را از کربلای معلا از پشت حرم مطهر امام حسین (علیه السلام) حفر نمایند و به سرزمین مقدّس نجف برسانند تا آب در نجف اشرف توفیر یابد و بر دهانه ی آن نهر، پل نصب کنند (و برای رفاه حال ملّت آسیاب های آبی بسازند) گویا می بینم پیر زوالی را که زنبیل گندم خود را روی سر نهاده و به سوی آسیاب می رود و [آن را] بدون مزد آرد می نماید.» (24)

پی نوشت ها :

1. نوائب الدّهور، ج 2، ص 359.

2. نوائب الدّهور، ج 2، ص 408. روضه الواعظین و بصیره المتعظین، ج 2، ص 265.

3. الإرشاد، ج 2، ص 377. نوائب الدّهور، ج 3، ص 13.

4. الإرشاد، ج 2، ص 377، نوائب الدّهور، ج 3، ص 14.

5. الإرشاد، ج 2، ص 378. نوائب الدّهور، ج 3، ص 15.

6. بحارالأنوار، ج 52، ص 271. نوائب الدّهور، ج 3، ص 54.

7. بحارالأنوار، ج 52، ص 361؛ نوائب الدّهور، ج 3، ص 83.

8. بحارالأنوار، ج 53، ص 12؛ نوائب الدّهور، ج 3، ص 126.

9. بحارالأنوار، ج 53، ص 15؛ نوائب الدّهور، ج 3، ص 140.

10. روزگار رهایی، ج 1، ص 408؛ الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص 146.

11. روزگار رهایی، ج 1، ص 408؛ بحارالأنوار، ج 52، ص 307.

12. بحارالأنوار، ج 57، ص 225.

13. نوائب الدّهور، ج 1، ص 123. الملاحم و الفتن فی ظهور الغائب المنتظر (عج)، ص 91.

14. نوائب الدّهور، ج 1، ص 234.

15. مسعود بن عیسی ورام، مجموعه ی ورام آداب و اخلاق در اسلام (تنبیه الخواطر)، مترجم: رضا عطایی، ج 1، ص 76.

16. بحارالأنوار، ج 52، ص 330.

17. همان، ص 375.

18. بحارالأنوار، ج 52، ص 333.

19. همان، ص 387.

20. همان، ص 213.

21. الإرشاد، ج 2، ص 369.

22. شش ماه پایانی، ص 152.

23. ارشاد، ترجمه رسولی محلّاتی، ج 2، ص 355.

24. ارشاد مفید، ص 380

 

منبع مقاله :

شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، جلد دوم (عراق، عربستان و یمن)، تهران: موعود عصر (عج)، چاپ دوم

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۲۶
علی مویدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">