بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

دجال در کتاب مقدس

سه شنبه, ۲ شهریور ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ق.ظ

در تمام ادیان ابراهیمى موضوع ظهور «دجال» در آخرالزمان مطرح شده است. امّا اینکه دجال کیست، چه ویژگى‌‌هایى دارد، چگونه ظهور مى‌‌کند و... موضوعاتى است که کمتر در مورد آنها اتفاق نظر وجود دارد. آنچه در پى خواهد آمد ترجمه مطلبى است که در ذیل مدخل دجال (antichrist) در دایرة المعارف کاتولیک (Catholic Encyclopedia) آمده است . این مقاله اطلاعات جامعى را در زمینه نگاه کتاب مقدس به موضوع دجال به دست مى‌‌دهد.

اشاره: در تمام ادیان ابراهیمى موضوع ظهور »دجال« در آخرالزمان مطرح شده است. امّا اینکه دجال کیست، چه ویژگى‌‌هایى دارد، چگونه ظهور مى‌‌کند و... موضوعاتى است که کمتر در مورد آنها اتفاق نظر وجود دارد. آنچه در پى خواهد آمد ترجمه مطلبى است که در ذیل مدخل دجال (antichrist) در دایرة المعارف کاتولیک (Catholic Encyclopedia) آمده است . این مقاله اطلاعات جامعى را در زمینه نگاه کتاب مقدس به موضوع دجال به دست مى‌‌دهد. با سپاس از مترجم محترم و حجة الاسلام و المسلمین حسین توفیقى که زحمت مقابله و تصحیح این ترجمه را پذیرا شدند، توجه شما را به این مقاله جلب مى‌‌کنیم.
پیشوند anti ) ) ضد ّدر ترکیب معانى متفاوتى دارد: antibasileus به معناى پادشاهى است که دوران فترتى را پر مى‌‌کند؛ antistrategos به معناى کنسول فرماندار [استان قدیم روم] است؛ antihoupatos در روم قدیم به معناى فرماندار کل بوده است؛ در هومر antiheos شخصى است که از لحاظ نیرو و زیبایى به خدا مى‌‌ماند، در حالى که در آثار دیگر نمایانگر خداى ستیزه‌‌جو است. اگر صرفاً از قیاس پیروى کنیم، مى‌‌توانیم antichristos را به شخصى تفسیر کنیم که از لحاظ سیما و نیرو به »مسیح« شباهت دارد؛ امّا راه مطمئن‌‌تر این است که واژه مذکور را طبق کاربرد آن در کتاب مقدس و [زبان ] کلیسایى تعریف کنیم .
الف: معناى این واژه‌‌در کتاب مقدس
واژه دجّال (antichrist) تنها در رسائل یوحنا وارد شده؛ امّا ادعا شده است که در مکاشفه یوحنا، رسائل پولس و با صراحت کمترى در اناجیل و کتاب دانیال نیز مترادف‌‌هاى این واژه به کار رفته است .
1. در رسائل یوحنا
یوحناى قدیس در رسائلش فرض را بر این قرار داده که مسیحیان اولیه با آموزه مربوط به آمدن دجّال آشنا هستند:
»
شنیده‌‌اید که دجّال مى‌‌آید» (رساله اول یوحنا، 18:2)؛

«و این است روح دجّال که شنیده‌‌اید که او مى‌‌آید» (رساله اول یوحنا، 3:4).

اگر چه یوحنا از چندین دجّال سخن مى‌‌گوید، ولى بین دجّالان بسیار و یک دجّال اصلى فرق مى‌‌گذارد:

 «دجّال مى‌‌آید. الحال هم دجالان بسیار ظاهر شده‌‌اند»(رساله اول یوحنا، 18:2).

 وى همچنین سیرت و رفتار دجّال را شرح مى‌‌دهد:

 «از ما بیرون شدند لکن از ما نبودند» (رساله اول یوحنا، 19:2)؛

«دروغگو کیست جز آنکه مسیح بودن عیسى را انکار کند؟ آن دجّال است که پدر و پسر را انکار مى‌‌نماید». (رساله اول یوحنا، 22:2)؛

 «و هر روحى که عیسى مسیحف مجسم شده را انکار کند از خدا نیست و این است روح دجال.» (رساله اول یوحنا، 3:4)؛

 «زیرا گمراه کنندگان بسیار به دنیا بیرون شدند که عیسى مسیحف ظاهر شده در جسم را اقرار نمى‌‌کنند: آن است گمراه کننده و دجال». (رساله دوم یوحنا، 7).

همچنین یوحنا زمان آمدن دجّال را «ساعت آخر» تعیین مى‌‌کند (رساله اول یوحنا، 18:2)؛

 علاوه بر این، وى معتقد است که او «الان هم در جهان است» (رساله اول یوحنا، 3:4(.
2. در مکاشفه
تقریباً همه مفسران دریافته‌‌اند که دجّال در مکاشفه یوحنا ذکر شده است؛ امّا در مورد باب خاصى که در آن از وى یاد شده، اتفاق نظر ندارند.

برخى به «وحش» در آیه 7 باب 11 ،

برخی به «اژدهاى [بزرگ ] آتشگون» در باب 12،

و دیگران نیز به وحشى «که ده شاخ و هفت سر دارد» در باب 13 و آیات بعدى اشاره مى‌‌کنند؛ در حالى که بسیارى از محققان، دجّال را بر وحشى که «دو شاخ مثل شاخ‌‌هاى بره» داشت و «مانند اژدها» سخن مى‌‌گفت (13: 11 و آیات بعدى)

 یا بر وحش قرمزى که هفت سر و ده شاخ داشت (باب 17)

یا سرانجام، بر شیطانى که «از زندان خود خلاصى خواهد یافت» و امت‌‌ها را گمراه خواهد کرد (20: 7 و آیات بعدى) منطبق مى‌‌دانند.

شرح مفصل دلایلف له و علیه هر یک از این نظریات، به بحث کنونى ما ارتباطى ندارد.

3. در رساله پولس
یوحناى قدیس مفروض مى‌‌گیرد که آموزه مربوط به آمدن دجّال در نزد خوانندگانش شناخته شده است. مفسران براین باورند که این آموزه از طریق نوشته‌‌هاى پولس مقدس در مسیحیت شناخته شده است. یوحناى قدیس علیه بدعت گذاران زمانه‌‌اش اصرار مى‌‌ورزید که کسانى که راز تجسّم را انکار مى‌‌کنند اَشکال کمرنگى از دجّال بزرگ آتى هستند. دجّال در رساله دوم پولس به تسالونیکان (2: 3 و آیات بعدى، 7 -10) به طور کامل‌‌ترى وصف شده‌‌است. در کلیساى تسالونیک به واسطه این اعتقاد که دومین ظهور مسیح قریب الوقوع است، اضطراب‌‌هایى پدید آمد. این تصور تا حدودى ناشى از فهم نادرست آیه 15 و آیات بعدى باب چهارم از رساله پولس به تسالونیکان و تا حدودى ناشى از دسیسه‌‌هاى گمراه کنندگان بود.

 به منظور بر طرف کردن این اضطراب‌‌ها بود که پولس مقدس دومین رساله خود را به تسالونیکان نوشت و به ویژه، آیات 3 تا 10 باب دوم را درج کرد.

آموزه پولس چنین است:

پیش از روز مسیح، ارتدادى رخ خواهد داد و «مرد شریر» ظاهر خواهد شد. وى در هیکل (معبد) خدا مى‌‌نشیند و خود را چنان مى‌‌نمایاند که گویى خداست؛

او با قدرت شیطان و آیات و عجایب دروغین عمل مى‌‌کند؛ آنهایى را که محبت راستین را نپذیرفتند تا نجات یابند، گمراه مى‌‌کند؛

 امّا عیسى خداوند او را با نفَس دهان خود هلاک خواهد کرد و به تجلى ظهور خویش او را نابود خواهد ساخت .

امّا در مورد این زمان، آن سرّ بى‌‌دینى الان عمل مى‌‌کند فقط تا وقتى که آن که تا به حال مانع است از میان برداشته شود.

خلاصه آن که، پیش از روز مسیح، مرد شریر که در رساله یوحنا به دجّال معروف است ظاهر خواهد شد؛

 پیش از ظهور مرد شریر، شورش یا ارتداد بزرگى به وقوع خواهد پیوست؛ این ارتداد نتیجه سرّ بى‌‌دینى اى است که الان عمل مى‌‌کند و به گفته یوحنا، خود را در اینجا و آنجا با اشکال کمرنگ دجّال نمایش مى‌‌دهد.

یوحنا سه مرحله پیدایش شرارت را معرفى مى‌‌کند:

 خمیر مایه شرارت؛ ارتداد بزرگ و مرد شریر.

4. در اناجیل و کتاب دانیال
پس از مطالعه تصویر دجّال در رساله پولس به تسالونیکیان، مرد شریر در کتاب دانیال (7: 8، 11، 20، 21)،

جایى که رسول «شاخ کوچک» را وصف مى‌‌کند به راحتى شناخته مى‌‌شود.

سواز (Suarez) بر این باور است که این یک امر اعتقادى است که دجّال شخصى خاص یعنى دشمن برجسته مسیح است.

 این نظریه عقیده کسانى را که دجّال را به مجموعه کامل کسانى که با عیسى مسیح مخالفند یا به مقام پاپى (Papacy) تفسیر مى‌‌کنند مردود مى‌‌شمارد.


پس از مرور اجمالى نظریات پروتستان‌‌ها در باره دجّال، مى‌‌توانیم برخى از اظهارات انتقادى کاردینال نیومن را درباره مسئله مورد بحث تصدیق کنیم .
اگر ثابت شود که بخشى از روحانیت کلیسا ماهیتى دجّالى دارد، تمام روحانیت، از جمله شاخه پروتستان، چنین خواهد بود .نظریه دجّال بودن پاپ به تدریج توسط سه گروه تاریخى یعنى: البیجنسى‌‌ها (Albigenses) والدنسى‌‌ها (Waldenses ) و فراتسل‌‌ها (Fraticelli) بین قرون یازدهم و شانزدهم توسعه یافت. آیا اینان مفسرانى هستند که کلیساى مسیح باید تفسیر واقعى پیشگویى‌‌ها را از آنها دریافت کند؟

مدافعان نظریه دجّال بودن پاپ، خبط هاى بزرگى در استدلال‌‌هاى خود مرتکب شده‌‌اند؛ به اعتقاد آنها برنارد مقدس (St.Bernard )، »وحش« در مکاشفه را بر پاپ منطبق نموده، در حالى که برنارد مقدس در عبارت مورد نظر از ناپاپ (Antipope) سخن مى‌‌گوید؛ آنها به آبوت یواکیم (Joashim Abbot ) به عنوان کسى که معتقد است دجّال به مقام پاپى (See Apostolic ) ترفیع مى‌‌یابد توسل مى‌‌جویند؛ در حالى که آبوت در واقع معتقد است که دجال، پاپ را سرنگون مى‌‌کند و مقام وى را غصب مى‌‌کند؛ سرانجام اینکه آنها به سخن پاپ گریگورى (Gregory) کبیر استشهاد مى‌‌جویند که گفته است: چون دجّال به مسیح شباهت دارد و پاپ تمثال مسیح است پس اگر پاپ جانشین واقعى مسیح است، دجّال باید تاحدودى به پاپ شباهت داشته باشد.

پى نوشت :
×
برگرفته از: دائرة المعارف کاتولیک،ج 1 (The Catholic). Volume 1 ,Encyclopedia
1. تمام جملات، عبارات و کلمات مربوط به کتاب مقدس، حتى الامکان، از ترجمه فارسى کتاب مقدس نقل شده است.
2.و چون شهادت خود را به اتمام رسانند آن وحش که از هاویه برمى آید با ایشان جنگ کرده، غلبه خواهد یافت و ایشان را خواهد کشت« (مکاشفه یوحناى رسول، 11: 7). (م)
3. رساله دو پولس رسول با تسالونیکیان، باب 2: 6: »و الان آنچه را که مانع است مى‌‌دانید تا او در زمان خود ظاهر بشود« (م)
.The Patrristic Idea ofAntichrist .4
.5.The Protestan Idea ofAntichris

با سپاس از مترجم محترم و حجة الاسلام و المسلمین حسین توفیقى
ماهنامه موعود شماره 30

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۰۲
علی مویدی

نظرات  (۲)

سلام حاج آقا
چطور می توانیم از شر وسوسه ها و افکار شیطانی رها شویم؟
پاسخ:

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم 

دوری از تخیلات واهی و وسوسه‌های شیطانی و خطوراتی که به وسیله نفس و شیاطین جنّی و انسی به قلب آدمی وارد می‌شود نیز، اگرچه بسیار مشکل است، ولی با مداومت بر نماز و ذکر میسّر می‌گردد.

اساساً توهّمات و تخیلات شیطانی و گمراه کننده، در همه منازل و مراتب سیر و سلوک به سراغ سالک می‌آید و مانع بزرگی برای ادامه مسیر حرکت او به سوی خداوند سبحان محسوب می‌شود

علّامه طباطبایی«ره» نقل می‌کردند که یکی از بزرگان حوزه علمیه نجف که به مقاماتی نیز دست یافته بود، روزی به استادشان مرحوم آیت الله قاضی«ره» گفت:

 توّهم، تخیل و افکار بی‌نتیجه، نمی‌گذارد راحت باشیم و مانع پیمودن راه است، چه کنیم؟

علّامه طباطبایی«ره»  می‌فرمودند که مرحوم آیت الله آقای قاضی«ره» مشکل را قبول داشتند و برای رفع آن، امر به مراقبه و کمک گرفتن از نماز و ذکر فرمودند.

 از قول برخی دیگر از شاگردان آیت الله قاضی«ره» نیز نقل شده است که گفته‌اند:

«سالک باید با حربه ذکر، نفی خواطر کند، یعنی برای این‌که خطورات در ذهنش وارد نشود، متوجّه یاد خدا شود.»

تسلّط شیطان بر انسان وقتی رخ می‌دهد که احساسات و قوّه تخیل خویش را به دست نفس امّاره بسپارد و با عقل و درایت خویش، آن احساسات و خیالات را کنترل و هدایت ننماید. سپردن قوّه تخیل به نفس اماره و شیطان، نظیر نهادن تیغ در کف زنگی مست است و خسارات فراوانی در بر خواهد داشت.

 امام صادق«علیه الاسلام» در این زمینه فرمودند:

شیطان موفّق به وسوسه بنده‌ای نمی‌شود، مگر آن‌گاه که او از یاد خدا روی بگرداند، امر خدا را سبک بشمارد و در جایگاه نافرمانی از خدا قرار بگیرد و فراموش کند که خدا بر کارهای پنهانی او آگاه است. اما وسوسه آنگاه که در دل جای گیرد، موجب گمراهی و ضلالت و کفر است. خدای عزّوجل از سر لطف، بندگانش را فرا خوانده و آنان را از دشمنی شیطان آگاه کرده است و فرموده: «همانا شیطان برای شما دشمنی آشکار است» و نیز فرموده: «همانا شیطان دشمن شما است، پس او را دشمن خود بدانید.»[1]

انسانی که با خداوند سبحان رابطه محکم دارد، افکار پلید و شیطانی را از خود دور می‌کند و اجازه ورود پندارها و تخیلات باطل را به قلب خویش نمی‌دهد. به عبارت رساتر، شیطان نمی‌تواند بر چنین کسی مسلّط شود و به قلب او نفوذ نماید:

«إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلی‏ رَبِّهِمْ یتَوَکَّلُونَ، إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکُونَ»[2]

چرا که او را بر کسانى که ایمان آورده‏اند و بر پروردگار خود توکل مى‏کنند تسلطى نیست، جز این نیست که تسلط او بر کسانى است که او را به یارى و سرپرستى مى‏گیرند و کسانى که براى خداوند شریک قرار مى‏دهند.

 

امیرالمؤمنین(ع)در روایتی می‌فرمایند:

«أَلَا إِنَّ أَخْوَفَ مَا أَخَافُ عَلَیکُمْ خَلَّتَانِ اتِّبَاعُ الْهَوَی وَ طُولُ الْأَمَلِ أَمَّا اتِّبَاعُ الْهَوَی فَیصُدُّ عَنِ الْحَقِّ وَ أَمَّا طُولُ الْأَمَلِ فَینْسِی الْآخِرَة»[3]

من برای شما از دو چیز می ترسم: اوّل متابعت از هوی و هوس؛ دوّم آمال و آرزوهای بیجا. پیروى از خواهش نفس، انسان را از حق باز مى‏دارد، و آرزوهاى طولانى، آخرت را از یاد مى‏برد.

آنکه از هوی و هوس متابعت کند، در حق‌یابی عاجز می‌شود و آنکه آرزوهای بیجا داشته باشد، آخرت را فراموش می‌کند.

بنابر فرمایش امیرمؤمنان و مولای متّقیان حضرت علی«علیه السلام»، آرزوهای تخیلی و آمال دست نیافتنی، آدمی را از یاد مرگ، قبر و قیامت دور می‌سازد و او را در دنیا و مشتهیات نفس غرق می‌کند تا بمیرد.

امام خمینی رحمه‌الله درباره‌ ارتباط وسواس شیطان و نفس می‌گوید:

 قلب انسانی لطیفه‏ای است بین ملک و ملکوت و چون آیینه دو رویی است که در یک روی آن صور غیبیه منعکس می‌شود و در رویی دیگر صور دنیایی انعکاس می‌یابد. و اگر توجه قلب به دنیا بیشتر شد، باطن خیال او با ملکوت سفلی که روح پستی‌های عالم ماده و نیز جایگاه جنّ و شیاطین و نفوس خبیثه است سنخیت یافته و به واسطه این تناسب، القائاتی شیطانی در آن وارد می‌شود که منشأ تخیلات بد است. نفس چون همواره توجه به دنیا دارد، علاقه به آن تخیلات باطله پیدا کرده و افکار و تمایلات و رفتارهای شیطانی از قبیل وسوسه، شک، تردید، اوهام و خیالات باطله در آن غالب شده و اعمال بدنیّه نیز بر طبق صور باطنی قلب می‌گردد و همین‌طور اگر قلب به آخرت و معارف حقه توجه نمود، با ملکوت اعلی، که عالم ملائکه و نفوس پاک و به منزله حقیقتِ نورانی عالم طبیعت است، تناسب پیدا می‌کند و علوم رحمانی، عقاید حقه، افکار و تمایلات الهیه دریافت کرده و از شک و شرک، منزه و پاکیزه گردد و حالت استقامت و طمأنینه در نفس پیدا شود و طبق آن دریافت‌های قلبی، شوق و سپس اراده در وجود انسان ایجاد می شود و بالاخره اعمال ظاهری و باطنی از روی میزان عقل و حکمت واقع می‌شود. [4]

بستن درهای نفوذ شیطان در قلب

بستن درهای نفوذ شیطان در قلب که عبارتند از شهوت، خشم، حرص، حسد، عداوت، خودبینی (عجب) و... از صفات رذیله که اگر این درها بسته باشند، شیطان راهی به دل ندارد مگر دزدانه و گذرا.

آباد ساختن دل به اضداد رذایل

یعنی به اخلاق فاضله، اوصاف شریف و ملازمت با ورع و تقوی و عبادت پروردگار متعال.

کثرت ذکر با دل و زبان

‏همچنان‌که رسول‌خدا صلوات الله علیه فرمود:

 شیطان پوزه خود را بر قلب هر انسانی خواهد گذاشت، اگر او به یاد خدا بیفتد، شیطان می‏گریزد، اما اگر خدا را از یاد ببرد، دلش را می‏خورد. ‏

 اما اذکاری نیز در روایات آمده است؛

مثل قرائت آیه «سخره» اعراف، آیه  ۵۵-۵۷  که دستور العملی جاری در برنامه سالکان است و تأثیر آن در صفاء قلب و اطمینان نفس و نفی خواطر و ازاله شک و وسواس به عدد هفتاد مرتبه در نفوس مستعده یقینی است.

 ذکر «لااله‌الاالله»  و «تَوَکَّلْتُ‏ عَلَی الْحَیِّ الَّذِی لا یَمُوتُ‏ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لَا وَلَداً وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ شَرِیکٌ فِی الْمُلْکِ وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلِیٌّ مِنَ الذُّلِّ وَ کَبِّرْهُ تَکْبِیراً» هر دو مورد تجربه راوی آن‌ها بوده است.

بی‌اعتنایی به شیطان

بی‌اعتنایی به شیطان که مورد توصیه‌ روایات است.  امام خمینی رحمه‌الله درباره‌ این توصیه روایی می‌گوید: این بی‌اعتنایی از معالجات مهمّی است که در همه‌ امراضی که از القائات شیطان است چون شک و شرک و وسواس به کار می‌آید.

استعاذه و تضرّع

زیرا تضرع و زاری به درگاه حق تعالی و پناه بردن از شرّ آن ملعون و شرّ نفس به آن ذات مقدس، یاری او را در پی دارد. همانطور که پیامبر اکرم صلوات الله علیه نیز استعاذه از شیطان در وسوسه در نماز را دستور داده و فرموده که وقتی داخل نماز شدی، بزن با انگشت سبّابه دست راستت به ران پای چپت، پس بگو:

 «بسم اللّه و باللّه، توکّلت علی اللّه، أعوذ باللّه‏السّمیع العلیم من الشّیطان الرّجیم.»

که باعث دور کردن او می‌شود.

گرسنگی و روزه

زیرا خدای متعال در حدیث معراج، مومنین را به حفظ قلب از وسواس امر فرموده و سپس خود در جایی از آن حدیث می‌فرماید از برکات گرسنگی، حفظ قلب است.  در روایت است که روزه‌ ماه شعبان و چهارشنبه وسط و پنجشنبه اول و آخر هر ماه وسواس را از بین می‌برد.[5]

 

یاد اهل‌بیت علیهم‌السلام

 

یاد مرگ

 

اشتغال و بیکار نبودن خصوصاً برای جوانان

امام کاظم علیه السلام فرمود: خداوند انسان پرخواب و بیکار را دشمن می‌دارد. و جوان وقتی از کار مباحی که درونش به آن مشغول باشد باز ایستد ناچار شیطان در دل او وارد می‏شود.

 

شناخت ضدّ وسوسه

شناخت ضدّ وسوسه (اندیشه و خاطر نیک و ستوده) تا آدمی را بر مواظبت بر آن که موجب دفع وسوسه‏هاست برانگیزد.



[1]  مصباح‏الشریعة، ص 79

[2] کهف / 104-103

[3] نهج البلاغه، خطبه 42

[4] چهل حدیث، روح‌الله خمینی، ص۳۹۹- ۴۰۰.

خیلی لطف کردید.
جواب کامل و زیبایی هست.
خدا کمکمون کنه ایشاالله

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">