بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

وظائف منتظران:عوامل افزایش عقل

پنجشنبه, ۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ب.ظ

1. اندیشة زیاد در علم و حکمت

اندیشة زیاد در علم و حکمت، عقل را شکوفا می‌سازد و دامنة دانستن‌ها و درک حقایق علوم را افزایش می‌دهد.

الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: کَثرَةُ النَّظَرِ فی العِلمِ یَفتَحُ العَقلَ.[1]

امام صادق علیه السلام: بسیار به دانش روى آوردن، عقل را گُشایش مى‏ دهد.


 عنه علیه السلام: کَثرَةُ النَّظَرِ فی الحِکمَةِ تَلقَحُ العَقلَ.[2]

امام صادق علیه السلام: در حکمتْ بسیار نگریستن، خرد را بارور مى ‏سازد.


2.اشتغال به تحصیل و دانش:

در پرتو آموختن و یادگیری است که چه بسا، افرادی که هوش سرشاری هم ندارند، استعداد خود را شکوفا می‌کنند و به نتایج پرباری دست می‌یابند.

الإمامُ علیٌّ علیه السلام: العَقلُ غَریزَةٌ تَزیدُ بِالعِلمِ والتَّجارِبِ.[3]

3.اشتغال به تعلیم و تدریس:

 به واسطة آموزش و تدریسِ آموخته‌ها و اندوخته‌های ذهنی است که زمنیة پرورش و شکوفایی بیشتر هوش و فهم انسان افزایش می‌یابد، زیرا چه بسا در هر نوبت تدریس به نکاتِ جدیدی دست می‌یابد که قبلاً بدان توجّه نداشته است.

عنه علیه السلام: أعوَنُ الأشیاءِ عَلى تَزکِیَةِ العَقلِ التَّعلیمُ.[4]

امام على علیه السلام: بهترین کمک براى پرورشِ خِرد، آموزش است.

4.پرهیز از مسائل بی‌اهمیّت و کم اهمیّت:

از جملة فوائدش آن است که ذهن و فعّالیت‌های ذهنی را متمرکز می‌سازد و در نتیجه زودتر به نتایج ذهنی خواهد رسید.

الإمامُ علیٌّ علیه السلام: بِتَرکِ ما لا یَعنیکَ یَتِمُّ لَکَ العَقلُ.[5]

امام على علیه السلام: با فروگذاشتن کارهاى بیهوده، خردت کامل مى ‏گردد.


5.مهرورزی نسبت به جاهل و تلاش برای آموزش او:

زیرا تعلیم جاهل با فکر و تعقل و بررسی راههای آموزش و انتخاب بهترین شیوه همراه است. آموزش نادان غیر از فوائد عاطفی و اخلاقی که برای شخص به همراه دارد، موجب تکاپو و فعالیّت‌های فکری و خردورزی خود اوست که سهم به سزائی در رشد و شکوفایی هوش و استعدادهای او و بروز خلاّقیت‌های فکری دارد.


الإمام علیّ علیه السلام: مِن أوکَدِ أسبابِ العَقلِ رَحمَةُ الجُهّالِ[6].

امام على علیه السلام: از پایدارترین اسباب خرد، ترحّم بر نادانهاست.

 

6. تجربه

الإمام علیّ علیه السلام: العَقلُ غَریزَةٌ تَزیدُ بِالعِلمِ وَالتَّجارِبِ[7].


الإمام الحسین علیه السلام: طولُ التَّجارِبِ زِیادَةٌ فِی العَقلِ[8].

امام حسین علیه السلام: تجربههاى فراوان، [باعث] زیادتى خرد است.


عنه علیه السلام: التَّجارِبُ لا تَنقَضی، وَالعاقِلُ مِنها فی زِیادَةٍ[9].

امام على علیه السلام: تجربه‏ها تمام شدنى نیستند و خردمند با آنها رُشد مى‏کند.

 

7.مسافرت و گردش در زمین

أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها أَوْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها فَإِنَّها لا تَعْمَى الْأَبْصارُ وَ لکِنْ تَعْمَى الْقُلُوبُ الَّتِی فِی الصُّدُورِ[10].

آیا در زمین گردش نکردهاند، تا دلهایى داشته باشند که با آن بیندیشند، یا گوشهایى که با آن بشنوند؟ در حقیقت، چشمها کور نیست، لیکن دلهایى که در سینههاست، کور است.


ابنُ دینارٍ: أوحَى اللَّهُ إلى موسى علیه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَینِ مِن حَدیدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِی الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ وَالعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنکَسِرَ العَصا[11].

ابن دینار: خداوند به موسى وحى کرد: کفش آهنى و عصایى بردار؛ آنگاه در زمین گردش کن و از عبرتها و نشانهها [ى گذشتگان] جستجو کن تا کفشهایت ساییده شود و عصایت بشکند.


229- داود علیه السلام: قُل لِصاحِبِ العِلمِ یَتَّخِذ عَصًا مِن حَدیدٍ ونَعلَینِ مِن حَدیدٍ، ویَطلُبِ العِلمَ حَتّى تَنکَسِرَ العَصا وتَنخَرِقَ النَّعلانِ[12].

229. داوود علیه السلام: به دانشمند بگو که عصا و کفشى آهنین برگزیند و در جستجوى دانشْ حرکت کند تا عصایش بشکند و کفشهایش پاره شود.


8.مشورت

الإمام علیّ علیه السلام: مَن شاوَرَ ذَوِی العُقولِ استَضاءَ بِأَنوارِ العُقولِ[13].

امام على علیه السلام: آنکه با خردمندان به رایزنى پردازد، از پرتوِ خرد، نورانى گردد.


9.تقوی

السَّیِّدُ ابنُ طاووسٍ: وَجَدتُ فی کِتابٍ ... عَلَیهِ مَکتوبٌ «سُنَنُ إدریسَ» وکانَ فیهِ: اعلَموا وَاستَیقِنوا أنَّ تَقوَى اللَّهِ هِیَ الحِکمَةُ الکُبرى، وَالنِّعمَةُ العُظمى، وَالسَّبَبُ الدّاعی إلَى الخَیرِ، وَالفاتِحُ لِأَبوابِ الخَیرِ وَالفَهمِ وَالعَقلِ[14].

سید بن طاووس: کتابى یافتم که بر آن نوشته شده بود: «سنن ادریس» و در آن چنین بود: بدانید و یقین کنید که تقواى خداوند، بزرگترین حکمت و عظیمترین نعمت است. همان وسیلهاى است که به خوبى دعوت مىکند و درهاى نیکى، فهم و خرد را مىگشاید.

 

10.جهاد با نفس

الإمام علیّ علیه السلام: جاهِد شَهوَتَکَ وغالِب غَضَبَکَ وخالِف سوءَ عادَتِکَ، تَزکُ نَفسُکَ ویَکمُل عَقلُکَ وتَستَکمِل ثَوابَ رَبِّکَ[15].

امام على علیه السلام: با شهوتت مبارزه کن و بر خشمت غالب آى و با عادتهاى زشت، مخالفت کن تا جانت پرورش یابد، خردت به کمال رسد و پاداش پروردگار را کاملًا دریافت دارى.


الإمام الصادق علیه السلام: کَتَبَ أمیرُ المُؤمِنینَ علیه السلام إلى بَعضِ أصحابِهِ یَعِظُهُ: اوصیکَ ونَفسی بِتَقوى مَن لا تَحِلُّ مَعصِیَتُهُ ولا یُرجى غَیرُهُ ولَا الغِنى إلّابِهِ، فَإِنَّ مَنِ اتَّقَى اللَّهَ، جَلَّ وعَزَّ وقَوِیَ وشَبِعَ ورَوِیَ ورُفِعَ عَقلُهُ عَن أهلِ الدُّنیا، فَبَدَنُهُ مَعَ أهلِ الدُّنیا وقَلبُهُ وعَقلُهُ مُعایِنُ الآخِرَةِ، فَأَطفَأَ بِضَوءِ قَلبِهِ ما أبصَرَت عَیناهُ مِن حُبِّ الدُّنیا فَقَذَّرَ حَرامَها، وجانَبَ شُبُهاتِها، وأضَرَّ وَاللَّهِ بِالحَلالِ الصّافی، إلّاما لابُدَّ لَهُ مِن کَسرَةٍ (مِنهُ) یَشُدُّ بِها صُلبَهُ، وثَوبٍ یُواری بِهِ عَورَتَهُ مِن أغلَظِ ما یَجِدُ وأخشَنِهِ، ولَم یَکُن لَهُ فیما لا بُدَّ لَهُ مِنهُ ثِقَةٌ ولا رَجاءٌ، فَوَقَعَت ثِقَتُهُ ورَجاؤُهُ عَلى خالِقِ الأَشیاءِ، فَجَدَّ وَاجتَهَدَ وأتعَبَ بَدَنَهُ حَتّى بَدَتِ الأَضلاعُ وغارَتِ العَینانِ، فَأَبدَلَ اللَّهُ لَهُ مِن ذلِکَ قُوَّةً فی بَدَنِهِ وشِدَّةً فی عَقلِهِ، وما ذَخَرَ لَهُ فِی الآخِرَةِ أکثَرُ[16].


امام صادق علیه السلام: امیرمؤمنان به یکى از یارانش نامهاى نوشت و او را چنین موعظه کرد:

تو را و خودم را سفارش مىکنم به تقواى کسى که نافرمانىاش روا نیست؛ امیدى به غیر او نیست و بىنیازى، تنها از اوست.

هر کس تقواى خدا پیشه کند، بزرگ شود؛ عزیز گردد؛ نیرومند گردد؛ سیر و سیراب شود؛ خردش را از دنیادوستان بازدارد، آن سان که بدنش با اهل دنیاست؛ امّا دل و عقلش آخرت را مىبیند؛ با نور دل، آنچه چشمانش از دوستى دنیا مىبیند، خاموش سازد؛ حرام دنیا را ترک کند؛ از شبههها کنارهگیرى نماید؛ از حلالِ گوارا نیز دورى کند، مگر پارهاى که خود را بدان استوار نگه دارد و لباسى که خود را بدان بپوشاند، آنهم از خشنترین لباسها؛ در نیازمندىها به کسى تکیه نکند و امید روا مدارد، تا تکیه و امیدش بر آفریننده هستى قرار گیرد؛ تلاش و کوشش کند و بدن خود را به زحمت اندازد، تا آنجا که دندههایش پیدا شود و چشمانش فرو رود. [هرکه چنین باشد]، خداوند، نیرویى در بدن و قوّتى در خردش جایگزین کند و آنچه در آخرت برایش اندوخته کند، بیش از این است.


11.یاد خدا

الإمام علیّ علیه السلام: الذِّکرُ نورُ العَقلِ وحَیاةُ النُّفوسِ وجِلاءُ الصُّدورِ[17].

امام على علیه السلام: یاد خداوند، روشنایى خرد و زندگى جانها و صیقل دلهاست.


235- عنه علیه السلام: مَن کَثُرَ ذِکرُهُ استَنارَ لُبُّهُ[18].

امام على علیه السلام: هر آن کس زیاد به یاد خدا باشد، عقلش روشنایى یابد.


عنه علیه السلام: مَن ذَکَرَ اللَّهَ سُبحانَهُ، أحیَا اللَّهُ قَلبَهُ ونَوَّرَ عَقلَهُ ولُبَّهُ[19].

امام على علیه السلام: هر که خداوندِ سبحان را یاد کند، خداوند، دلش را زنده بدارد و عقل و خردش را نورانى گرداند.


عنه علیه السلام: الذِّکرُ یُؤنِسُ اللُّبَّ ویُنیرُ القَلبَ ویَستَنزِلُ الرَّحمَةَ[20].

امام على علیه السلام: یاد خدا خرد را مأنوس گرداند، دل را روشنى بخشد و رحمت الهى را فرود آورد.


12.همنشینى حکیمان

الإمام علیّ علیه السلام: جالِسِ الحُکَماءَ یَکمُل عَقلُکَ، وتَشرُف نَفسُکَ، ویَنتَفِ عَنکَ جَهلُکَ[21].

امام على علیه السلام: با حکیمان همنشینى کن تا خردت کمال یابد، جانت گرامى گردد و نادانىات زدوده شود.


عنه علیه السلام: مُجالَسَةُ الحُکَماءِ حَیاةُ العُقولِ وشِفاءُ النُّفوسِ[22].

امام على علیه السلام: همنشینى حکیمان، حیاتْ بخش عقلها و درمان جانهاست.

 

13. کمک خواستن از خداوند


الإمام زین العابدین علیه السلام: اللَّهُمَّ ارزُقنی عَقلًا کامِلًا وعَزمًا ثاقِبًا ولُبًّا راجِحًا وقَلبًا ذَکِیًّا وعِلمًا کَثیرًا وأدَبًا بارِعًا، وَاجعَل ذلِکَ کُلَّهُ لی ولا تَجعَلهُ عَلَیَّ بِرَحمَتِکَ یا أرحَمَ الرّاحِمینَ[23].

امام سجاد علیه السلام: بار خدایا! به من عقلى کامل، تصمیمى استوار، تدبیرى ممتاز، دلى پرورش یافته، دانشى بسیار و ادبى برجسته روزى کن و اینها را به سود و نفعم قرار داده، نه به زیان؛ به مهربانىات، اى مهربانترین مهربانان.

 

فِی المُناجاةِ الَّتی جاءَ بِها جَبرَئیلُ علیه السلام إلَى النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله: وَامحُ اللَّهُمَّ رَبِّ بِالتَّوبَةِ ما ثَبَتَ مِن ذُنوبی، وَاغسِل بِقَبولِها جَمیعَ عُیوبی، وَاجعَلها جالِیَةً لِرَینِ قَلبی، شاحِذَةً لِبَصیرةِ لُبّی[24].

در مناجاتى که جبرئیل علیه السلام براى رسول خدا به ارمغان آورد، چنین آمده: بار خدایا! گناهان مرا با توبه پاک کن و با پذیرش توبه عیبهایم را شستشو ده و آن را صیقل دهنده زنگارهاى دل و تیزبینى خرد قرار ده.

 

الإمام المهدیّ علیه السلام- فی دُعاءٍ عَلَّمَهُ لِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ العَلَوِیِّ المِصرِیِّ-: إلهی وأسأَلُکَ ... أن تُصَلِّیَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأن تَهدِیَ لی قَلبی وتَجمَعَ لی لُبّی[25].

امام مهدى علیه السلام- از دعایى که به محمّد بن على علوى مصرى آموخت-: خدایا! از تو مىخواهم که بر محمد و خاندانش درود فرستى، و دلم را راهنمایى کنى، و خردم را پیوسته گردانى.

 

14.وحی

الإمام علیّ علیه السلام: بَعَثَ فیهِم رُسُلَهُ وواتَرَ إلَیهِم أنبِیاءَهُ، لِیَستَأدوهُم میثاقَ فِطرَتِهِ، ویُذَکِّروهُم مَنسِیَّ نِعمَتِهِ، ویَحتَجّوا عَلَیهِم بِالتَّبلیغِ، ویُثیروا لَهُم دَفائِنَ العُقولِ[26].

امام على علیه السلام:... خداوند، رسولان را در میان مردم برانگیخت و پیامبران را در پى فرستاد تا پیمان فطرت را به آنان ابلاغ کنند و نعمتهاى فراموش شده الهى را بر آنان گوشزد کنند و با تبلیغ و رساندن پیام بر آنان، احتجاج نمایند و گنجینههاى خرد را بر ایشان برملا سازند.

 

عنه علیه السلام- فی صِفَةِ بِعثَةِ النَّبِیِّ صلى الله علیه و آله-: بَعَثَهُ بِالحَقِّ دالًّا عَلَیهِ وهادِیًا إلَیهِ، فَهَدانا بِهِ مِنَ الضَّلالَةِ، وَاستَنقَذَنا بِهِ مِنَ الجَهالَةِ[27].


امام على علیه السلام- در وصف بعثت پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله-: خداوند، او را به حقّ برانگیخت تا بر او راهنما باشد و به سوى او هدایت کند. خداوند ما را به وسیله او از گمراهى رهانید و از نادانى نجات داد.

 

 



[1] الدعوات: 221/ 603.

[2]  تحف العقول: 364.

[3]  غرر الحکم: 1717.

[4] غرر الحکم: 3246.

[5] میزان الحکمة / ج‏7-عربى / 538 / 2768: ما یکمل العقل .....  ص : 537

 

[6] خرد گرایى در قرآن و حدیث ؛ ص112 - غرر الحکم: 4787، 9875، 9295.

[7]  غرر الحکم: 1717.

[8]  أعلام الدین: 298.

[9]  غرر الحکم: 1543.

[10]  الحجّ: 46.

[11]  تفسیر الدرّ المنثور: 6/ 61 نقلًا عن ابن أبی الدنیا فی کتاب التفکّر، وراجع ص 395 ح 1686.

[12] سنن الدارمی: 1/ 147/ 571 عن عبداللَّه بن عبدالرحمن التستری، الفردوس: 1/ 140/ 497 عن أبی بکرة نحوه.

[13] غرر الحکم: 8634.

[14] بحار الأنوار: 11/ 283/ 11.

[15] غرر الحکم: 4760.

[16] الکافی: 2/ 136/ 23، مشکاة الأنوار: 267 کلاهما عن أبی جمیلة.

[17] غرر الحکم: 1999، 9123، 8876، 1858، 1403، 8904.

[18] غرر الحکم: 1999، 9123، 8876، 1858، 1403، 8904.

[19] غرر الحکم: 1999، 9123، 8876، 1858، 1403، 8904.

[20] غرر الحکم: 1999، 9123، 8876، 1858، 1403، 8904.

[21] غرر الحکم: 4787، 9875، 9295.

[22] غرر الحکم: 4787، 9875، 9295.

[23] مصباح الکفعمی: 93، مستدرک الوسائل: 10/ 223/ 1 نقلًا عن المزار القدیم.

[24] ( 8) بحارالأنوار: 94/ 117/ 17.

[25] ( 9) مهج الدعوات: 342.

[26] نهج البلاغة: الخطبة 1.

[27] بحار الأنوار: 4/ 266/ 14 عن الحارث الأعور.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۰۴
علی مویدی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">