بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

گاهى شنیده مىشود که خوددارى از هرگونه قیام و تحرّک بر ضدّ فرمانروایان ستمپیشه پیش از ظهور امام زمان علیه السّلام از نظر شرع جایز نیست. برخى، در این زمینه به روایاتى نیز استناد مىکنند و در نتیجه، بهشدّت با هرگونه نداى عدالتخواهانهاى مخالفت مىورزند و آن را طاغوت مىنامند و بدینگونه، سکوت خود را توجیه مىکنند. ما بر آن شدیم تا روایات موردنظر را از نظر سند و دلالت مورد بررسى قرار دهیم.

الف) این روایات، خبر واحد محسوب می شوند . خبر واحد وقتی حجیت دارد که در برابر اصول قطعی اسلام، و دستورهای صریح قرآن قرار نگیرد، ما در اسلام دارای یک سلسله اصول قطعی هستیم که نادیده گرفتن آن ها، و رفتار برخلاف آن به طور قطع جایز نیست، مانند: امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با فساد، جهاد، دفاع از حق، جلوگیری قاطع از ظلم و . . . و روشن است که انجام کامل این گونه دستورها نیاز به قیام، اقدام، داشتن نیروهای قوی در سایه حکومت الهی دارد بنابراین آیا روا است که ما آن همه اصول و دستورهای قطعی را به خاطر چند روایت که قطعی الصدور و قطعی الدلاله نیستند رها کنیم؟ قطعا جواب منفی است.

 

ب) این روایات با روایات بسیاری که دعوت به آمادگی و قیام می کنند، معارض است، مانند روایات دفاع، جهاد، شهادت طلبی، انتظار فرج و روایاتی که در آن امامان معصوم (ع) بسیاری از قیام های مردان خدا را تایید کرده اند.


عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنْ رِبْعِیٍّ رَفَعَهُ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ع قَالَ: وَ اللَّهِ لَا یَخْرُجُ وَاحِدٌ مِنَّا قَبْلَ خُرُوجِ الْقَائِمِ ع إِلَّا کَانَ مَثَلُهُ مَثَلَ‏ فَرْخٍ‏ طَارَ مِنْ وَکْرِهِ قَبْلَ أَنْ یَسْتَویَ جَنَاحَاهُ فَأَخَذَهُ الصِّبْیَانُ فَعَبِثُوا بِهِ.»[1]

به خدا سوگند! هریک از ما (اهل بیت) پیش از ظهور حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف دست به قیام بزند به جوجه پرندهاى مىماند که پیش از درآوردن بالوپر، از لانه خود به پرواز درآید. که در این صورت کودکان آن را گرفته‏ و ابزار بازى و سرگرمى خود قرار خواهند داد.»

این روایت، مرسل است. و در سند آن ربعى بن عبد اللّه بن الجارود قرار دارد که هرچند ثقه است؛ ولى از اصحاب امام صادق و امام کاظم علیهما السّلام بهشمار مىآید و از نظر طبقه و سال، نمىتواند بدون واسطه، از امام زین العابدین علیه السّلام نقل کرده باشد.[2]

 

البته این روایت را نعمانى با اندکى تغییر، از امام باقر علیه السّلام با سند دیگرى نقل کرده است

 حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ هَمَّامٍ قَالَ حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ مَالِکٍ قَالَ حَدَّثَنِی أَحْمَدُ بْنُ عَلِیٍّ الْجُعْفِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْمُثَنَّى الْحَضْرَمِیِّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عُثْمَانَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْبَاقِرِ ع قَالَ: مَثَلُ خُرُوجِ الْقَائِمِ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ کَخُرُوجِ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَثَلُ مَنْ خَرَجَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ مَثَلُ فَرْخٍ طَارَ فَوَقَعَ مِنْ وَکْرِهِ فَتَلَاعَبَتْ بِهِ الصِّبْیَانُ.»  (الغیبة للنعمانی / النص / 199 / باب 11)


قیام قائم ما اهل بیت، مانند نهضت حضرت رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلم است. و مثال کسى که از ما اهل بیت، پیش از قیام [حضرت] قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف دست به قیام بزند، به جوجه پرندهاى مىماند که از لانه خود به پرواز درآید و به زمین افتد و بازیچه کودکان قرار گیرد.»

سند این روایت نیز مورد اشکال است، زیرا اولا: چند تن از رجال آن، همانند احمد بن على جعفى و محمّد بن مثنّى حضرمى و عثمان بن زید جهنى مجهول و یا مهملاند.[3]

 

دلالت و توجیه روایت

1. شاید این روایت، در مقام خبر دادن امرى غیبى باشد؛ یعنى امام علیه السّلام براساس علم خود مىفرماید قیامهاى پیش از ظهور، به هدف نخواهند رسید، هرچند امکان دارد آثار مثبت و مطلوبى بر آنها مترتب گردد. بنابراین، مقصود حضرت در این روایت این نیست که قیامها را تخطئه کند و آنها را مورد تأیید قرار ندهد. چگونه چنین چیزى امکان دارد با اینکه قیام زید شهید و قیام مختار و از همه درخشانتر، قیام سیّد الشهداء علیه السّلام، اتّفاق افتاد و مواضع ائمه علیهم السّلام درباره آنها، کاملا، مثبت بود؟!


2. در روایاتى آمده است که امام معصوم، در مقام تشویق به قیام بر ضدّ فرمانروایان ستمپیشه، مىفرماید: مخارج خانواده قیامکنندگان را بر عهده مىگیرم.


ابن ادریس، در سرائر آورده است:

أَبُو عَبْدِ اللَّهِ السَّیَّارِیُّ عَنْ رَجُلٍ مِنْ أَصْحَابِهِ قَالَ: ذُکِرَ بَیْنَ یَدَیْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع مَنْ خَرَجَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ فَقَالَ ع لَا أَزَالُ وَ شِیعَتِی بِخَیْرٍ مَا خَرَجَ الْخَارِجِیُ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوَدِدْتُ أَنَّ الْخَارِجِیَّ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ خَرَجَ وَ عَلَیَّ نَفَقَةُ عِیَالِهِ.

 (بحار الأنوار / ج46 / 172 / باب 11 أحوال أولاده و أزواجه صلوات الله علیه ..... ص : 155)

در محضر امام صادق علیه السّلام سخن از قیام و انقلابیون خاندان پیامبر علیهم السّلام به میان آمد، حضرت فرمود: من و شیعیانم، در خیر و سلامت خواهند بود، تا زمانى که فردى از ما، قیام نماید و آرزو دارم فردى از خاندان پیامبر صلّى اللّه علیه و آله و سلمدست به قیام بزند و مخارج اهل و عیال او را من بر عهده بگیرم.»

 

3. این روایت کلینى و نعمانى، با قیام فاطمىها در آفریقا و پیروزى آنان و به دست گرفتن زمام حکومت و نیز با قیام بعضى از علویان در یمن و ایران، مورد نقض است. بر این اساس، این پیشگویى، داراى اشکال است

 

4. مقصود از «أحد منّا» که در روایت آمده، قیام یک تن از ائمه طاهرین علیهم السّلام است و در واقع، پاسخ به پافشارى برخى شیعیان نسبت به ائمه علیهم السّلام براى قیام بر ضدّ حکومت است و امام علیه السّلام در پاسخ مىفرماید: «قیام ما، پیش از ظهور حضرت قائم، با توجّه به عدم وجود نیروى انسانى و سلاح، توفیقى دربر نخواهد داشت.» براى مثال، به یک نمونه تاریخى اشاره مىکنیم.

 

5. بعضى از بزرگان با قطع و یقین، مدّعى شدهاند که اینگونه روایات، از ساخته و پرداختههاى بنى امیّه و بنى عبّاس است و انگیزه آنان، بازداشتن علویان از قیام و شورش بر ضدّ فرمانروایان است.[4] البته این سخن را به عنوان احتمال مىتوان پذیرفت، زیرا جعل احادیث از سوى فرمانروایان، بالأخص امویان، امرى عادى و رایج بوده است؛ ولى ادعاى قطع و یقین، مشکل است.

 

عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: کُلُّ رَایَةٍ تُرْفَعُ قَبْلَ قِیَامِ الْقَائِمِ فَصَاحِبُهَا طَاغُوتٌ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ.»[5]

هر پرچمى پیش از قیام [حضرت قائم] به اهتزاز درآید، پرچمدارش طاغوتى است که به جاى خداى عز و جلّ، پرستش مىشود.»

 

بررسى سند روایت

هرچند علّامه مجلسى، این روایت را موثّق دانسته[6]، ولى سند آن خالى از اشکال نیست، زیرا در این سند، «حسین بن مختار» قرار دارد که در وثاقت و ضعف او، چند دیدگاه داریم:

1. ضعف راوى

شیخ طوسى به عدم وثاقت و واقفى بودن او تصریح کرده است. بر همین اساس علّامه حلّى او را ضعیف شمرده و محقّق حلّى، در کتاب المعتبر با نقل روایتى گفته است: این روایت، ضعیف است، زیرا در سند آن حسین بن مختار واقع شده است.

جمع دیگرى نیز مانند شیخ بهایى در کتاب مشرق الشمسین، او را ضعیف دانسته است. و در ذیل روایتى مىگوید: این روایت، قابل استدلال بر اثبات حرمت نیست، زیرا در سند آن حسین بن مختار وجود دارد و واقفىمذهب است.[7]

بررسى دلالت روایت

مناقشه نخست دعوت، دوگونه است:

1. دعوت حق؛ یعنى: دعوت مردم براى بهپا داشتن حق و بازگردانیدن زمام امور حکومت به دست اهل بیت علیهم السّلام. که چنین دعوتى مورد تأیید امامان معصوم علیهم السّلام است.

2. دعوت باطل؛ یعنى: دعوت مردم براى مطرح کردن خود و مقصود از «کلّ رایة» همین بخش دوم در مقابل بخش نخست است؛ یعنى دعوت، در عرض و مقابل دعوت اهل بیت علیهم السّلام باشد، نه در طول و مسیر آن.

بنابراین، قیامهایى که برمبناى دفاع از حریم اهل بیت و دعوت مردم به سوى آنان، صورت گرفته بهطور کلّى، از دائره مصادیق این روایت، خارجاند.

ممکن است گفته شود: این حدیث، در بطلان تمام قیامهاى پیش از قیام قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف ظهور دارد؛ یعنى ملاک بطلان، این نیست که دعوت براى خود و در عرض نهضت امامان معصوم علیهم السّلام صورت بگیرد؛ بلکه ملاک، پیشى گرفتن آن، بر قیام حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف است، خواه دعوت حق باشد و یا دعوت باطل.


اوّلا: به احتمال قوى این روایت، ناظر به بعضى از قیامهاى آنزمان باشد و ناظر به تمام قیامها نیست و ملاک حقو باطل بودن، همان دعوت به راه راست است.

 در روایت امام محمد باقر علیه السّلام نسبت به «رایة الیمانى» آمده است: «لأنّه یدعو إلى الحق و إلى طریق مستقیم.»

 

ثانیا: روایات بسیارى از امامان معصوم علیهم السّلام وارد شده که برخى از قیامهایى را که بعدها و پیش از ظهور امام زمان اتّفاق مىافتد، کاملا تأیید کردهاند و مردم را براى پیوستن به آنان تشویق کردهاند همانند «رایة الیمانى». و اگر آن روایت را قضیه خارجیه ندانیم، با این روایات، در تعارض خواهد بود. اینک، به دو روایت، در این زمینه اشاره مىکنیم:


1. «عن الباقر علیه السّلام: لیس فى الرایات رایة أهدى من رایة الیمانى هى رایة هدى؛ لأنّه یدعو إلى صاحبکم. فإذا خرج الیمانى حرّم بیع السلاح على الناس و کلّ مسلم، و إذا خرج الیمانى فانهض إلیه؛ فإنّ رایته رایة هدى. و لا یحلّ لمسلم أن یلتوى علیه. فمن فعل ذلک فهو من أهل النار؛ لأنّه یدعو إلى الحق و إلى طریق مستقیم؛[8] 

یعنى، میان این قیامها، قیامى هدایت کنندهتر از پرچم یمانى نیست. که پرچم هدایت است، زیرا مردم را به سوى حضرت قائم عجّل اللّه تعالى فرجه الشّریف دعوت مىکند. بنابراین، هرگاه یمانى دست به قیام بزند فروش سلاح را به دیگران بر مردم و هر مسلمانى حرام مىگرداند. هرزمان دست به قیام زد به سوى او بشتابید، زیرا پرچم او، پرچم هدایت است و بر هیچ مسلمانى سرپیچى و تخلّف از او، جایز نیست و هرکس نافرمانى کند، اهل دوزخ است، چرا که یمانى، مردم را به سوى حق و راه راست دعوت مىکند.»


2. «عن الباقر علیه السّلام: کأنّى بقوم قد خرجوا بالمشرق یطلبون الحق فلا یعطونه، ثمّ یطلبونه فلا یعطونه، فإذا رأوا ذلک، وضعوا سیوفهم على عواتقهم، فیعطون ما سئلوه، فلا یقبلونه حتّى یقوموا، و لا یدفعونها إلّا إلى صاحبکم. قتلاهم شهداء ...؛[9]

گویى گروهى از مردم را مىبینم که از مشرقزمین قیام مىکنند و در جستجوى حقاند؛ ولى به آنان داده نمىشود، مجدّدا درخواست حق مىکنند؛ ولى اینبار نیز به آنان داده نمىشود. وقتى اوضاع را اینگونه دیدند، دست به سلاح برده و شمشیرهاى خود را بر دوش مىنهند که خواسته آنها برآورده مىشود؛ ولى پذیراىآن نمىشوند و دست به قیام مىزنند و پرچم هدایت را فقط به [حضرت مهدى] مىسپارند. کشتههاى آنان، شهید بهشمار مىآیند.»


جالب توجّه است که در این روایت، از کشتهها و مقتولان در این قیام، به «شهدا» تعبیر شده است و این جمله، به معناى تأیید کامل امام معصوم از این نهضتها تلقّى مىشود.


3. هنگامى که درباره وظیفه شیعیان در مقابل قیام مختار از امام زین العابدین علیه السّلام پرسش شد، حضرت در پاسخ فرمود:

«لو أنّ عبدا زنجیا تعصّب لنا أهل البیت، لوجب على الناس موازرته ...[10]؛

اگر بردهاى زنگىتبار، براى یارى ما، پیشانىبند رزم، بست واجب است مردم او را یارى و حمایت کنند. و من ولایت این امر (مسئله مختار) را به تو سپردم، هرگونه صلاح مىدانى، رفتار کن.» پرسشکنندگان با شنیدن این سخن از امام، گفتند: امام زین العابدین علیه السّلام و محمّد بن حنفیه، به ما اجازه قیام دادند.


4. در احادیثى که از امام صادق علیه السّلام وارد شده، حضرت قیام زید شهید را کاملا تأیید مىکند، مانند روایت عیص بن قاسم:

«لا تقولوا: «خرج زید» فإنّ زیدا کان عالما و کان صدوقا و لم یدعکم إلى نفسه. إنّما دعاکم إلى الرضا من آل محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلم و لو ظهر لو فى بما دعاکم. إنّما خرج إلى سلطان مجتمع لینقضه[11]؛

قیام زید را به رخ نکشید، زیرا او مردى اندیشمند و بسیار راستگو بود و شما را به سوى خود دعوت نکرد؛ بلکه به سوى خاندان پیامبر علیهم السّلام و رضایت آنان دعوت نمود. اگر پیروز مىشد، قطعا به وعده خود وفا مىکرد. او، در برابر سلطنت و حکومتى محکم و یکپارچه قیام کرد تا ارکان آن را متلاشى سازد.»[12]

 

 

 



[1] الکافی (ط- الإسلامیة) / ج8 / 264 / حدیث القباب ..... ص : 231

 

[2]  به کتاب معجم رجال الحدیث، ج 7، ص 160 رجوع شود.

[3]  معجم رجال الحدیث، ج 2، ص 168 و ج 11، ص 110 و ج 17، ص 185؛ مستدرکات علم الرجال، ج 1، ص 378.

[4]  دراسات فى ولایة الفقیه، ج 1، ص 222.

[5] الکافی (ط- الإسلامیة) / ج8 / 295 / حدیث نوح ع یوم القیامة ..... ص : 267

 

[6]  مراة العقول، ج 26، ص 325.

[7] تنقیح المقال، ج 23، ص 44، ش 1055، چ جدید.

[8]  غیبت نعمانى، ص 255، باب 14، ذیل حدیث 13.

[9]  غیبت نعمانى، ص 273، باب 14، ح 50؛ بحار الانوار، ج 52، ص 243؛ نگا: سنن ابن ماجة، ج 2، ص 1366.

[10]  بحار الانوار، ج 45، ص 365.

[11] کافى، ج 8، ص 264، ح 381.

[12] تا ظهور، ج1، صص 67-82

طبسى، نجم الدین، تا ظهور، 2جلد، بنیاد فرهنگى حضرت مهدى موعود (عج) - تهران (ایران)، چاپ: 1، 1388 ه.ش.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۰
علی مویدی

نظرات  (۱)

 واقعا جالب بود
البته من توجیه زیبایی از حضرت امام خمینی رحمه الله علی در این مورد دیدم
ایشان می فرمایند هر پرچمی به عنوان مهدویت بلند شود ...یعنی بگوید من امام زمانم و قیام کرده ام
والا حکومت ایران مصداق کامل امر به معروف و نهی از منکر است .

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">