بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

جریانات و اتفاقات ماه رجب‏ در سال ظهور

يكشنبه, ۱۴ شهریور ۱۳۹۵، ۱۰:۵۳ ق.ظ

1. پایان باران شدید و فراوان:

در سالى که بناست حضرت مهدى علیه السّلام ظهور کنند قحطى بهطور جدى شیوع یافته و در بیستم ماه جمادى الاول چنان بارانى مىبارد که از زمان منزل گرفتن حضرت آدم در زمین بىسابقه است که این باران تا دهم ماه رجب ادامه مىیابد. 

از امام صادق علیه السّلام نقل شده که فرمودند:

إذا آن قیام القائم علیه السّلام أمطر الناس جمادى الآخرة و عشر أیام من رجب لم تر الخلائق مثله[1].

وقتى قیام قائم علیه السّلام نزدیک شود در ماه جمادى الثانى و ده روز از رجب، بر مردم بارانى مىبارد که خلائق همانند آن را ندیده باشند.

و شیخ مفید در الارشاد چنین آورده است که:

سپس به بیست و چهار باران ختم مىشود که زمین را پس از مرگشزنده مىکند و برکاتش نمایان مىشود.[2]

همانگونه که از این روایات برمىآید از علایم قریب الوقوع ظهور حضرت مهدى علیه السّلام نزول بارانهاى شدید و آبهاى فراوان آسمانى است که به نوعى براى [عصر] ظهور زمینهچینى شود تا زمینها براى زراعت و کشاورزى پربار و بابرکت و آن هم پس از این حالت فقر و خشکسالى که داشتهاند، آماده شوند.

بارش باران در حالت عادى چیز عجیب و خارق العادهاى نیست جز این که مدت یا میزان آن بارش غریب باشد که بنابر روایات موجود، تأکید بر این بارانها به جهت بیان و ابراز اعجازگونه آنهاست. 

با توجه به آنچه گفته شد، حقیقت صحبت امیر المؤمنین علیه السّلام را مىفهمیم که فرمودند:

العجب کل العجب ما بین جمادى و رجب[3].

شدیدا از آنچه میان ماه جمادى و رجب واقع مىشود در عجبم.

نظریات مختلفى درباره مدت این بارانها بیان شده است. حجة الاسلام على کورانى در کتاب خود مىنویسند:

بعید نیست که این بارانى که از جمادى تا رجب ادامه دارد پس از ظهور حضرت نازل شود چراکه تعدادى از علایم ظهور از باب گستردگى محدوده [عصر ظهور] به این عنوان نامگذارى شده است[4].

البته این نکته را هم متذکر شویم که احادیث و روایات به مکان و کیفیت بارش این بارانها اشارهاى نکردهاند، اما آنچه مهم است این است که این باران را به عنوان نشانه و علامتى براى نزدیک شدن زمان ظهور در نظر بگیریم حال چه نحوه باریدن آن با بقیه بارانها متفاوت باشد، چه مقدار و یا مکان آن.


2. شورش سفیانى (از علایم حتمى ظهور)

مردى شورش مىکند که به او سفیانى گفته مىشود (عثمان بن عنبسه از تبار ابو سفیان و از نسل یزید بن معاویه) در وادى یابس[5] واقع در محدوده شامات (دره دمشق) نمایان مىگردد. او سمبل و نمونه آن دسته از حکام و فرمانروایان کشورهاى اسلامى است که در عین انحرافاتشان با حق سر ستیز دارند که بعد از وى چنین کسانى دیده نخواهند شد و پس از او نسل چنین سردمدارانى منقرض خواهد گشت. زمان خروج و شورش او- طبق روایات معتبر-[6] در ماه رجب است و احتمالا در دهه آخر و روز جمعه باشد که میانظهور حضرت در مکه مکرمه و شورش سفیانى تنها شش ماه فاصله است.

امام صادق علیه السّلام مىفرمایند:

السفیانی من المحتوم و خروجه فی رجب، فإذا ملک الکور الخمس ملک تسعة أشهر و لم یزد علیها یوما[7].

سفیانى از نشانههاى حتمى است و [آغاز] شورش او در ماه رجب خواهد بود. بر نواحى و شهرهاى پنجگانه، نه ماه حکومت مىکند و [حکومتش] حتى یک روز هم بیش از 9 ماه طول نخواهد کشید.

امام باقر علیه السّلام مىفرمایند:

السفیانی و القائم فی سنة واحدة[8].

سفیانى و قائم علیه السّلام هردو در یک سال [نمایان مىشوند] هستند.

در حدیث دیگرى فرمودند:

خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد، نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضا[9].

خارج شدن سفیانى و یمانى و سید خراسانى در یک سال و یک ماه و یک روز است. به همان ترتیب که دانههاى تسبیح به دنبال هم مىآیند، آنها هم پشت سر هم و بلافاصله نمایان مىشوند.

در این حدیث همچنین بیان کردند:

على بن ابى طالب علیه السّلام به من فرمودند:

 درگیرى دو سپاه در شام، یکى از آیات الهى است.

از ایشان پرسیدم: چه آیهاى، یا امیر المؤمنین؟

فرمودند: لرزشى شدید در شام به وجود مىآید و بیش از صد هزار نفر کشته مىشوند که این جریان را خداوند مایه رحمت و آرامش مؤمنین و عذاب کافران قرار مىدهد.

وقتى چنین شد به سوارانى بنگرید که مرکبهاى (یابو) سیاه و سفید گوش و دمبریده و پرچمهاى زرد دارند.

هرکه را از مغرب تا شام که در مسیرشان باشد، مىکشند. این جریان در زمان بىتابى و اندوه شدید و مرگ سرخ رخ مىدهد. پس از آن منتظر فرو رفتن قریه و روستایى در دمشق باشید که به آن حرستا  گفته مىشود، و سپس پسر هند جگرخوار از وادى یابس (دره بىآب و علف) شورش مىکند تا اینکه بر منبر دمشق قرار بگیرد. وقتى چنین شد منتظر خروج و قیام مهدى علیه السّلام باشید. [10]

این حدیث آغاز حرکت سفیانى را به خوبى ترسیم مىکند.

حضرت على علیه السّلام فرمودند:

فرزند هند جگرخوار از وادى یابس (دره خشک و بىآب و علف) شورش مىکند. مردى با قامت متوسط، چهره زشت و کریهمنظر چهارشانه و درشتهیکل است و در صورتش آثار آبله دیده مىشود. ظاهرش یک چشم به نظر مىرسد نامش عثمان و فرزند عنبسه است و از فرزندان ابى سفیان، وارد شام شده و منبر آن را تصاحب مىکند. [11]

امام باقر علیه السّلام در حدیثى طولانى فرمودند:

ناچار بنى فلان حکومت را به دست خواهند گرفت و پس از آن دچار اختلافات شده و حکومتشان از هم مىپاشد و پراکنده مىشوند تا اینکه سید خراسانى از مشرق و سفیانى از مغرب خروج مىکنند و هرکدام از منطقه خود به سمت کوفه مانند اسبان مسابقه مىشتابند تا اینکه بنى فلان به دست آنها هلاک مىشوند و از آنها حتى یک نفر باقى نخواهد ماند. [12]

امام صادق علیه السّلام فرمودند:

إذا استولى السفیانی على الکور الخمس فعدوا له تسعة أشهر و زعم هشام أن الکور الخمس دمشق، و فلسطین، و الأردن، و حمص، و حلب[13].

وقتى سفیانى بر مناطق پنجگانه مسلط شد، 9 ماه بشمرید که به زعم هشام آن مناطق پنجگانه دمشق، فلسطین، اردن، حمص و حلب هستند.

امیر المؤمنین علیه السّلام فرمودند:

... سفیانى خروج مىکند و حکومت او به اندازه مدت حمل یک زن یعنى نه ماه طول مىکشد. از شام قیام مىکند و اهل شام به جز عده کمى از ساکنان آنجا که اهل حقاند بقیه مطیع او مىشوند. با سپاهى درنده و خونآشام به مدینه مىآید تا اینکه به صحراى مدینه مىرسد و خداوند آنها را در آن فرو مىبرد. و این است معناى این آیه که:

«در هنگام بیچارگى اگر آنها را ببینى بدون هیچ وقفهاى از مکان نزدیکى دچار (عذاب) مىشوند»..[14] و[15]


3. قیام یمانى (از علایم حتمى ظهور)

احادیث شریف ما از این جنبش به عنوان پرچم هدایت یاد مىکنند که همزمان با شورش سفیانى در شام، او هم در یمن قیام کرده و مردم را به حق و حقیقت دعوت مىکند و اجابت دعوتش، واجب است. پس از حرکت به سمت عراق و شام و ملاقاتش با سیّد خراسانى، در جنگ با سفیانى او را یارى مىرساند. یمانى از فرزندان زید بن على بن الحسین علیه السّلام است.

از امام باقر علیه السّلام روایت شده که فرمودند:

خروج السفیانی و الیمانی و الخراسانی فی سنة واحدة فی شهر واحد فی یوم واحد، نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضا، فیکون البأس من کل وجه، ویل لمن ناواهم، و لیس فی الرایات رایة أهدى من الیمانی، هی رایة هدى، لأنه صاحبکم، فإذا خرج الیمانی حرم بیع السلاح على الناس و کل مسلم، و إذا خرج الیمانی فانهض إلیه، فإن رایته رایة هدى و لا یحل لمسلم أن یتلوى علیه، فمن فعل ذلک فهو من أهل النار لأنه یدعو إلى الحق و إلى طریق مستقیم[16].

خروج سفیانى و یمانى و سید خراسانى در یک سال و یک ماه و یک روز است که مانند دانههاى تسبیح به دنبال هم مىآیند و جنگ همه جانبهاى رخ مىدهد. واى بر کسى که در مقابل آنها بایستد! در میان این پرچمها هیچ کدام به اندازه پرچم یمانى برحق نیست، چرا که شما را [به تبعیت از] امامتان دعوت مىکند. پس از قیام یمانى خرید و فروش اسلحه براى مردم و به خصوص مسلمانان ممنوع مىشود و هرگاه [یمانى] قیام کرد به سوى او حرکت کن و بشتاب که آن را پرچم هدایت خواهى یافت. احدى از مسلمانان اجازه ندارد با او مقابله کند و هرکس چنین کند، جهنمى است؛ چراکه یمانى به حق و صراط مستقیم دعوت مىکند.

در آن زمان اوضاع کلى جهان، در یک جنگ بزرگ فرهنگى و مدنى، خلاصه مىشود که میدان این جنگ شام، فلسطین، عراق، ایران و حجاز است.

4. قیام سید خراسانى

در لشکرى که پرچمهاى خراسان یا پرچمهاى سیاه را حمل مىکنند جمعى از یاران حضرت مهدى علیه السّلام تحت فرماندهى سید خراسانى وجود دارد. امام باقر علیه السّلام در حدیثى طولانى مىفرمایند:

... یبعث السفیانی جیشا إلى الکوفة و عدتهم سبعون ألفا، فیصیبون من أهل الکوفة قتلا و صلبا و سبیا فبینما هم کذلک، إذ أقبلت رایات من قبل خراسان- بقیادة الخراسانی- و تطوى المنازل طیا حثیثا و معهم نفر من أصحاب القائم[17].

... سفیانى لشکرى را به سوى کوفه مىفرستد که هفتاد هزار نفرند آنها در آنجا به قتل و کشتار و اسارت مردم مىپردازند. در چنین شرایطى پرچمهایى از سوى خراسان به رهبرى سید خراسانى نمایان مىشوند که منزلگاهها را با سرعت چشمگیرى طى کرده و پشت سر مىگذارند و در میان آنها عدهاى از اصحاب حضرت مهدى علیه السّلام هستند.

و در جاى دیگر فرمودند:

کأنی بقوم قد خرجوا بالمشرق، یطلبون الحق فلا یعطونه، ثم یطلبونه فلا یعطونه فإذا رأوا ذلک وضعوا سیوفهم على عواتقهم، فیعطون ما سألوا فلا یقبلونه، حتى یقوموا و لا یدفعونها إلا إلى صاحبکم، قتلاهم شهداء، أما إنی لو أدرکت ذلک لاستبقیت نفسی لصاحب هذا الأمر[18].

با جمعیتى- که از مشرق قیام مىکنند- هستم که حق را مىطلبند ولى به آنها نمىدهند. براى مرتبه دوم هم که آن را طلب مىکنند، باز همجواب همان است. وقتى که مىبینند وضعیت، اینطور است، شمشیرهایشان را بر دوش گرفته (و راه مىافتند) وقتى که آنچه را خواسته بودند، به ایشان مىدهند، قبول نمىکنند تا اینکه قیام کنند و آن را به صاحبتان برسانند؛ کشتههاى ایشان شهیدند. اگر آن دوران را درک کنم، حتما از جان خود براى صاحب این امر (حضرت مهدى علیه السّلام) محافظت مىکنم.

امیر المؤمنین علیه السّلام مىفرمایند:

انتظروا الفرج من ثلاث: اختلاف أهل الشام فیما بینهم، و الرایات السود من خراسان، و الفزعة فی شهر رمضان ...[19]

فرج را از سه چیز انتظار داشته باشید: اختلاف اهل شام بر سر آن چیزى که در میان آنهاست، پرچمهاى سیاه از خراسان و هراس و سردرگمى مردم در ماه رمضان.

و آن حضرت علیه السّلام در حدیث طولانى مىفرمایند:

وقتى سپاه سفیانى به سمت کوفه حرکت مىکند، آنها را براى [درگیرى و پیروزى بر] اهل خراسان مىفرستد که آنها هم به جهت [یارى] حضرت مهدى علیه السّلام خارج شدهاند. سفیانى و سید خراسانى حامل پرچمهاى سیاه به هم مىرسند. در خط مقدم [سپاهیان] سید خراسانى، شعیب بن صالح است که او با سفیانى در باب اصطخر[20] (نزدیکی شیراز ) میان آنها جنگ خانمان برانداز و شدیدى صورت مىگیرد که پرچمهاى سیاه پیروز شده و لشکر سفیانى متوارى و فرارى مىشوند. به دنبال آن مردم آرزوى [آمدن] مهدى علیه السّلام را مىکنند و او را مىجویند. او هم در مکه قیام مىکند درحالىکه پرچم رسول اللّه، صلّى اللّه علیه و آله، را به همراه دارد و آن هم در زمانى که مردم از قیام او به خاطر شدت و مدّت بلایا و فتنهها مأیوس شدهاند. [21]

احادیث، نام و اوصاف برخى از فرماندهان سپاه خراسان را چنین بیان مىکنند:

سید خراسانى، رهبر سیاسىاى که در دست راستش خالى[22] دارد، قائد اعظم و سید بزرگوارى است که پرچمهاى نهضت به نقش او منقوش گشتهاند. شعیب بن صالح، جوان گندمگون و تیزفهمى از اهالى تهران که سرپرستى نیروها را بر عهده دارد. گنجهاى طالقان- که همان جوانان منطقه طالقان (شمال تهران) هستند- اینها اصحابحضرت مهدى علیه السّلام خواهند شد و احادیث صفت بارزشان را گنج الهى بودن آنها برشمردهاند[23].

روایات به این امر اشاره دارند که ایرانیان پس از طولانى شدن جنگ با دشمنان خود؛ با سیدى هاشمى که شعیب بن صالح را به عنوان فرمانده سپاه خویش برگزیده بیعت مىکنند. احادیث، میدان جنگ ایرانیان با دشمنانشان را در خارج آن سرزمین؛ یعنى عراق و شام و فلسطین بیان مىکند که حاکى از ثبات سیاسى آنها در داخل کشور است؛ البته به جز آشفتگى مختصرى که به واسطه جریان «قرقیسیا» در وضعیت ایران به وجود مىآید؛ از آنجا که این واقعه اساسا جنگ میان سفیانى، ترکها، بعضى از غربیان و بخشى از سپاهیان و نیروهاى عراقى است و با توجه به اینکه ایرانیان با میدان و معرکه جنگ فاصله چندانى ندارند تصمیم مىگیرند در آن شرکت کنند و لیکن به جهت بهبود وضعیت داخلى از قرقیسیا صرفنظر مىکنند و به کشور خود بازگشته و براى مقابله با سفیانى که در غائله قرقیسیا پیروز شده مهیا مىشوند.

هدف قیام ایرانیان، آزادى قدس است که پس از عبور از عراق آن را فتح کنند. احادیث از حرکتى دستهجمعى و ملّى از منطقه اصطخر خبر مىدهند که پس از حوادث حجاز و خروج حضرت مهدى علیه السّلام رخ مىدهد و اهل مشرق براى استقبال از ایشان براى عبور از عراق و رسیدن به مکه راهى مىشوند که حضرت در اصطخر، با آنها ملاقات کرده و آنها هم در همانجا با ایشان بیعت مىکنند و به همراهى او با سفیانى مىجنگند.


5. نمایان شدن بدنى کاملا واضح در قرص خورشید و دستى که از آسمان اشاره مىکند.

الف) خارج شدن سروسینه مردى در قرص خورشید

امام باقر علیه السّلام ذیل این آیه که:

إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ[24].

اگر بخواهیم آیهاى را از آسمان بر آنها نازل مىکنیم که گردنهاى خود را خاضعانه در مقابل آن فرود آورند.

فرمودند:

خداوند با آنها چنین خواهد کرد؛ راوى مىگوید: پرسیدم آنها چه کسانى هستند؟

فرمودند:

بنى امیه و پیروان آنها منظور سفیانى و یارانش است[25].

راوى مىگوید باز پرسیدم: آن آیه چیست؟ حضرت جواب دادند:

رکود الشمس ما بین زوال الشمس إلى وقت العصر، و خروج صدر رجل و وجهه فی عین الشمس یعرف بحسبه و نسبه، ذلک فی زمانالسفیانی، و عندها یکون بواره و بوار قومه[26].

ثابت ماندن خورشید از ظهر تا وقت عصر و خارج شدن سینه و صورت مردى در قرص خورشید که با حسب و نسبش [براى مردم] شناخته شده است. اینها در زمان سفیانى است و پس از آن او و پیروانش هلاک مىشوند.

این حدیث به خوبى تبیین مىکند که این علامت پس از خروج سفیانى است و سفیانى هم همانگونه که بیان شد در ماه رجب خروج مىکند. علاوه بر این، امام صادق علیه السّلام طى حدیث دیگرى تصریح مىکنند که این نشانه در ماه رجب واقع مىشود و فرمودند:

العام الذی فیه الصیحة، قبله الآیة فی رجب، قلت و ما هی؟

 قال:

وجه یطلع فی القمر- الشمس على قول آخر- و ید بارزة[27].

سالى که در آن صیحه و فریاد آسمانى واقع مىشود، قبل از آن آیهاى در ماه رجب نمایان خواهد شد.

راوى مىگوید: پرسیدم آن آیه چیست؟ فرمودند:

چهرهاى که در ماه (و به قولى خورشید) و دستى نمایان، دیده مىشود.

این بدن کامل و نمایان (سینه و صورت) از آن همان کسى است که نداهاى سهگانه ماه رجب را- همانگونه که خواهیم دید- سر خواهد داد.

از امام رضا علیه السّلام نقل کردهاند که ضمن حدیثى طولانى مىفرمایند:

... و الصوت الثالث یرون بدنا بارزا نحو عین الشمس هذا[28].

... و صداى سومى که [با آن] بدنى واضح و نمایان در قرص شمس دیده مىشود.

برخى از علما معتقدند که این پیکر همان بدن مطهر امیر المؤمنین علیه السّلام است که مردم ایشان را مىشناسند. شیخ محمد نجفى در کتاب بیان الائمه، علیهم السّلام، (ج 3 ص 48) چنین نظرى را بیان مىکنند. و بعضى دیگر مىگویند حضرت مسیح است که این نظر را حجة الاسلام على کورانى در کتاب الممهدون للمهدى علیه السّلام (ص 37) بیان کردهاند که این نظر قابل قبولتر به نظر مىرسد.

ب) دستى که در آسمان ظاهر مىشود و اشاره مىکند: هذا ... هذا ...: این [حق است] این [حق است] ...!

بعضى از روایات این نشانه را از علایم حتمى شمردهاند:

امام صادق علیه السّلام در حدیثى بلند و طولانى فرمودند:

و کف یطلع من السماء من المحتوم[29].

و دستى که از آسمان طلوع کرده و نمایان مىشود از علایم حتمى است.

آن حضرت در تبیین علامتهاى روز موعود هم اینچنین مىفرمایند:

أمارة ذلک الیوم، إن کفا من السماء مدلاة ینظر إلیها الناس[30].

نشانه آنروز دستى است از آسمان بر حکومت و امیر آن زمان دلالت کرده که مردم به آن خواهند نگریست.

6. نداهاى سهگانه

سه نداى آسمانى را همه در ماه رجب مىشنوند:

نداى اول: الا لعنة اللّه على القوم الظالمین؛ بدانید لعنت خدا شامل حال جمعیت ظالم و ستمکار مىشود.

نداى دوم: یا معاشر المؤمنین أَزِفَتِ الْآزِفَةُ؛[31] اى گروه مؤمنان قیامت (ظهور) نزدیک شده است[32].

نداى سوم: بدن آشکار و نمایانى ندا مىدهد: الا ان اللّه بعث مهدى آلمحمد، صلّى اللّه علیه و آله، للقضاء على الظالمین؛ بدانید که خداوند مهدى آل محمد، صلّى اللّه علیه و آله، را براى نابود کردن ستمکاران برانگیخت و فرستاد.

امام رضا علیه السّلام طى حدیثى طولانى فرمودند:

قد نودوا نداء یسمعه من بالبعد کما یسمعه من بالقرب، یکون رحمة على المؤمنین، و عذابا على الکافرین، فقلت: بأبی و أمی أنت، و ما ذلک النداء؟ قال: ثلاثة أصوات فی رجب، أولها: ألا لعنة اللّه على الظالمین! و الثانی: ازفت الآزفة یا معشر المؤمنین! و الثالث: یرى بدنا بارزا مع قرن الشمس ینادی: ألا إن اللّه قد بعث فلان بن فلان على هلاک الظالمین! فعند ذلک یأتی المؤمنین الفرج، و یشفی اللّه صدورهم، و یذهب غیظ قلوبهم[33].

ندایى مىآید که هردور و نزدیکى آن را مىشنود؛ براى مؤمنان رحمت و براى کافران عذاب است.

حسن بن محبوب که راوى است، مىگوید: به حضرت عرض کردم: پدر و مادرم به فدایتان؛ آن ندا چیست؟

فرمودند:

سه ندا در رجب خواهد بود. اولین آنها چنین است: بدانید که لعنت خدا شامل ستمکاران مىشود و دومین آنها: اى گروه مؤمنین قیامت (ظهور) نزدیک شده است و سومین بدنى آشکارا در قرص خورشید، مشاهده مىشود که ندا درمىدهد: خداوند فلان بن فلان را براى هلاک و نابودى ستمکاران برانگیخته است و در این زمان فرج و گشایشمؤمنین خواهد آمد و خداوند سینههایشان را شفا داده و سختى و غم و غصه را از قلبهایشان مىزداید.

قریب به این مضمون هم از امام باقر علیه السّلام نقل شده است که فرمودهاند:

و سیبهت اللّه المنکرین حین حدوث هذه الآیات.

خداوند تبارک و تعالى با پدید آوردن این آیات، انکارکنندگان را مبهوت و متحیر خواهد کرد.

و امام صادق علیه السّلام چنین مىفرمایند که:

العام الذی فیه الصیحة، قبله الآیة فی رجب. فقیل له: و ما هی؟ قال:

وجه یطلع فی القمر، و ید بارزة تشیر، و النداء الذی من السماء، یسمعه أهل الأرض، کل أهل لغة بلغتهم[34].

سالى که در آن صیحه آسمانى واقع مىشود پیش از آن آیهاى در رجب خواهد بود.

از ایشان پرسیدند: آن آیه چیست؟

فرمودند: چهرهاى که در ماه نمایان مىشود و دستى که آشکارا اشاره مىکند و ندایى که از آسمان هرکس آن را به زبان خویش مىشنود.

با توجه به آنچه گفته شد مىتوانیم میان ندا و صیحه تفاوت قایل شویم، چراکه صیحه در ماه رمضان واقع مىشود و به شکل نداى جبرئیل علیه السّلام است؛ درحالىکه نداهاى سهگانه در ماه رجب پدید مىآیند و نداى چهارم در ماه محرم و روز ظهور حضرت خواهد بود و به خلاف نداهاى چهارگانه در ماههاى رجب و محرم، صیحه ماه رمضان در زمره علایم محتوم به شمار آمده است.

7. ثابت ماندن خورشید و خسوف ماه در شب بدر (نیمه ماه)

از علایم غیر حتمى سال ظهور ثابت ماندن خورشید و حرکت نکردن آن از ظهر تا هنگام عصر یکى از روزهاى ماه رجب است. همچنین در شب بدر این ماه، خسوف و ماهگرفتگى رخ خواهد داد.

از امام پنجم علیه السّلام در مورد این آیه (اگر بخواهیم از آسمان بر آنها آیهاى نازل مىکنیم)[35] پرسیدند حضرت فرمودند:

رکود الشمس ما بین زوال الشمس إلى وقت العصر ... ذلک فی زمان السفیانی و عندها یکون بواره و بوار قومه[36].

ثابت ماندن خورشید از ظهر تا هنگام عصر ... که اینها در زمان سفیانى است و به دنبال آن، او و قوم و پیروانش هلاک خواهند شد.

این نشانه به خوبى از خروج و شورش سفیانى در ماه رجب حکایت مىکند؛ چراکه این علامت در زمان او اتفاق مىافتد. سکون خورشید در آسمان هرچند براى مدت کمى رخ مىدهد، ولى معجزهاى عجیب از ناحیه خداوند متعال است. مردم از طولانى شدن ناگهانى مدت روز، تابش نامتعارف و بیش از حد گرما و حرارت خورشید به زمین از این واقعه باخبر مىشوند.

پدید آمدن چنین نشانهاى آسمانى در ماه رجب خبر از هلاکت و درهم کوبیده شدن سفیانى و سپاهیان و حزب و پیروانش مىدهد.

تأکید بر ثابت ماندن خورشید در ماه رجب ناظر به همزمانى این حادثه با خروج سینه و صورت مردى در قرص خورشید است که قبلا در زمره حوادث ماه رجب و همزمان با شورش سفیانى از آن یاد کردیم.

از جمله دیگر حوادث ماه رجب، خسوف و ماهگرفتگى در شب بدر این ماه است؛

ام سعید اخمسیه به امام صادق علیه السّلام عرض مىکند:

یابن رسول اللّه، صلّى اللّه علیه و آله، فدایتان شوم! نشانهاى از خروج و قیام حضرت مهدى علیه السّلام به من مرحمت کنید. حضرت فرمودند:

یا أم سعید، إذا انخسف القمر لیلة البدر من رجب، و خرج رجل من تحته فذاک عند خروج القائم علیه السّلام[37].

ام سعید! وقتى ماه در شب بدر ماه رجب گرفته شود و خسوف رخ دهد، مردى پس از آن خروج کند و به دنبال آن حضرت مهدى علیه السّلام قیام خواهند کرد.

قبلا گفته شد که علامت و نشانه نمایان شدن بدن مردى در خورشید در ماه رجب واقع مىشود و پس از آن صیحه آسمانى در ماه رمضان پدید خواهد آمد.[38]

 

 



[1] بحار الانوار، ج 52، ص 337؛ الزام الناصب، ج 2، ص 159؛ تاریخ ما بعد الظهور، ص 137.

[2] الارشاد، ج 2، ص 370؛ تاریخ ما بعد الظهور، ص 137.

[3] بحار الانوار، ج 53، صص 60 و 77 و 91.

[4]  الممهدون للمهدى، علیه السّلام، ص 40.

[5] تنگه بى‏آب و علف( وادى یابس از اراضى شام یا به اعتبار خشکى آن زمین از گیاه او را یابس گویند یا به اعتبار این‏که قبلا دریا بوده و خشک شده است).( مهدى منتظر، علیه السّلام، ص 271).( م.)

[6] فقیه، محمد، السفیانى، ص 118.

[7] الغیبة نعمانى، ص 202.

[8] الغیبة نعمانى، ص 178.

[9] الغیبة نعمانى، ص 171؛ اعلام الورى، ص 429؛ بحار الانوار، ج 52، ص 232.

[10] الغیبة نعمانى، ص 206، الغیبة شیخ طوسى، ص 277 بحار الانوار، ج 52، ص 253.

[11] کمال الدین، ص 651؛ بشارة الاسلام، ص 46.

[12] الغیبة نعمانى، ص 171؛ بحار الانوار، ج 52، ص 234؛ الزام الناصب، ج 2، ص 130.

[13] الغیبة نعمانى، ص 205؛ الزام الناصب ج 2، ص 116.

[14] سوره سبأ( 34)، آیه 51.

[15] الغیبة شیخ طوسى، ص 273؛ بحار الانوار، ج 52، ص 238.

[16] الغیبة نعمانى، ص 171، بحار الانوار، ج 52، ص 232.

[17]  الغیبة نعمانى، ص 187.

[18] الغیبة نعمانى، ص 182.

[19]  بحار الانوار، ج 52، ص 229؛ یوم الخلاص، ص 645.

[20] استخر در دره‌های باریک پلوار (رود)، بین شمال کوه رحمت و نقش رستم واقع شده‌است. اصطخر در نزدیکی جایی که دره به‌سوی مرودشت باز می‌شود قرار گرفته‌است و تا نزدیکی‌های تخت جمشید گسترش می‌یابد.

[21] بشارة الاسلام، ص 184؛ یوم الخلاص، ص 651؛ السفیانى، ص 77.

[22]  ممکن است منظور از خال علامت یا حالتى ویژه باشد.( م.)

[23]  الممهدون للمهدى، علیه السّلام، ص 54.

[24] الشعراء( 26)، آیه 4.

[25] الارشاد، ج 2، ص 373؛ اعلام الورى، ص 428؛ بحار الانوار، ج 52، ص 221؛ المهدى الموعود، علیه السّلام، ص 53؛ یوم الخلاص، ص 517؛ السفیانى، ص 121.

[26] الغیبة نعمانى، ص 169؛ بحار الانوار، ج 52، ص 233؛ بشارة الاسلام، ص 120.

[27]  الغیبة نعمانى، ص 172؛ بشارة الاسلام، ص 120.

[28]  یوم الخلاص، ص 519؛ بحار الانوار، ج 52، ص 233 با الفاظى دیگر.

[29] الغیبة نعمانى، ص 120؛ الغیبة شیخ طوسى، ص 2680؛ بحار الانوار، ج 52، ص 289؛ بشارة الاسلام، ص 16.

[30]  الغیبة نعمانى، ص 169؛ یوم الخلاص، ص 541.

[31] ( 2). سوره نجم( 53)، آیه 58.

[32] ( 3). آزفة امرى است که به نزدیکى وصف مى‏شده و یا واقعا نزدیک شدنى بوده است( ر. ک: علامه مجلسى، سه رساله درباره حجة ابن العسکرى، علیه السّلام، ص 158.) که این لفظ در قرآن به معناى قیامت به کار رفته و در اینجا منظور ظهور حضرت مهدى، علیه السّلام، مى‏باشد.( م.)

[33]  سوره شعراء( 26)، آیه 4.

[34] الغیبة نعمانى، ص 169؛ یوم الخلاص، ص 541.

[35]  «إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً ..» سوره شعراء( 26)، آیه 4.

[36] بحار الانوار، ج 52، ص 221.

[37]  دلائل الامامة، ص 259؛ بیان الائمه، علیهم السّلام، ج 2، ص 695.

[38] شش ماه پایانى ؛ صص71-102

ساده، مجتبى، شش ماه پایانى (تقویم حوادث ششماهه پیش از ظهور)، 1جلد، موعود عصر (عج) - تهران (ایران)، چاپ: 6، 1388 ه.ش.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۶/۱۴
علی مویدی

نظرات  (۲)

۱۴ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۱۸ سعید پارسا ارسنجانی
خدا قوت
۱۶ شهریور ۹۵ ، ۱۲:۲۲ نازنین خوشرو
دعا کنید خدا بارون بده و الا کلاهمون پس معرکه است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">