سیره ی حکومتی حضرت حجت عج
کمال الدین: حَدَّثَنا عَبدُ الواحِدِ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عُبدوسٍ النَّیسابورِیُّ العَطّارُ، قالَ:
حَدَّثَنا عَلِیُّ بنُ مُحَمَّدِ بنِ قُتَیبَةَ النَّیسابورِیُّ، عَن حَمدانَ بنِ سُلَیمانَ، قالَ: حَدَّثَنی أحمَدُ بنُ عَبدِ اللَّهِ بنِ جَعفَرٍ الهَمَدانِیُّ، عَن عَبدِ اللَّهِ بنِ الفَضلِ الهاشِمِیِّ، عَن هِشامِ بنِ سالِمٍ، عَنِ الصّادِقِ جَعفَرِ بنِ مُحَمَّدٍ، عَن أبیهِ، عَن جَدِّهِ علیهم السلام قالَ: قالَ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله:
القائِمُ مِن وُلدِی اسمُهُ اسمی، وکُنیَتُهُ کُنیَتی، وشَمائِلُهُ شَمائِلی، وسُنَّتُهُ سُنَّتی، یُقیمُ النّاسَ عَلى مِلَّتی وشَریعَتی، ویَدعوهُم إلى کِتابِ رَبّی عَزَّ وجَلَّ، مَن أطاعَهُ فَقَد أطاعَنی، ومَن عَصاهُ فَقَد عَصانی
ومَن أنکَرَهُ فی غَیبَتِهِ فَقَد أنکَرَنی، ومَن کَذَّبَهُ فَقَد کَذَّبَنی، ومَن صَدَّقَهُ فَقَد صَدَّقَنی، إلَى اللَّهِ أشکُو المُکَذِّبینَ لی فی أمرِهِ، وَالجاحِدینَ لِقَولی فی شَأنِهِ، وَالمُضِلّینَ لِامَّتی عَن طَریقَتِهِ، «وَ سَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُونَ»[1].
کمال الدین- با سندش از هشام بن سالم، از امام صادق علیه السلام از پدرانش علیهم السلام-: پیامبر خدا صلى الله علیه و آله فرمود: «قائم، از فرزندان من است. نام او، نام من، کنیه او کنیه من، اخلاقِ او اخلاق من، و شیوه او شیوه من است. مردم را به دین و آیین من وا مى دارد و آنها را به کتاب خدایم عز و جل فرا مى خواند. هر کس از او اطاعت کند، از من اطاعت کرده و هر کس او را معصیت کند، مرا معصیت کرده است، و هر کس او را در روزگارِ غیبتش انکار کند، مرا انکار کرده است و هر کس او را تکذیب کند، مرا تکذیب کرده و هر کس او را تصدیق کند، مرا تصدیق کرده است. از تکذیب کنندگانم در کار او و انکارکنندگانِ سخنم در باره او و گمراه کنندگان امّتم از راه او، به خداوند، شکایت مى کنم «و به زودى، ستمکاران خواهند دانست که به چه بازگشتگاهى باز خواهند گشت!»
قرب الإسناد: أحمَدُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ عیسى، عَن أحمَدَ بنِ أبی نَصرٍ عَن أبِی الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام قالَ:
إنَّ الدُّنیا لا تَذهَبُ[2] حَتّى یَبعَثَ اللَّهُ مِنّا- أهلَ البَیتِ- رَجُلًا یَعمَلُ بِکِتابِ اللَّهِ عَزَّ وجَلَّ، لا یَرى مُنکَراً إلّاأنکَرَهُ.
امام رضا علیه السلام فرمود: «دنیا از میان نمى رود تا آن که خداوند، مردى از ما اهل بیت را برانگیزد که به کتاب خداى عز و جل عمل مىکند. او [هیچ] کار زشتى را نمىبیند، جز آن که انکارش مى کند».[3]
تهذیب الأحکام: مُحَمَّدُ بنُ الحَسَنِ الصَّفّارُ، عَن مُحَمَّدِ بنِ الحُسَینِ بنِ أبِی الخَطّابِ، عَن جَعفَرِ بنِ بَشیرٍ ومُحَمَّدِ بنِ عَبدِ اللَّهِ بنِ هِلالٍ، عَنِ العَلاءِ بنِ رَزینٍ القَلّاءِ، عَن مُحَمَّدِ بنِ مُسلِمٍ، قالَ:
سَأَلتُ أبا جَعفَرٍ علیه السلام عَنِ القائِمِ عَجَّلَ اللَّهُ فَرَجَهُ إذا قامَ، بِأَیِّ سیرَةٍ یَسیرُ فِی النّاسِ؟
فَقالَ: بِسیرَةِ ما سارَ بِهِ رَسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله حَتّى یُظهِرَ الإِسلامَ.
قُلتُ: وما کانَت سیرَةُ رَسولِ اللَّهِ صلى الله علیه و آله؟
قالَ: أبطَلَ ما کانَ فِی الجاهِلِیَّةِ وَاستَقبَلَ النّاسَ بِالعَدلِ، وکَذلِکَ القائِمُ علیه السلام إذا قامَ یُبطِلُ ما کانَ فِی الهُدنَةِ مِمّا کانَ فی أیدِی النّاسِ ویَستَقبِلُ بِهِمُ العَدلَ.
تهذیب الأحکام- با سندش به نقل از محمّد بن مسلم-: از امام باقر علیه السلام پرسیدم: قائم- که خداوند در فَرَجش تعجیل کند- هنگامى که قیام مىکند، چگونه میان مردم رفتار مىنماید؟
فرمود: «همان رفتارى که پیامبر خدا صلى الله علیه و آله کرد تا اسلام را چیره نماید».
گفتم: رفتار پیامبر خدا صلى الله علیه و آله چه بود؟
فرمود: «آنچه را در جاهلیت بود، باطل کرد و با عدالت ورزى میان مردم، از نو آغاز نمود. قائم علیه السلام نیز همین گونه است. چون قیام کرد، آنچه را به روزگار سازش [با دشمنانمان] در دست مردم بوده، باطل مى کند و با عدالت ورزى میان آنان، از نو آغاز مى نماید».[4]
کمال الدین: حَدَّثَنَا المُظَفَّرُ بنُ جَعفَرِ بنِ المُظَفَّرِ العَلَوِیُّ قالَ: حَدَّثَنا جَعفَرُ بنُ مُحَمَّدِ بنِ مَسعودٍ، عَن أبیهِ مُحَمَّدِ بنِ مَسعودٍ العَیّاشِیِّ، قالَ: حَدَّثَنا عَلِیُّ بنُ مُحَمَّدِ بنِ شُجاعٍ، عَن مُحَمَّدِ بنِ عیسى، عَن یونُسَ، عَن عَلِیِّ بنِ أبی حَمزَةَ، عَن أبی بَصیرٍ، قالَ: قالَ أبو عَبدِ اللَّهِ علیه السلام:
إنَّ فی صاحِبِ هذَا الأَمرِ سُنَناً مِنَ الأَنبِیاءِ علیهم السلام: سُنَّةً مِن موسَى بنِ عِمرانَ، وسُنَّةً مِن عیسى، وسُنَّةً مِن یوسُفَ، وسُنَّةً مِن مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللَّهِ عَلَیهِم.
فَأَمّا سُنَّتُهُ مِن موسَى بنِ عِمرانَ فَخائِفٌ یَتَرَقَّبُ، وأَمّا سُنَّتُهُ مِن عیسى فَیُقالُ فیهِ ما قیلَ فی عیسى، وأَمّا سُنَّتُهُ مِن یوسُفَ فَالسِّترُ، یَجعَلُ اللَّهُ بَینَهُ وبَینَ الخَلقِ حِجاباً، یَرَونَهُ ولا یَعرِفونَهُ، وأَمّا سُنَّتُهُ مِن مُحَمَّدٍ صلى الله علیه و آله فَیَهتَدی بِهُداهُ ویَسیرُ بِسیرَتِهِ.
کمال الدین- با سندش به نقل از ابو بصیر-: امام صادق علیه السلام فرمود: «در صاحب این امر، سنّتهایى از پیامبران است: سنّتى از موسى بن عمران، سنّتى از عیسى، سنّتى از موسى، و سنّتى از محمّد. درودهاى خدا بر آنان باد!
امّا سنتّش از موسى بن عمران: بیمناک و همواره چشمانتظار است، و سنّتش از عیسى: آنچه در باره عیسى گفته شد، در باره او نیز گفته مى شود، و امّا سنّتش از یوسف: در پشت پرده بودن است که خداوند، میان او و خلقش حجاب مى افکند، او را مى بینند؛ ولى نمى شناسند، و امّا سنّت او از پیامبر صلى الله علیه و آله: راه او را مى پوید و همان گونه رفتار مى کند».[5][6]
[1] الشعراء: 227.
[2] فی الاصول الستّة عشر:« وَاللَّهِ، لا تَذهَبُ الدُّنیا...».
[3] قرب الإسناد: ص 348 ح 1260( با سند صحیح)، الاصول الستّة عشر: ص 218 ح 220( به نقل از جابر، از امام باقر علیه السلام)، بحار الأنوار: ج 49 ص 266 ح 8.
[4] تهذیب الأحکام: ج 6 ص 154 ح 270( با دو سند، یکى صحیح و دیگرى موثّق)، بحار الأنوار: ج 52 ص 381 ح 192.
[5] کمال الدین: ص 350 ح 46، بحار الأنوار: ج 51 ص 223 ح 10. نیز، ر. ک: کمال الدین: ص 329 ح 11 وص 408 ح 7، الغیبة، نعمانى: ص 164 ح 5.