بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

بسوی ظهور(25): روز پایان

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۱۰:۱۲ ق.ظ

در آخرالزمان روزی می آید که خداوند بزرگترین معجزاتش در طول تاریخ را با طلوع خورشید از مغرب به جهانیان نشان خواهد داد و آن روز، همان روز موعودی است که خداوند در آغاز خلقت به ابلیس وعده داد که پایان او و همه ی پیروانش از جنّ و انس خواهد بود، و هر کس قبل از آن روز اهل ایمان و عمل صالح نبوده است، ایمان آوردنش در آن روز فایده ای نخواهد داشت و توبه ی آنان پذیرفته نمیشود و عذاب نهایی فرا میرسد و باطل برای همیشه به پایان خواهد رسید:

«هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً قُلِ انْتَظِرُوا إِنَّا مُنْتَظِرُونَ»[1]

«آیا (با دیدن آن همه آیات و بینات و معجزات، باز هم) جز این انتظار دارند که فرشتگان نزد ایشان بیایند، یا خود پروردگارت بیاید، یا بعضى از آیات پروردگارت بیاید؟! (مگر نمى‏ دانند) روزى که بعضى از نشانه‏ هاى پروردگارت بیاید کسى که پیش از آن ایمان نیاورده یا در مدّت ایمان خود کار خیرى را کسب نکرده، ایمان آوردنش سودى ندهد.»


برخی روایات آن روز را، روز قیام مسلحانه ی حضرت مهدی عج میدانند:

حَدَّثَنَا أَبِی رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْخَطَّابِ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ: فِی قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ یَوْمَ‏ یَأْتِی‏ بَعْضُ‏ آیاتِ‏ رَبِّکَ‏ لا یَنْفَعُ‏ نَفْساً إِیمانُها لَمْ‏ تَکُنْ‏ آمَنَتْ‏ مِنْ‏ قَبْلُ‏ فَقَالَ الْآیَاتُ هُمُ الْأَئِمَّةُ وَ الْآیَةُ الْمُنْتَظَرَةُ هُوَ الْقَائِمُ ع فَیَوْمَئِذٍ لَا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمَانُهَا لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ قِیَامِهِ بِالسَّیْفِ وَ إِنْ آمَنَتْ بِمَنْ تَقَدَّمَهُ مِنْ آبَائِهِ ع.»[2]

                                                                        

علىّ بن رئاب از امام صادق علیه السّلام روایت کند که در تأویل این آیه قرآن:«یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ» فرمود:

آیات عبارت از ائمّه هستند و آیه منتظره قائم علیه السّلام است، و در آن روز ایمان کسى که پیش از قیام او با شمشیر ایمان نیاورده باشد سودى ندارد، گرچه به پدرانش ایمان آورده باشد.»

در روایات فراوان شیعه و سنی آمده است که آن روز، روزی است که خورشید از مغرب طلوع میکند:

«و أخرج الطبرانی و ابن عدى و ابن مردویه عن أبى هریرة عن النبی صلى الله علیه و سلم‏ فی قوله‏ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ‏ قال طلوع الشمس من مغربها.

و أخرج ابن أبى شیبة و عبد بن حمید عن أبى سعید الخدری‏ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ‏ قال طلوع الشمس من مغربها.

و أخرج سعید بن منصور و ابن أبى شیبة و عبد بن حمید و الطبرانی عن ابن مسعود فی قوله‏ یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ‏ قال طلوع الشمس من مغربها[3]


روایتی از امیرالمومنین ع آمده است که آن روز، خورشید از مغرب طلوع میکند و عذاب الهی مانند عذاب امتهای گذشته در آن روز واقع میشود:

امیرالمومنین(ع): وَ قَوْلُهُ تَعَالَى هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یُخْبِرُ مُحَمَّداً عَنِ الْمُشْرِکِینَ وَ الْمُنَافِقِینَ الَّذِینَ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ فَقَالَ- هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ وَ حَیْثُ لَمْ یَسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ- أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ یَعْنِی بِذَلِکَ الْعَذَابَ یَأْتِیهِمْ فِی دَارِ الدُّنْیَا کَمَا عَذَّبَ الْقُرُونَ الْأَوْلَى فَهَذَا خَبَرٌ یُخْبِرُ بِهِ النَّبِیَّ ص عَنْهُمْ ثُمَّ قَالَ- یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ الْآیَةَ یَعْنِی لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِیَ هَذِهِ الْآیَةُ وَ هَذِهِ الْآیَةُ هِیَ طُلُوعُ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا.»[4]


«و آیه: هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ‏، محمّد را باخبر مى ‏سازد از جماعت مشرک و منافق همانها که به فرمان خدا و رسول جواب مثبت ندادند. پس فرموده: هَلْ یَنْظُرُونَ إِلَّا أَنْ تَأْتِیَهُمُ الْمَلائِکَةُ، آنجا که خدا و رسول را اجابت نکردند، أَوْ یَأْتِیَ رَبُّکَ أَوْ یَأْتِیَ بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ»

مراد از این آیه: عذاب دنیایى است که بر آنان نازل مى ‏شود همان طور که امّتهاى پیشین را عذاب نموده، پس این خبرى است که محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را از آن آگاه مى ‏سازد، سپس فرموده: یَوْمَ یَأْتِی بَعْضُ آیاتِ رَبِّکَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ‏، یعنى: پیش از نزول این آیه ایمان نیاوردند، و این آیه طلوع خورشید از مغرب آن است.»


در روایتی آمده، آن روز، خورشید از مغرب طلوع میکند تا پایانی باشد برای جنگ آخرالزمان، و همه ایمان می آورند ولی سودی ندارد:

وَ- بِإِسْنَادِهِ عَنِ الْمِنْقَرِیِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِیَاثٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:

سَأَلَ رَجُلٌ أَبِی ص عَنْ حُرُوبِ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع وَ کَانَ السَّائِلُ مِنْ مُحِبِّینَا فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ ع بَعَثَ اللَّهُ مُحَمَّداً ص بِخَمْسَةِ أَسْیَافٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا شَاهِرَةٌ فَلَا تُغْمَدُ «حَتَّى تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها» وَ لَنْ‏ «تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزارَها» حَتَّى تَطْلُعَ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا فَإِذَا طَلَعَتِ الشَّمْسُ مِنْ مَغْرِبِهَا آمَنَ النَّاسُ کُلُّهُمْ فِی ذَلِکَ الْیَوْمِ فَیَوْمَئِذٍ «لا یَنْفَعُ‏ نَفْساً إِیمانُها لَمْ‏ تَکُنْ‏ آمَنَتْ‏ مِنْ‏ قَبْلُ‏ أَوْ کَسَبَتْ‏ فِی‏ إِیمانِها خَیْراً»[5]


شخصى از امام صادق از جنگهاى امیر المؤمنین پرسید و سئوال‏کننده از دوستان ما بود امام صادق او را فرمود: خداى عز و جل محمد (ص) را با پنج شمشیر برانگیخت: سه شمشیر از آن شمشیرها برهنه و از غلاف کشیده است تا جنگ پایان یابد و هرگز جنگ پایان نیابد تا آفتاب از مغرب خود بتابد و چون آفتاب از مغربش سر برآرد، آن روز همه ی مردم ایمان می آورند، آن روز است که ایمان کسى که از پیش ایمان نیاورده باشد و یا از ایمانش بهره بردارى نکرده است سودى بحالش ندهد


و آن روزی است که دجّال به دست حضرت مهدی عج کشته میشود، و خورشید از مغرب طلوع میکند و دابه الارض یعنی امیرالمومنین ع از درون زمین در مسجد الحرام خارج میشود بطوری که اهل مشرق و مغرب او را خواهند دید و مومن و کافر را نشانه گذاری میکند تا از هم جدا شوند، و کافران هلاک گردند:

«فَقَامَ إِلَیْهِ الْأَصْبَغُ بْنُ نُبَاتَةَ فَقَالَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ مَنِ الدَّجَّالُ ... یَقْتُلُهُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بِالشَّامِ عَلَى عَقَبَةٍ تُعْرَفُ بِعَقَبَةِ أَفِیقٍ لِثَلَاثِ سَاعَاتٍ مَضَتْ مِنْ یَوْمِ الْجُمُعَةِ عَلَى یَدِ مَنْ یُصَلِّی الْمَسِیحُ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ ع خَلْفَهُ أَلَا إِنَّ بَعْدَ ذَلِکَ الطَّامَّةَ الْکُبْرَى قُلْنَا وَ مَا ذَلِکَ یَا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ خُرُوجُ دَابَّةٍ مِنَ الْأَرْضِ مِنْ عِنْدِ الصَّفَا مَعَهَا خَاتَمُ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ عَصَا مُوسَى ع یَضَعُ الْخَاتَمَ عَلَى وَجْهِ کُلِّ مُؤْمِنٍ فَیَنْطَبِعُ فِیهِ هَذَا مُؤْمِنٌ حَقّاً وَ یَضَعُهُ عَلَى وَجْهِ کُلِّ کَافِرٍ فَیَنْکَتِبُ هَذَا کَافِرٌ حَقّاً حَتَّى إِنَّ الْمُؤْمِنَ لَیُنَادِی الْوَیْلُ لَکَ یَا کَافِرُ وَ إِنَّ الْکَافِرَ یُنَادِی طُوبَى لَکَ یَا مُؤْمِنُ وَدِدْتُ أَنِّی الْیَوْمَ کُنْتُ مِثْلَکَ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظِیماً ثُمَّ تَرْفَعُ الدَّابَّةُ رَأْسَهَا فَیَرَاهَا مَنْ بَیْنَ الْخَافِقَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ ذَلِکَ بَعْدَ طُلُوعِ الشَّمْسِ مِنْ مَغْرِبِهَا فَعِنْدَ ذَلِکَ تُرْفَعُ التَّوْبَةُ فَلَا تَوْبَةٌ تُقْبَلُ وَ لَا عَمَلٌ یُرْفَعُ وَ لا یَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً ثُمَّ قَالَ ع لَا تَسْأَلُونِّی عَمَّا یَکُونُ بَعْدَ هَذَا فَإِنَّهُ عَهْدٌ عَهِدَهُ إِلَیَّ حَبِیبِی رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ لَا أُخْبِرَ بِهِ غَیْرَ عِتْرَتِی.»[6]


«اصبغ بن نباته میگوید از امیرالمومنین پرسیدم دجال کیست؟ فرمود: ... خداوند او(دجال) را در شام بر سر گردنه‏اى که آن را افیق نامند به دست کسى که عیسى علیه السّلام پشت سرش نماز مى ‏خواند هنگامى که سه ساعت از روز جمعه گذشته است خواهد کشت و بدانید که بعد از آن طامه کبرى واقع خواهد گردید.

گفتیم: یا امیر المؤمنین آن چیست؟

فرمود: خروج دابّة الارض از کوه صفا که همراه او خاتم سلیمان و عصاى موسى است آن خاتم را بر روى هر مؤمنى که بنهد این کلام بر آن نقش بندد هذا مؤمن حقا و بر روى هر کافرى که بنهد بر آن نوشته شود هذا کافر حقا.

تا به غایتى که مؤمن ندا کند: اى کافر! واى بر تو، و کافر ندا کند: اى مؤمن! خوشا بر تو، دوست داشتم که امروز مثل تو بودم و به فوز عظیمى مى‏ رسیدم.

سپس آن دابّه سر بلند کند و به اذن خداى تعالى همه کسانى که بین مشرق و مغرب هستند او را ببینند و این بعد از آن است که آفتاب از مغرب خود برآید در این هنگام توبه برداشته شود و هیچ توبه‏اى پذیرفته نشود و عملى بالا نرود و لایَنْفَعُ نَفْساً إِیمانُها لَمْ تَکُنْ آمَنَتْ مِنْ قَبْلُ أَوْ کَسَبَتْ فِی إِیمانِها خَیْراً.

سپس فرمود:

دیگر از من نپرسید که بعد از آن چه خواهد شد زیرا حبیبم رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله و سلّم از من پیمان گرفته است که آن را جز به خاندانم نگویم.»


حضرت مهدی عج در دیدارش با علی بن مهزیار در مورد زمان ظهورش و نشانه های آن میفرماید: هر گاه راه مسجدالحرام و حج بر شیعیان بسته شود، خورشید و ماه با هم جمع میشوند(ظاهرا پس از طلوع خورشید از مغرب، ماه رو به روی خورشید قرار میگیرد و خورشید گرفتگی کامل صورت میگیرد و آسمان تاریک و ستارگان اطراف آن دو دیده میشوند) و ظهور حضرت مهدی عج  و خروج امیرالمومنین ع به جهت انتقام از حاکمان عربستان و دشمنان شیعه صورت میگیرد:

و فی کتاب الغیبة لشیخ الطّائفة، بإسناده إلى علیّ بن مهزیار، حدیث طویل‏ یذکر فیه دخوله على القائم و سؤاله إیّاه، و فیه: فقلت: یا سیّدی، متّى یکون هذا الأمر؟

فقال: إذا حیل بینکم و بین سبیل الکعبة، و اجتمع‏ الشّمس و القمر و استدار بهما الکواکب و النجوم.

فقلت: متى یا بن رسول اللّه؟

فقال لی: سنة کذا و کذا تخرج دابّة الأرض بین الصفا و المروة، معه عصا موسى و خاتم سلیمان، یسوق النّاس إلى المحشر.[7]

«علی بن مهزیار: عرض کردم: وقت خروج و قیام شما کى خواهد بود؟

حضرت فرمودند: زمانى که بین شما و راه کعبه حائل شوند، و خورشید و ماه جمع شده و دور آنها را ستارگان بگیرند.

 عرض کردم: در چه زمانى خواهد بود؟

 فرمودند: در فلان سال، سالى که دابة الارض از بین صفا و مروه خروج مى‏کند، در حالى‏ که عصاى موسى و انگشتر سلیمان در نزد اوست و مردم را به سمت محشر حرکت مى ‏دهد.»


و در آن روز ابلیس به سجده می افتد و از خداوند درخواست میکند بر هر کس که دستور بدهی سجده میکنم، ولی توبه اش پذیرفته نمیشود و دابه الارض او را در حال سجده خواهد کشت:

«جاء فی مجمع الزوائد 12578: عن عبد اللّه بن عمر قال:

 قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و سلّم:

«إذا طلعت الشمس من مغربها خر إبلیس ساجدا ینادی و یجهر:" إلهی مرنی أن أسجد لمن شئت".

قال: فتجتمع إلیه زبانیته؛ فیقولون:" یا سیدهم ما هذا التضرع؟".

فیقول:" إنما سألت ربی عز و جل أن ینظرنی إلى الوقت المعلوم؛ و هذا الوقت المعلوم".

قال:" ثم تخرج دابة الأرض من صدع فی الصفا؛ فأول خطوة تضعها بأنطاکیة؛ فتأتی إبلیس؛ فتخطمه»

رواه الطبرانی فی الکبیر و الأوسط.»[8]

 

 

 

                                                                                             

 



[1] انعام، آیه 158

[2] کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج1 ؛ 18

 

[3] الدر المنثور فى التفسیر بالماثور    ج‏3    57

 

[4] الإحتجاج على أهل اللجاج ؛ ج1 ؛ ص244-  التوحید (للصدوق) ، 266

                                                     

[5] الکافی (ط- الإسلامیة) ؛ ج5 ؛ 10

 

[6] کمال الدین و تمام النعمة ؛ ج2 ؛ ص526

 

[7] تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب    ج‏14    36

 

[8] موسوعة علامات الساعة، ص: 263-ینابیع المودة لذوی القربى ، ج3 ، 356

 

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۴/۱۹
علی مویدی

نظرات  (۱)

بسیار تکان دهنده . با تشکر از زحماتتون 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">