بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

مهدویت از منظر قرآن و روایات

بسوی ظهور

امیرالمومنین (ع): «هرکس در ذلّت فراگیری دانش ساعتی صبر نکند در ذلّت جهل تا ابد باقی خواهد ماند.».

وظائف منتظران:برکات عقل

يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۴۹ ب.ظ

 

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خداوند چیزى بهتر از خرد، قسمتِ بندگان خود نکرده است.

پس، خوابِ خردمند برتر از شب زندهدارىِ نادان است و در خانه ماندن خردمند برتر از سفر کردن نادان [براى طاعت خدا مانند حج و جهاد] است.

خداوند هیچ پیامبر و رسولى را مبعوث نکرد مگر آن گاه که خردش به کمال رسید و خردش برتر از همه خردهاى امتش گشت. و آنچه پیامبر صلى الله علیه و آله در درون خود نگاه مىدارد برتر از کوشش کوشندگان است. و بنده فرایض خدا را نگزارد مگر آن گاه که درباره او تعقّل ورزد و همه عابدان در فضیلت عبادتشان به آن جا که خردمندان مىرسند نرسند. خردمندان همان اولوالالباب (صاحبان اندیشه) هستند که خداوند متعال فرمود: «و پند نگیرند مگر اولوالالباب».

رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: ما قَسَمَ اللَّهُ لِلعِبادِ شَیئاً أفضَلَ مِنَ العَقلِ؛ فنَومُ العاقِلِ أفضَلُ مِن سَهَرِ الجاهِلِ، وإقامَةُ العاقِلِ أفضَلُ مِن شُخوصِ الجاهِلِ، ولا بَعَثَ اللَّهُ نَبِیّاً ولا رَسولًا حَتّى یَستَکمِلَ العَقلَ، ویَکونَ عَقلُهُ أفضَلَ مِن جَمیعِ عُقولِ امَّتِهِ، وما یُضمِرُ النَّبِیُّ صلى الله علیه و آله فی نَفسِهِ أفضَلُ مِنِ اجتِهادِ المُجتَهِدینَ، وما أدَّى العَبدُ فَرائضَ اللَّهِ حَتّى عَقَلَ عَنهُ، ولا بَلَغَ جَمیعُ العابِدینَ فی فَضلِ عِبادَتِهِم ما بَلَغَ العاقِلُ، و العُقَلاءُ هُم اولو الألبابِ، الّذینَ قالَ اللَّهُ تَعالى: «وَ ما یَذَّکَّرُ إِلَّا أُولُوا الْأَلْبابِ».[16]

عقل، اصطلاحا به چند معنا اطلاق می شود:


1. نیروی ادراک خیر و شر و تمییز بین آن ها و توانایی شناختن علل و اسباب امور. عقل به این معنا، مناط تکلیف و ثواب و عقاب است.

 

2. حالت و ملکه ای در نفس که دعوت به انتخاب خیر و نفع و پرهیز از شر و ضرر می کند. به سبب تقویت همین حالت و ملکه، انسان در مقابل خواسته ها و خواهش های شهوانی و وسوسه های شیطانی مقاومت می کند. این حالت و ملکه، غیر از علم به خیر و شرّ است.


این چنین خداوند آیات خود را براى شما شرح مى ‏دهد شاید اندیشه کنید" (کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏).

بدیهى است که منظور از اندیشه کردن و تعقل، آن است که مبدأ حرکت به سوى عمل باشد، و گر نه اندیشه تنها درباره احکام، نتیجه ‏اى نخواهد داشت.

از مطالعه در آیات و روایات اسلامى بدست مى ‏آید که غالبا" عقل" در مواردى به کار مى ‏رود که" ادراک" و فهم با" عواطف و احساسات" آمیخته گردد و به دنبال آن عمل باشد،

مثلا اگر قرآن در بسیارى از بحثهاى خداشناسى نمونه‏ هایى از نظام شگفت‏ انگیز این جهان را بیان کرده و سپس مى‏ گوید ما این آیات را بیان مى‏کنیم" لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ‏" (تا شما تعقل کنید) منظور این نیست که تنها اطلاعاتى از نظام طبیعت در مغز خود جاى دهید زیرا علوم طبیعى اگر کانون دل و عواطف را تحت تاثیر قرار ندهد و هیچگونه تاثیرى در ایجاد محبت و دوستى و آشنایى با آفریدگار جهان نداشته باشد ارتباطى با مسائل توحیدى و خداشناسى نخواهد داشت.

و همچنین است اطلاعاتى که جنبه عملى دارد، در صورتى" تعقل" به آنها گفته مى ‏شود که" عمل" هم داشته باشد در تفسیر" المیزان"[1] مى‏ خوانیم :

که تعقل در زمینه ‏اى استعمال مى ‏شود که به دنبال درک و فهم، انسان وارد مرحله عمل گردد و آیاتى مانند:

(وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فِی أَصْحابِ السَّعِیرِ)

" دوزخیان مى‏ گویند اگر گوش شنوا داشتیم و تعقل مى‏ کردیم در صف اهل جهنم نبودیم"[2]

 یا آیه

(أَ فَلَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَتَکُونَ لَهُمْ قُلُوبٌ یَعْقِلُونَ بِها)

" آیا در زمین سیاحت‏ نکردند تا دلهایى داشته باشند که به وسیله آن بفهمند"[3]

شاهد این گفتار است.

زیرا اگر مجرمین روز قیامت آرزوى تعقل در دنیا را مى‏کنند منظور تعقلى است که آمیخته با عمل باشد و یا اگر خدا مى‏گوید مردم سیر و سیاحت کنند و با نظر و مطالعه به اوضاع جهان چیزهایى بفهمند مقصود درک و فهمى است که به دنبال آن مسیر خود را عوض کرده و به راه راست گام نهند.

و به تعبیر دیگر، اگر فکر و اندیشه، ریشه‏دار باشد، ممکن نیست آثار آن در عمل ظاهر نشود، چگونه ممکن است انسانى به طور قطع اعتقاد به مسموم بودن غذایى داشته باشد و آن را بخورد و یا عقیده قاطع به تاثیر دارویى براى درمان یک بیمارى خطرناک داشته باشد و اقدام به خوردن آن نکند.[4]


رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: قِوامُ المَرءِ عَقلُهُ، ولا دِینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.[6]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: جانمایه آدمى خرد اوست و کسى که خرد ندارد دین ندارد.


عنه صلى الله علیه و آله: إنَّ حَسَبَ المَرءِ دِینُهُ، ومُروءَتَهُ خُلقُهُ، وأصلَهُ عَقلُهُ.[7]

13432 پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: افتخار انسان دین اوست و انسانیّتش خُلق [خوش] او و ریشهاش خرد او.

عنه علیه السلام: العَقلُ مُنَزِّهٌ عَنِ المُنکَرِ آمِرٌ بِالمَعروفِ.[8]

عقل از کار ناپسند منزّه است و امر کننده به کارهای پسندیده است.


عنه علیه السلام: العَقلُ مُصلِحُ کُلِّ أمرٍ.[9]

عقل اصلاح کننده ی هر امری ست.


عقل از عالم بالاست و بسوی آنجا بازمیگردد:

عنه علیه السلام: العَقلُ رُقِیٌّ إلى عِلِّیِّینَ.[10]

امام على علیه السلام: خرد، به سوى علّیین بالا مىرود.


عنه علیه السلام: العَقلُ رَسولُ الحَقِّ.[11]

عقل فرستاده ی خداست.


 عنه علیه السلام: العَقلُ فیالغُربَةِ قُربَةٌ، الحُمقُ فی الوَطَنِ غُربَةٌ.[12]

امام على علیه السلام: خرد، در غربت آشنایى است؛ بىخردى در وطن غربت است.


عنه علیه السلام: العَقلُ یَهدی ویُنجی، والجَهلُ یُغوی ویُردی.[13]

امام على علیه السلام: خرد راهنمایى مىکند و مىرهاند؛ و نابخردى گمراه مىکند و به هلاکت مىافکند.


عنه علیه السلام: إنَّ أغنَى الغِنَى العَقلُ.[14]

امام على علیه السلام: بهترین ثروت و بی نیازی، خردمندى است.


 عنه علیه السلام: أفضَلُ حَظِّ الرَّجُلِ عَقلُهُ، إن ذَلَّ أعَزَّهُ، وإن سَقَطَ رَفَعَهُ، وإن ضَلَّ أرشَدَهُ، وإن تَکَلَّمَ سَدَّدَهُ.[15]


 امام على علیه السلام: بهترین بهرهمندى مرد، خرد اوست؛ اگر به ذلّت افتد خردش او را به عزّت رساند، اگر زمین خورَد بلندش کند، اگر گمراه شود راهنماییش کند و اگر سخن بگوید سخنش را استوار گرداند.


نقش خرد در کیفر و پاداش


رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: إذا بَلَغَکُم عَن رَجُلٍ حُسنَ حالٍ فَانظُروا فی حُسنِ عَقلِهِ، فَإنَّما یُجازى بِعَقلِهِ.[17]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هرگاه از خوبى دین کسى خبر یافتید به خوبى خردِ او بنگرید؛ زیرا به میزان خردش پاداش داده مىشود.

 

عنه صلى الله علیه و آله: إنَّ الرَّجُلَ لَیَکونُ مِن أهلِ الجِهادِ، ومِن أهلِ الصَّلاةِ والصِّیامِ، ومِمَّن یَأمُرُ بِالمَعروفِ ویَنهى عَنِ المُنکَرِ، وما یُجزى یَومَ القِیامَةِ إلّاعَلى قَدرِ عَقلِهِ.[18]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: آدمى اهل جهاد و نماز و روزه و امر به معروف و نهى از منکر است، امّا در روز رستاخیز جز به اندازه خردش پاداش داده نمىشود.

 

مجمع البیان: أثنى قومٌ على رجُلٍ عندَ رَسولِ اللَّه صلى الله علیه و آله فقالَ رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: کَیفَ عَقلُ الرَّجُلِ؟ قالوا: یا رَسولَاللَّهِ، نُخبِرُکَ عَنِ اجتِهادِهِ فی العِبادَةِ وأصنافِ الخَیرِ، وتَسألُنا عَن عَقلِهِ؟! فقالَ: إنَّ الأحمَقَ یُصیبُ بِحُمقِهِ أعظَمَ مِن فُجورِ الفاجِرِ، وإنَّما یَرتَفِعُ العِبادُ غَداً فی الدَّرَجاتِ ویَنالونَ الزُّلفى مِن رَبِّهِم عَلى قَدرِ عُقولِهِم.[19]


مجمع البیان: عدهاى از مردى نزد رسول خدا صلى الله علیه و آله تعریف مىکردند، حضرت فرمود:

خرد این مرد چگونه است؟ عرض کردند:

اى رسول خدا! ما از کوشش او در عبادت و کارهاى خوب [او] به عرض شما مىرسانیم و شما درباره خرد او از ما مىپرسید؟ حضرت فرمود: همانا آدم نابخرد، با بىخردى خود کارهایى بدتر از زشتکارى فرد نابکار مرتکب مىشود.

فرداى قیامت بندگان به اندازه عقل خود به درجات دست مىیابند و به مقام قرب پروردگارشان مىرسند.


الإمامُ الباقرُ علیه السلام: لَمّا خَلَقَ اللَّهُ العَقلَ قالَ لَهُ:

أقبِلْ فَأقبَلَ، ثُمَّ قالَ لَهُ: أدبِرْ فَأدبَرَ، فقالَ:

وعِزَّتی وجَلالی ما خَلَقتُ خَلقاً أحسَنَ مِنکَ، إیّاکَ آمُرُ وإیّاکَ أنهى، وإیّاکَ اثیبُ وإیّاکَ اعاقِبُ.[20]

 

امام باقر علیه السلام: چون خداوند عقل را آفرید به او فرمود: رو کن و او رو کرد؛ سپس فرمود:

برگرد و او برگشت. آن گاه فرمود: به عزّت و جلالم سوگند که من آفریدهاى نیکوتر از تو نیافریدهام.[21] تو را فرمان مىدهم و تو را نهى مىکنم (مخاطب امر و نهى من تو هستى)، تو را پاداش مىدهم و تو را به کیفر مىرسانم.

 

عنه علیه السلام: وَجَدتُ فی الکِتابِ [یَعنی کِتاباً لِعَلِیٍّ علیه السلام] أنَّ قیمَةَ کُلِّ امرِئٍ وقَدرَهُ مَعرِفَتُهُ، إنَّ اللَّهَ تَبارَکَ وتَعالى یُحاسِبُ النّاسَ عَلى قَدرِ ما آتاهُم مِنَ العُقولِ فی دارِ الدّنیا.[22]


امام باقر علیه السلام: در کتاب- مقصود کتابى از على علیه السلام است- خواندم که ارزش هر کس به اندازه شناخت اوست. همانا خداوند تبارک و تعالى مردم را به اندازه عقل و فهمى که در دنیا به آنها داده است حسابرسى مىکند.

 

لإمامُ الصّادقُ علیه السلام: إنَّ مَنزِلَةَ القَلبِ مِنَ الجَسَدِ بِمَنزِلَةِ الإمامِ مِنَ النّاسِ، الواجِبِ الطّاعَةُ عَلَیهِم.[23]

امام صادق علیه السلام: منزلت دل در بدن، به منزله پیشواست در میان مردم که اطاعتش بر آنان واجب مىباشد.


رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: لِکُلِّ شَیءٍ دِعامَةٌ، ودِعامَةُ المُؤمِنِ عَقلُهُ، فبِقَدرِ عَقلِهِ تَکونُ عِبادَتُهُ لِرَبِّهِ.[24]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: هر چیزى پشتوانهاى دارد و پشتوانه مؤمن، خرد اوست و به اندازه خردش پروردگارش را بندگى مىکند.

 

رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: إنَّما یُدرَکُ الخَیرُ کُلُّهُ بِالعَقلِ، ولا دِینَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ.[25]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خیر و خوبى، تماماً، با خرد به دست مىآید و کسى که خرد ندارد دین ندارد.

 

الإمامُ الحسنُ علیه السلام: بِالعَقلِ تُدرَکُ الدّارانِ جَمیعاً، ومَن حُرِمَ مِنَ العَقلِحُرِمَهُما جَمیعاً.[26]

امام حسن علیه السلام: با خرد است که هر دو سراى به دست مىآید و هر که از خرد محروم باشد از هر دو سراى محروم شود.


 

. الإمامُ الکاظمُ علیه السلام: مَن أرادَ الغِنى بِلا مالٍ، وراحَةَ القَلبِ مِنَ الحَسَدِ، والسَّلامَةَ فی الدِّینِ، فَلْیَتَضَرَّعْ إلَى اللَّهِ عَزَّوجلَّ فی مَسألَتِهِ بِأن یُکمِلَ عَقلَهُ.

امام کاظم علیه السلام: هر که خواهان توانگرىِ بدون داشتن مال و ثروت و آسودگى دل از حسدورزى و داشتن دین سالم است، باید با تضرّع از خداوند عزّوجلّ بخواهد که خردش را کامل گرداند.


الإمامُ الکاظمُ علیه السلام: إنَّ للَّهِ عَلَى النّاسِ حُجَّتَینِ: حُجَّةً ظاهِرَةً، وحُجَّةً باطِنَةً، فأمّا الظّاهِرَةُ فَالرُّسُلُ والأنبِیاءُ والأئمَّةُ علیهم السلام، وأمّا الباطِنَةُ فَالعُقولُ.[27]


امام کاظم علیه السلام: خداوند را بر مردمان دو حجت است: حجتى بیرونى و حجتى درونى. حجت بیرونى همان فرستادگان و پیامبران و امامان علیهم السلام هستند و حجت درونى همان خردها.


عنه علیه السلام- فی وَصِیَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَکَمِ-:

ما بَعَثَ اللَّهُ أنبِیاءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلّا لِیَعقِلوا عَنِ اللَّهِ، فأحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأمرِ اللَّهِ أحسَنُهُم عَقلًا، وأکمَلُهُم عَقلًا أرفَعُهُم دَرَجَةً فی الدّنیا والآخِرَةِ.[28]

امام کاظم علیه السلام- در سفارش به هشام بن حکم- فرمود: خداوند پیامبران و رسولان خود را به سوى بندگانش نفرستاد مگر براى این که درباره خدا اندیشه کنند. پس، هر کس از آنان که شناختش بهتر باشد، دعوت را پذیراتر باشد و داناترینشان به کار خدا، کسى است که خردش نیکوتر باشد و کسى که خردش کاملتر باشد، در دنیا و آخرت بلند پایهتر باشد.


الإمامُ الباقرُ علیه السلام: لا مُصیبَةَ کَعَدَمِ العَقلِ.[29]

امام باقر علیه السلام: مصیبتى، چون بىخردى نیست.


الإمامُ الصّادقُ علیه السلام: إذا أرادَ اللَّهُ أن یُزیلَ مِن عَبدٍ نِعمَةً کانَ أوَّلُ ما یُغَیِّرُ مِنهُ عَقلَهُ.[30]

امام صادق علیه السلام: هر گاه خداوند بخواهد نعمتى را از بندهاى بگیرد، نخستین چیزى که در او تغییر مىدهد خرد اوست.


رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: استَرشِدوا العَقلَ تَرشُدوا، ولا تَعصوهُ فتَندَموا.[31]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: از خرد راهنمایى بجویید تا راهنمایى شوید، و از آن نافرمانى نکنید که پشیمان مىشوید.


13496. الإمامُ علیٌّ علیه السلام: العَقلُ خَلیلُ المُؤمِنِ.[32]

امام على علیه السلام: خرد، دوست صمیمى مؤمن است.


13498. عنه علیه السلام: لا یَغُشُّ العَقلُ مَنِ استَنصَحَهُ.[33]

امام على علیه السلام: خرد، به کسى که از او راهنمایى بخواهد خیانت نمىکند.


 الإمامُ علیٌّ علیه السلام: العَقلُ صاحِبُ جَیشِ الرَّحمنِ، والهَوى قائدُ جَیشِ الشَّیطانِ، والنَّفسُ مُتَجاذِبَةٌ بَینَهُما، فأیُّهُما غَلَبَ کانَت فی حَیِّزِهِ.[34]

امام على علیه السلام: خرد، سردار سپاه رحمان است و هوس، فرمانده لشکر شیطان و هریک نفس را به سوى خود مىکشاند.پس، هرکدام پیروز شود، نفْس در طرف او قرار مىگیرد.


رسولُ اللَّهِ صلى الله علیه و آله: العَقلُ نورٌ خَلَقَهُ اللَّهُ لِلإنسانِ، وجَعَلَهُ یُضیءُ عَلَى القَلبِ؛ لِیَعرِفَ بِهِ الفَرقَ بَینَ المُشاهَداتِ مِنَ المُغَیَّباتِ.[35]

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله: خرد نورى است که خداوند براى انسان آفرید و آن را روشنگر دل قرار داد، تا در پرتو آن تفاوت میان دیدنیها و نادیدنیها را بشناسد.


عنه علیه السلام: الدِّینُ والأدَبُ نَتیجَةُ العَقلِ.[36]

عنه علیه السلام: ما آمَنَ المُؤمِنُ حَتّى عَقَلَ.[37]

 

 



[1]  المیزان جلد 2 صفحه 250- 249.

[2]  سوره ملک، آیه 10.

[3]  سوره حج، آیه 46.

[4] تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 217

 

[5] ( 7). روضة الواعظین: 4.

[6] میزان الحکمة ؛ ج7-عربى ؛ ص494 - روضة الواعظین: 9

[7]  الأمالی للطوسی: 147/ 241.

[8]  غرر الحکم: 1250.

[9]  غرر الحکم: 404.

[10]  غرر الحکم: 1325.

[11] غرر الحکم: 272.

[12] ( 1). غرر الحکم: 1291- 1292.

[13] ( 2). غرر الحکم: 2151.

[14] نهج البلاغة: الحکمة 38.

[15] غرر الحکم: 3354.

[16] ( 3). الکافی: 1/ 12/ 11 و الآیة من سورة البقرة: 269.

[17] ( 2). الکافی: 1/ 12/ 9.

[18] ( 3). مجمع البیان: 10/ 487.

[19] مجمع البیان: 10/ 487.

[20] الکافی: 1/ 26/ 26.

[21]  در نقلى آمده است: عزیزتر از تو. در نقلى دیگر آمده است: نزد من گرامیتر از تو. در نقلى آمده است: هیچ آفریده‏اى نیافریده‏ام که نزد من محبوبتر از تو باشد. در نقلى دیگر آمده است: هیچ آفریده‏اى نیافریده‏ام که از تو نیکوتر، نسبت به من فرمانبردارتر، از تو بلند پایه‏تر، از تو شریفتر و از تو عزیزتر باشد. در نقلى آمده است: پس، خداوند جلّ و عزّ فرمود: تو را مخلوقى با عظمت آفریدم و برهمه آفریدگانم برترى دادمت. و در نقلى هم آمده است: آفریده‏اى با عظمت‏تر و فرمانبردارتر از تو نیافریده‏ام.

[22]  معانی الأخبار: 1/ 2.

[23] علل الشرائع: 109/ 8.

[24] بحار الأنوار: 1/ 96/ 42.

[25] تحف العقول: 54.

[26] کشف الغمّة: 2/ 197.

[27] الکافی: 1/ 16/ 12.

[28] الکافی: 1/ 16/ 12.

[29]  تحف العقول: 286.

[30] الاختصاص: 245.

[31]  کنز الفوائد: 2/ 31.

[32] ( 7). تحف العقول: 203.

[33] نهج البلاغة: الحکمة 281.

[34] غرر الحکم: 2099.

[35] ( 2). عوالی اللآلی: 1/ 248/ 4.

[36] ( 4). غرر الحکم: 1693.

[37] ( 5). غرر الحکم: 9553.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۵/۰۵/۳۱
علی مویدی

نظرات  (۱)

خدا خیرتون بدهد با این مطالبتون.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">